جمعی از فعالان دانشجویی خارج از کشور با انتشار بیانیه ای به مجموعهی حاکمیت هشدار داده اند تا "رویهی نامیمون برخورد با فعالیتهای مسالمتآمیز دانشجویی" را پایان دهند.
به گزارش دانشجو نیوز، در این بیانیه آماده است: "ما عمیقا معتقدیم با توجه به خشونت عریان نیروهای امنیتی و سرکوبگر نسبت به دانشجویان و دانشگاه، هشیاری دانشجویان در اعتراضاتشان امری لازم و ضرروی است. چیزی که تا به امروز نیز همواره چراغ راه فعالان جنبش دانشجویی بوده است و پس از این نیز خواهد بود؛ هشیاری، استقلال، شجاعت."
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
دهههای متمادی است که دانشگاه و دانشجویان به مثابه کانون و چراغ روشن اندیشهورزی و آزادیخواهی، قلب تپندهی جنبشهای مدنی مردم ایران بوده است. اما از بدو تاسیس نهاد دانشگاه در ایران تا امروز، همواره اصحاب قدرت با دانشجویان آگاه و آزادیخواه برخورد خصمانه داشتهاند و فراز و نشیبها و تحولات پی در پی در تاریخ معاصر ایران نیز هرگز سبب نشده است تا سرکوب جنبش دانشجویی توسط حاکمان لحظهای متوقف گردد. اما جنبش دانشجویی ایران نشان داده است که علیرغم فشارها، ترس آفرینیها و سرکوب مداوم از سوی صاحبان قدرت هیچگاه در برابر ظلم، بیداد و استبداد سکوت نخواهد کرد و با سلاح اندیشه و آگاهی، پایههای استبداد را فرو خواهد ریخت و زندان، محرومیت و ممنوعیت نتوانسته مانع تپش و حرکت رو به جلوی آن شود.
دانشگاه و جنبش دانشجویی در سی سال گذشته همواره زیر ضرب حملات عمله استبداد بوده و به خصوص در شش سال گذشته و به صورت مشخص پس از کودتای انتخاباتی ۸۸، نیروهای سرکوبگر با حمله وحشیانه به محیط دانشگاه و یا خانه و کاشانه دانشجویان و بازداشت و ضرب و شتم آنها و همچنین محروم کردن دانشجویان اندیشهورز، نخبه و آزادیخواه از ادامهی تحصیل، تعطیلی تشکلهای منتقد، صدور احکام قضایی بیسابقه علیه فعالان دانشجویی و بازنشستگی اجباری اساتید صاحب صلاحیت، با تهدید و ارعاب هر روزهی دانشجویان، و با انکار حضور درخشان آنها خواسته است وقفهای در جنبش پرافتخار دانشجویی ایجاد کند تا بتواند به خواستهای نامشروع خود در خاموش کردن صدای مخالفان و یک صدا کردن جامعه دست یابد.
اما زنهار که دانشگاه تا همیشه زنده است و پویا و خار چشم مستبدین؛ آنچه اقتدارگرایان بر آن حمله میکنند، تصویر ماه درخشان جنبش دانشجویی است بر آب و هر چند که لحظهای معوج شود، باز هم ماه خواهد تابید و در آب منعکس خواهد شد.
اکنون نیز علیرغم گذشت نزدیک به دو سال از جنایات پس از وقایع انتخابات که با کشتار مردم بی دفاع، حمله به کوی دانشگاه و فجایع کهریزک همراه بود و عاملان و آمران این جنایات آزادانه به اعمال ننگین خود میپردازند برخی از مسوولان نظامی کماکان دانشجویان را تهدید به برخوردهای خشونت آمیز می کنند.
ما جمعی از فعالان سابق جنبش دانشجویی به مجموعهی حاکمیت هشدار میدهیم تا رویهی نامیمون برخورد با فعالیتهای مسالمتآمیز دانشجویی را پایان دهد؛ سرمایههای علمی و نخبگان این کشور را هر چه سریعتر از زندان آزاد کنند.
ما خواهان پایان حکومت نظامی غیررسمی حاکم بر دانشگاهها و بازگشت فضای آکادمیک به جای جو پادگانی امروز دانشگاهها هستیم. ما خواهان آن هستیم که با خروج نیروهای امنیتی و غیر دانشگاهی از محیط دانشگاهها آزادیهای آکادمیک احیا و برقرار شود. ما به عنوان کسانی که تجربه و افتخار چندین سال همراهی با جنبش دانشجویی را داشتهایم، از همهی حرکتهای مستقل، آزادیخواهانه و غیرخشونتآمیز در اعتراض به فضای پادگانی – امنیتی دانشگاهها دفاع و از دانشجویانی که در این زمینه تلاش میکنند حمایت میکنیم.
ما عمیقا معتقدیم با توجه به خشونت عریان نیروهای امنیتی و سرکوبگر نسبت به دانشجویان و دانشگاه، هشیاری دانشجویان در اعتراضاتشان امری لازم و ضرروی است. چیزی که تا به امروز نیز همواره چراغ راه فعالان جنبش دانشجویی بوده است و پس از این نیز خواهد بود؛ هشیاری، استقلال، شجاعت.
دقت و بررسی همهی جوانب پیش از ورود به عرصهی عمل و پرهیز از دامهای نهان و آشکار حاکمیت میتواند بر نیرومندی بیشتر جنبش دانشجویی بیافزاید تا با هزینههای کمتر، دستاوردهای بزرگتری کسب کند.
در پایان ما جمعی از فعالان سابق جنبش دانشجویی ایران، ضمن اعلام حمایت از فعالیتهای مستقل و روشنبینانهی جنبش دانشجویی، به حاکمیت در مورد ادامهی روند برخورد با دانشگاه به شدت هشدار میدهیم.
اسامی امضا کنندگان این بیانیه:
آذرنیوش، فرشید
اسکندری، صادق
اصلاحچی، مرتضی
اعتمادی، امیرحسین
بهمنی، آرش
جعفریان، رضا
جهاندار، پویا
خسروی، مصطفی
دوستیپور، فرشاد
رشیدی، امیر
روزبهانی، مریم
روحانی، مهدی
سپهریفر، تارا
سرابندی، نسیم
سیما، سلمان
شجاعی، صادق
شکوهیفرد، محمدرضا
صادقی، محمد
ظریفینیا، حمیدرضا
طالبی، حسن
عبدی، علی
علیپور، فرهمند
فریدی، ناصح
فناییان، فاطمه
محمدی، فرشاد
مصطفوی، نریمان
میردامادی، سراجالدین
همتی، رحیم
هنری، علی
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه
درخواست انجمن اسلامی دانشگاه تهران از مشاورانرهبران سبز جهت حمایت از اعتراضات دانشجویی 25 اردیبهشت
همزمان با اعلام آمادگی طیف وسیعی از دانشجویان سبز دانشگاههای کشور جهت برگزاری اعتصاب اسری و اعتراضِ در روز ٢۵ اردیبهشت (نسبت به امنیتی شدن فضای دانشگاه ها)، فعالان انجمن اسلامی دانشگاه تهران طی صدور بیانیه شماره ششم خود، از مشاورین رهبران جنبش سبز خواستار حمایت رسمی از مراسم فوق شدند.
طی روزهای اخیر، دانشجویان سبز، دست کم نوزده دانشگاه کشور، در مورد برگزاری اعتصاب و تجمعاتِ اعتراضی ٢۵ اردیبهشت در دانشگاههای خود، اعلام آمادگی و حضور کرده اند.
به گزارش فیس بوک ٢۵ اردیبهشت، در قسمت هایی از بیانیه ششم فعالان انجمن اسلامی دانشگاه تهران آمده است "ما پس از ساعت ها نشست و جلسات متعدد با دیگر دوستان به این واقعیت دست یافتیم که هر چه پیش می رود کار دشوار تر گردیده و به نظر می آید در صورت عدم صدور بیانیه و حمایت رسمی از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید و همچنین مشاورین جناب آقایان موسوی و کروبی به عنوان پر نفوذترین افراد در میان فعالان دانشجویی این موج خودجوش اعتراضی هدایتی عقیم شده یافته و به نتیجه مطلوب دست نمی یابد."
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل می باشد :
ششمین بیانیه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی انتشار بیانیه پنجم جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران برای اعتراض به امنیتی شدن فضای این دانشگاه در روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه و پیرو آن انتشار بیانیه جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه پلی تکنیک و همچنین فراخوان عمومی این دانشجویان در بیانیه خود از دیگر دانشگاه ها برای پیوستن به این حرکت اعتراضی ، موجی از صدور بیانیه ها و حمایت ها از فعالین دانشجویی دانشگاههای مختلف برای سراسری شدن این اعتراض فضای مجازی را فرا گرفته است. استقبال بی نظیر فعالان دانشجویی دانشگاهها از شروع بهار اعتراضات ما را نیز به عنوان بخشی از مبدعان این طرح شگفت زده نموده و مسائل حاشیه ای را به وجود آورد که ما را بر آن داشت تا مطالبی را در بیانیه ای جداگانه اعلام نمائیم.
اولا تاسیس صفحه فیس بوک بیست و پنجم اردیبهشت ماه توسط برخی از فعالان دانشجویی و صادر کنندگان بیانیه های دانشگاه تهران و امیرکبیر صورت گرفته است و این دانشجویان هیچ وابستگی خاصی به نیروهای اپوزیسیون خارج از نظام نداشته و این حرکت کاملا دانشجویی و مستقل می باشد.
ثانیا با گذشت کمتر از یک هفته تا لحظه تنظیم این بیانیه، فعالین بیش از ٢٣ دانشگاه مختلف با صدور بیانیه هایی مجزا برای شرکت در بهار اعتراضات دانشجویی از طریق ارتباط با صفحه رسمی فیس بوک بیست و پنجم اردیبهشت ماه و سایت های خبری دیگر اعلام آمادگی نموده اند و گردانندگان این صفحه تا حد امکان سعی داشته اند که دریافت بیانیه ها از فعالین دانشجویی این دانشگاهها صورت پذیرد.
ثالثا به علت مخاطرات امنیتی و نفوذ بیش از حد سرویس امنیتی در دانشگاهها، صادر کنندگان این بیانیه تاکنون نتوانسته اند با تشکیلات رسمی دانشجویی دانشگاههای دیگر ارتباط مستقیم و غیر مجازی برقرار کرده و به سازماندهی این حرکت پرداخته و همراهی آنان را جلب نمایند و همین امر موجب دو دستگی در قشر فعالان دانشجویی گردیده است و بنا بر اطلاعات کسب شده این نا هماهنگی ها در برخی از دانشگاهها نیز میان صادر کنندگان بیانیه ها و اعضای فعال تشکیلات رسمی دانشگاهها رخ داده است.
این دو دستگی ها در فضای مجازی نیز بطور کامل قابل لمس است به طوری که تعداد اندکی از سایت های خبری رسمی جنبش سبز از ارائه پوشش خبری به علت ماهیت نامشخص مبدعان این طرح تاکنون خودداری نموده اند. رابعا در عرض هفته گذشته تیم تشکیلاتی بیست و پنجم اردیبهشت با تمام تلاش خود متاسفانه متوجه عدم نفوذ خود برای هماهنگی این اعتراض به علت گستردکی آن گردیده است.
زیرا برگزاری اعتراض در دو دانشگاه تبدیل به برگزاری اعتراضی به وسعت کشوری گردیده است و ما پس از ساعت ها نشست و جلسات متعدد با دیگر دوستان به این واقعیت دست یافتیم که هر چه پیش می رود کار دشوار تر گردیده و به نظر می آید در صورت عدم صدور بیانیه و حمایت رسمی از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید و همچنین مشاورین جناب آقایان موسوی و کروبی به عنوان پر نفوذترین افراد در میان فعالان دانشجویی این موج خودجوش اعتراضی هدایتی عقیم شده یافته و به نتیجه مطلوب دست نمی یابد.
لذا ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران ،از مشاورین رهبران جنبش سبز می خواهیم در راستای این حرکت ضمن صدور بیانیه ای رسمی و حمایت از این طرح اقدام به اعلام ساعت و برنامه ای هماهنگ برای انجام این اعتراض گسترده داشته باشند و خاطر نشان می کنیم که در چند روز گذشته با تماس های غیر مستقیم در فضای مجازی با فعالین دانشجویی از آمادگی کامل و بستر مناسب در بیشتر دانشگاهها برای انجام این اعتراضات یقین کامل یافته ایم .
مثال می توان به اعتراضات صنفی در دو دانشگاه پلی تکنیک و سوره در هفته های اخیر و چند اعتراض دیگر در دانشگاههای مختلف در روزهای گذشته اشاره نمود که با استقبال قابل تقدیری از سوی دانشجویان صورت پذیرفت.
البته مجددا تاکید می نمائیم آنچه که موجب نگرانی ما گردیده عدم نفوذ ما برای برنامه ریزی سراسری ( به طور مثال هر دانشگاهی برای خود در بیانیه اش ساعتی خاص برای تجمع لحاظ نموده ) و همچنین دو دستگی فعالین دانشجویی در حمایت و عدم حمایت از این بهار اعتراضات می باشد. بی تردید حمایت از بهار اعتراضات دانشجویی در فضای کنونی و قبل از خردادماه می تواند بسیار موثر بوده و دانشگاههای کشور را از این رخوت و سستی یک ساله خارج نماید. انشاءالله
همچنین در همین جا از تمام سایت ها و رسانه ها و اشخاصی که ما را در انتشار اخبار این حرکت در چند روز گذشته یاری نمودند کمال تشکر را می نمائیم.
بی تردید سقوط ظلم بسیار نزدیک است و یقین داریم که بزودی نسیم پر طراوت آزادی وزدیدن خواهد گرفت
جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی
هفدهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود
گفتنی است دانشجویانِ سبزِ دانشگاههای علامه، بهشتی، علم و صنعت، هنر تهران، امیر کبیر، بوعلی همدان، گیلان، آزاد ساری، آزاد رباط کریم، پیشوا- ورامین، پیام نور مازندران، دانشگاه های چهارگانه شهر تبریز، آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران و دانشگاه آزاد لاهیجان، به آکسیون سراسری (اعتصاب و تجمع و اعتراض) در روز ٢۵ اردیبهشت ماه پیوسته، و دانشگاههای دیگر نیز در حال ملحق شدن به این خیزش هستند.
طی روزهای اخیر، دانشجویان سبز، دست کم نوزده دانشگاه کشور، در مورد برگزاری اعتصاب و تجمعاتِ اعتراضی ٢۵ اردیبهشت در دانشگاههای خود، اعلام آمادگی و حضور کرده اند.
به گزارش فیس بوک ٢۵ اردیبهشت، در قسمت هایی از بیانیه ششم فعالان انجمن اسلامی دانشگاه تهران آمده است "ما پس از ساعت ها نشست و جلسات متعدد با دیگر دوستان به این واقعیت دست یافتیم که هر چه پیش می رود کار دشوار تر گردیده و به نظر می آید در صورت عدم صدور بیانیه و حمایت رسمی از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید و همچنین مشاورین جناب آقایان موسوی و کروبی به عنوان پر نفوذترین افراد در میان فعالان دانشجویی این موج خودجوش اعتراضی هدایتی عقیم شده یافته و به نتیجه مطلوب دست نمی یابد."
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل می باشد :
ششمین بیانیه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی انتشار بیانیه پنجم جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران برای اعتراض به امنیتی شدن فضای این دانشگاه در روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه و پیرو آن انتشار بیانیه جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه پلی تکنیک و همچنین فراخوان عمومی این دانشجویان در بیانیه خود از دیگر دانشگاه ها برای پیوستن به این حرکت اعتراضی ، موجی از صدور بیانیه ها و حمایت ها از فعالین دانشجویی دانشگاههای مختلف برای سراسری شدن این اعتراض فضای مجازی را فرا گرفته است. استقبال بی نظیر فعالان دانشجویی دانشگاهها از شروع بهار اعتراضات ما را نیز به عنوان بخشی از مبدعان این طرح شگفت زده نموده و مسائل حاشیه ای را به وجود آورد که ما را بر آن داشت تا مطالبی را در بیانیه ای جداگانه اعلام نمائیم.
اولا تاسیس صفحه فیس بوک بیست و پنجم اردیبهشت ماه توسط برخی از فعالان دانشجویی و صادر کنندگان بیانیه های دانشگاه تهران و امیرکبیر صورت گرفته است و این دانشجویان هیچ وابستگی خاصی به نیروهای اپوزیسیون خارج از نظام نداشته و این حرکت کاملا دانشجویی و مستقل می باشد.
ثانیا با گذشت کمتر از یک هفته تا لحظه تنظیم این بیانیه، فعالین بیش از ٢٣ دانشگاه مختلف با صدور بیانیه هایی مجزا برای شرکت در بهار اعتراضات دانشجویی از طریق ارتباط با صفحه رسمی فیس بوک بیست و پنجم اردیبهشت ماه و سایت های خبری دیگر اعلام آمادگی نموده اند و گردانندگان این صفحه تا حد امکان سعی داشته اند که دریافت بیانیه ها از فعالین دانشجویی این دانشگاهها صورت پذیرد.
ثالثا به علت مخاطرات امنیتی و نفوذ بیش از حد سرویس امنیتی در دانشگاهها، صادر کنندگان این بیانیه تاکنون نتوانسته اند با تشکیلات رسمی دانشجویی دانشگاههای دیگر ارتباط مستقیم و غیر مجازی برقرار کرده و به سازماندهی این حرکت پرداخته و همراهی آنان را جلب نمایند و همین امر موجب دو دستگی در قشر فعالان دانشجویی گردیده است و بنا بر اطلاعات کسب شده این نا هماهنگی ها در برخی از دانشگاهها نیز میان صادر کنندگان بیانیه ها و اعضای فعال تشکیلات رسمی دانشگاهها رخ داده است.
این دو دستگی ها در فضای مجازی نیز بطور کامل قابل لمس است به طوری که تعداد اندکی از سایت های خبری رسمی جنبش سبز از ارائه پوشش خبری به علت ماهیت نامشخص مبدعان این طرح تاکنون خودداری نموده اند. رابعا در عرض هفته گذشته تیم تشکیلاتی بیست و پنجم اردیبهشت با تمام تلاش خود متاسفانه متوجه عدم نفوذ خود برای هماهنگی این اعتراض به علت گستردکی آن گردیده است.
زیرا برگزاری اعتراض در دو دانشگاه تبدیل به برگزاری اعتراضی به وسعت کشوری گردیده است و ما پس از ساعت ها نشست و جلسات متعدد با دیگر دوستان به این واقعیت دست یافتیم که هر چه پیش می رود کار دشوار تر گردیده و به نظر می آید در صورت عدم صدور بیانیه و حمایت رسمی از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید و همچنین مشاورین جناب آقایان موسوی و کروبی به عنوان پر نفوذترین افراد در میان فعالان دانشجویی این موج خودجوش اعتراضی هدایتی عقیم شده یافته و به نتیجه مطلوب دست نمی یابد.
لذا ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران ،از مشاورین رهبران جنبش سبز می خواهیم در راستای این حرکت ضمن صدور بیانیه ای رسمی و حمایت از این طرح اقدام به اعلام ساعت و برنامه ای هماهنگ برای انجام این اعتراض گسترده داشته باشند و خاطر نشان می کنیم که در چند روز گذشته با تماس های غیر مستقیم در فضای مجازی با فعالین دانشجویی از آمادگی کامل و بستر مناسب در بیشتر دانشگاهها برای انجام این اعتراضات یقین کامل یافته ایم .
مثال می توان به اعتراضات صنفی در دو دانشگاه پلی تکنیک و سوره در هفته های اخیر و چند اعتراض دیگر در دانشگاههای مختلف در روزهای گذشته اشاره نمود که با استقبال قابل تقدیری از سوی دانشجویان صورت پذیرفت.
البته مجددا تاکید می نمائیم آنچه که موجب نگرانی ما گردیده عدم نفوذ ما برای برنامه ریزی سراسری ( به طور مثال هر دانشگاهی برای خود در بیانیه اش ساعتی خاص برای تجمع لحاظ نموده ) و همچنین دو دستگی فعالین دانشجویی در حمایت و عدم حمایت از این بهار اعتراضات می باشد. بی تردید حمایت از بهار اعتراضات دانشجویی در فضای کنونی و قبل از خردادماه می تواند بسیار موثر بوده و دانشگاههای کشور را از این رخوت و سستی یک ساله خارج نماید. انشاءالله
همچنین در همین جا از تمام سایت ها و رسانه ها و اشخاصی که ما را در انتشار اخبار این حرکت در چند روز گذشته یاری نمودند کمال تشکر را می نمائیم.
بی تردید سقوط ظلم بسیار نزدیک است و یقین داریم که بزودی نسیم پر طراوت آزادی وزدیدن خواهد گرفت
جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی
هفدهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود
گفتنی است دانشجویانِ سبزِ دانشگاههای علامه، بهشتی، علم و صنعت، هنر تهران، امیر کبیر، بوعلی همدان، گیلان، آزاد ساری، آزاد رباط کریم، پیشوا- ورامین، پیام نور مازندران، دانشگاه های چهارگانه شهر تبریز، آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران و دانشگاه آزاد لاهیجان، به آکسیون سراسری (اعتصاب و تجمع و اعتراض) در روز ٢۵ اردیبهشت ماه پیوسته، و دانشگاههای دیگر نیز در حال ملحق شدن به این خیزش هستند.
۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه
به مناسبت دهم اسفند
به نام خدا
مردم آگاه و مبارز ایران
مبارزات رهایی بخش مردم ستمدیده در تداوم خواست های آزادی خواهی و عدالت طلبی مردم ایران وارد دوره جدیدی از تاریخ شده است. مبارزات دو سال اخیر ایران در مقابل حاکمیت انحصارطلب که هیچ گونه حقی برای مردم قائل نبود به صورت جنبشی در قالب دموکراسی خواهی مبتنی بر شعور وخرد جمعی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی به صورت مسالمت آمیز شکل گرفت. شکل گیری این جنبش به مرور و در پرتو روشنگری ها ومبارزات پی گیر نیروهای آزادی خواه وتشدید مشکلات اجتماعی واقتصادی ، مردم به حقایق تلخی که در پشت ظاهرسازی ها و تبلیغات و ادعاهای دروغ حاکمان خودکامه و تشدید نابسامانیها و محرومیت ها ی اجتماعی و آشکارتر شدن ناکارآمدی مدیران و رواج فساد مالی و اخلاقی در میان طبقه حاکم سرانجام روزی رسید که مردم به تنگ آمده و پس انتخابات از زیستن درازمدت در رنج و محرومیت و تحقیر، به برکت گفت و گوها و تعاملهای روشنگرانه در عرصه های مختلف حیات مادی و معیشتی ، فکری و فرهنگی و اجتماعی به این نتیجه واحد رسیدند که "دیگر بس است" باید کاری کرد! در خیزش تازه مردم ستمدیده خواستار احیاء و اجرای اصولی شدند که ثمره جنبش ها و انقلابات اجتماعی آنان در یکصد سال گذشته بود. مردم به پا خاستند تا اجازه ندهند پیش از این زمامداران تحت لوای اصول دین و عدالت ، حاکمیت ملی و دموکراسی و احترام به حقوق اساسی مردم وهمه این ارزش ها را به بهانه حراست ازامنیت ملی، مصالح نظام سیاسی و یا شریعت و مذهب ، به مسلخ ببرند .
مردم آگاه و مبارز ایران
اصرار بر راهبرد مقاومت مدنی و مشی عدم خشونت ؛ پرهیز از انقام جوئی تخریب اماکن و موسسات عمومی از خواست های اساسی جنبش اخیر بود اما برخورد حاکمان و مسئولان بگونه ای بود که نه تنها مردم در تعین سرنوشت خویش، هیچ به شمار رفتند بلکه اعتراضات در چهارچوب قانون اساسی مورد هجوم وحشیانه نیز قرار گرفت به گونه ای که تعدادی از فرزندان میهن مان در خیابانها به خاک و خون کشیده و تعداد زیادی روانه زندانها شدند. حاکمیت با تمام قوا با در دست داشتن تمامی ارکان قدرت و ثروت سعی در سرکوب خواست های مردمی نمود بگونه ای که پس از عاشورای خونین 88 با هجمه های فراوان، خواست القا کند که این جنبش جنبشی مردمی نیست و توسط بیگانگان شکل گرفته و و هدایت می شود طوری که خرد و خواست مردم را به سخره گرفتند. سکوت ده ماهه جنبش و آغاز دوباره آن در 25 بهمن تمامی تلاش های انحصارطلبان را متلاشی و ثابت کرد که جنبش آزادی خواهی مردم ایران پویاست.
مردم آگاه و مبارز ایران
25 بهمن برگی دیگر از مبارزات رهایی بخش و مسالمت آمیز جنبش سبز بود که بار دیگر با ریختن خون جوانان وطن رنگین شد و دو تن از فرزندان میهن مان توسط در این روزبه شهادت رسیدند و صدها نفر دستگیر شدند و در تداوم سرکوب این روز رهبران جنبش سبز مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی به همراه همسرانشان ابتدا در منازل خویش زندانی و سپس به مکانی نامعلوم منتقل شدند و یکم اسفند به مناسبت هفتمین روز کشته شده گان 25 بهمن نیز با کشته شدن یک دانشجوی شیراز خونین شد.
ما هواداران جنبش مسلمانان مبارز ضمن محکوم نمودن سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت آمیز مردم، حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی و از تمامی زندانیان سیاسی اعلام نموده و مسئولیت جانی رهبران جنبش را مستقیما متوجه حاکمیت دانسته و خواهان آزادی بی قید و شرط آنان به همراه همسرانشان هستیم و هشدار می دهیم که به خواست های قانونی و مشروع مردم تا دیر نشده تن داده و اجرا نمایند زیرا باورمان بر این است که نه تنها حاکمیت ایران بلکه حاکمان منطقه نیز هیچ راهی جز پذیرش خواست های مردم و گام نهادن درمسیر دموکراسی به معنای حاکمیت حقیقی مردم بر خود ندارد.
هواداران جنبش مسلمانان مبارز
9/12/1389
مردم آگاه و مبارز ایران
مبارزات رهایی بخش مردم ستمدیده در تداوم خواست های آزادی خواهی و عدالت طلبی مردم ایران وارد دوره جدیدی از تاریخ شده است. مبارزات دو سال اخیر ایران در مقابل حاکمیت انحصارطلب که هیچ گونه حقی برای مردم قائل نبود به صورت جنبشی در قالب دموکراسی خواهی مبتنی بر شعور وخرد جمعی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی به صورت مسالمت آمیز شکل گرفت. شکل گیری این جنبش به مرور و در پرتو روشنگری ها ومبارزات پی گیر نیروهای آزادی خواه وتشدید مشکلات اجتماعی واقتصادی ، مردم به حقایق تلخی که در پشت ظاهرسازی ها و تبلیغات و ادعاهای دروغ حاکمان خودکامه و تشدید نابسامانیها و محرومیت ها ی اجتماعی و آشکارتر شدن ناکارآمدی مدیران و رواج فساد مالی و اخلاقی در میان طبقه حاکم سرانجام روزی رسید که مردم به تنگ آمده و پس انتخابات از زیستن درازمدت در رنج و محرومیت و تحقیر، به برکت گفت و گوها و تعاملهای روشنگرانه در عرصه های مختلف حیات مادی و معیشتی ، فکری و فرهنگی و اجتماعی به این نتیجه واحد رسیدند که "دیگر بس است" باید کاری کرد! در خیزش تازه مردم ستمدیده خواستار احیاء و اجرای اصولی شدند که ثمره جنبش ها و انقلابات اجتماعی آنان در یکصد سال گذشته بود. مردم به پا خاستند تا اجازه ندهند پیش از این زمامداران تحت لوای اصول دین و عدالت ، حاکمیت ملی و دموکراسی و احترام به حقوق اساسی مردم وهمه این ارزش ها را به بهانه حراست ازامنیت ملی، مصالح نظام سیاسی و یا شریعت و مذهب ، به مسلخ ببرند .
مردم آگاه و مبارز ایران
اصرار بر راهبرد مقاومت مدنی و مشی عدم خشونت ؛ پرهیز از انقام جوئی تخریب اماکن و موسسات عمومی از خواست های اساسی جنبش اخیر بود اما برخورد حاکمان و مسئولان بگونه ای بود که نه تنها مردم در تعین سرنوشت خویش، هیچ به شمار رفتند بلکه اعتراضات در چهارچوب قانون اساسی مورد هجوم وحشیانه نیز قرار گرفت به گونه ای که تعدادی از فرزندان میهن مان در خیابانها به خاک و خون کشیده و تعداد زیادی روانه زندانها شدند. حاکمیت با تمام قوا با در دست داشتن تمامی ارکان قدرت و ثروت سعی در سرکوب خواست های مردمی نمود بگونه ای که پس از عاشورای خونین 88 با هجمه های فراوان، خواست القا کند که این جنبش جنبشی مردمی نیست و توسط بیگانگان شکل گرفته و و هدایت می شود طوری که خرد و خواست مردم را به سخره گرفتند. سکوت ده ماهه جنبش و آغاز دوباره آن در 25 بهمن تمامی تلاش های انحصارطلبان را متلاشی و ثابت کرد که جنبش آزادی خواهی مردم ایران پویاست.
مردم آگاه و مبارز ایران
25 بهمن برگی دیگر از مبارزات رهایی بخش و مسالمت آمیز جنبش سبز بود که بار دیگر با ریختن خون جوانان وطن رنگین شد و دو تن از فرزندان میهن مان توسط در این روزبه شهادت رسیدند و صدها نفر دستگیر شدند و در تداوم سرکوب این روز رهبران جنبش سبز مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی به همراه همسرانشان ابتدا در منازل خویش زندانی و سپس به مکانی نامعلوم منتقل شدند و یکم اسفند به مناسبت هفتمین روز کشته شده گان 25 بهمن نیز با کشته شدن یک دانشجوی شیراز خونین شد.
ما هواداران جنبش مسلمانان مبارز ضمن محکوم نمودن سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت آمیز مردم، حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی و از تمامی زندانیان سیاسی اعلام نموده و مسئولیت جانی رهبران جنبش را مستقیما متوجه حاکمیت دانسته و خواهان آزادی بی قید و شرط آنان به همراه همسرانشان هستیم و هشدار می دهیم که به خواست های قانونی و مشروع مردم تا دیر نشده تن داده و اجرا نمایند زیرا باورمان بر این است که نه تنها حاکمیت ایران بلکه حاکمان منطقه نیز هیچ راهی جز پذیرش خواست های مردم و گام نهادن درمسیر دموکراسی به معنای حاکمیت حقیقی مردم بر خود ندارد.
هواداران جنبش مسلمانان مبارز
9/12/1389
۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه
جمعی از اساتید دانشگاههای تهران: سکوت بس است به پا خیزیم
جمعی از اساتید دانشگاههای تهران طی بیانیه ای خاطر نشان کردند که هر چه سکوت کنیم،نظام متجاوز سرکوبی را در تمامی ابعاد به اوج میبرد، نظام ولایت فقیه هر جا که با خطر اعتراضات مردمی و سرنگونی محتوم روبرو میشود به اعدام های جوانان روی می آورد تا چند صباحی بیشتر به حاکمیت ننگین خود ادامه دهد. پس باید بپا خیزیم . متن کامل بیانیه به شرح زیر میباشد :
هر چه سکوت کنیم ، گرانی ، فقر ، سرکوب و اعدام افزایش می یابد
پس باید بپا خیزیم و اکنون در ماه قیام(بهمن) زمان آن فرا رسیده است
دزدی ها و غارتگری های دولت غاصب و کارگزارانش در جنگ و جدالهای درونی خودشان روز به روز بیشتر افشا شده و ابعاد این غارت و چپاول بعد از حذف یارانه ها سیر صعودی به خود گرفته است.
درهمین رابطه دو عضو کمیسیون برنامه و وبودجه مجلس از گزارش جدید دیوان محاسبات کشور خبر دادند که نشان می دهد دولت ۱۱/۷ میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده و بجای اینکه به خزانه کشور واریز شود به جیب احمدی نژاد و دوستانش و مجتبی خامنه ای نور چشمی ولی فقیه ریخته شده است.
با شروع حذف یارانه ها و بالارفتن نجومی قیمتها (طوری که دیگر حتی نان خالی هم از سفره های ملت محروم ناپدید شده است) اموال و سرمایه های ما به دست غارتگران حاکم به تاراج میرود . نظام حاکم به خوبی میداند که رفتنی است و نفس های آخرش را میکشد ، بنابراین در حال جمع آوری پول و امکانات و ارسال به کشورهای دیگر است تا اگر ملت ایران نیز با الهام از قیام مردم تونس و مصر به خروش در آمدند ، کوله بار خود را بسته باشند و با پول و امکانات کافی از جیب ما، به کشور دیگری فرار کنند.
بعد از حذف یارانه ها ، در حالی که دزدی های نجومی کارگزاران حکومتی اوج جدیدی گرفته ، بطوری که جان ملت محروم از این همه فشار و ناداری به لب رسیده است، نظام حاکم برای مقابله با اعتراضات مردمی و بجای کمک به اقتصاد ور کشته کشور ، برای به سکوت و تسلیم وادار کردن مردم، دست به اعدامهای وحشیانه و حتی قتل عام زندانیان سیاسی که در اعتراضات عاشورای سال ۸۸ دستگیر شده بودند زده است که آخرین این سربداران سرفراز آقایان : علی صارمی ، حسین خصری ، جعفر کاظمی و محمد حاج آقایی و خانم زهرا بهرامی بودند.
البته بسیاری را نیز به بهانه ی مواد مخدر اعدام کرده و میکند تا با نشان دادن چنگ و دندان و چشم زهر گرفتن از مردم ایران ، ذلت و سکوت را در کشور ما مستولی کند. این در حالی است که حتی ملت افغانستان هم بر علیه اعدامهای فزاینده ی دگر اندیشان در ایران و سایر اعدامهایی که به بهانه مواد مخدر انجام میشود روزانه دست به تظاهرات میزند.
همه میدانند که ایران بزرگترین صادر کننده ی مواد مخدر است و سپاه پاسداران خود سردمدار تولید و پخش مواد افیونی است. همه میدانند که در زندانها ، بصورت گسترده مواد مخدر به وسیله مسئولین زندان توزیع میشودت همه میدانند که به تازگی محموله چند تنی مواد مخدر به ارزش ۵میلیون دلار از ایران به سمت ونزوئلا و سایر کشورها کشف شد و عاملان آن هم از سران سپاه پاسداران بودند که دستگیر شدند. آنگاه ناجوانمردانه به بهانه چند مثقال مواد مخدر جوانان بی پناه ایرانی را که از روی فقر و ناداری دست به این کار زده اند ، به دار می آویزند تا بدین طریق ترس و وحشت را در جامعه فراگیر کنند و کسی به خود اجازه اعتراض ندهد! چرا که نظام ولایت فقیه هر جا که با خطر اعتراضات مردمی و سرنگونی محتوم روبرو میشود به اعدام های جوانان روی می آورد تا چند صباحی بیشتر به حاکمیت ننگین خود ادامه دهد.
پس از سال قبل تا کنون باید طبق تجربه دریافته باشیم که سکوت و سکون ما به مانند این است که دزد به خانه حمله کرده باشد و ما بجای اعتراض و فریاد و حمله به سمت غارتگری که به خانه ما تجاوز کرده است، سکوت کنیم و به روی خود نیاوریم! با چنین شیوه ای دزدان نه تنها مال بلکه جان و نوامیس ما را هم به غارت خواهند برد. کما اینکه تاکنون این تجربه را به عینه دیده ایم. هر چه سکوت کنیم، قیمت ها بالاتر میرود، بنزین یارانه ای ، از ۱۰۰تومان به ۴۰۰ تومان رسیده و گرانتر هم خواهد شد. اعدام جوانانمان افزایش می یابد، تعداد زندانیان سیاسی بیشتر میشوند و در یک کلام ، نظام متجاوز سرکوبی را از تمامی ابعاد به اوج میبرد، چرا که کسی جلودار آنان نیست و صاحب خانه در گوشه ای نظاره میکند و بجای اعتراض و حفاظت از شرف و ناموس و اموال خویش، منتظر است که کسی پا کاری کند و از او صدایی بر نمی خیزد، گویی که نمیداند کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما!
پس باید بپا خیزیم و در بهمن ماه امسال طرحی نو در اندازیم و روز ۱۴ بهمن ساعت ۳ بعد از ظهر به خیابانها بیاییم و دزدان و غارتگران اموال ملت ایران را افشا کنیم.
جمعی از اساتید دانشگاههای تهران
دوازدهم بهمن ماه هزاروسیصدو سیصد و هشتادونه
هر چه سکوت کنیم ، گرانی ، فقر ، سرکوب و اعدام افزایش می یابد
پس باید بپا خیزیم و اکنون در ماه قیام(بهمن) زمان آن فرا رسیده است
دزدی ها و غارتگری های دولت غاصب و کارگزارانش در جنگ و جدالهای درونی خودشان روز به روز بیشتر افشا شده و ابعاد این غارت و چپاول بعد از حذف یارانه ها سیر صعودی به خود گرفته است.
درهمین رابطه دو عضو کمیسیون برنامه و وبودجه مجلس از گزارش جدید دیوان محاسبات کشور خبر دادند که نشان می دهد دولت ۱۱/۷ میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده و بجای اینکه به خزانه کشور واریز شود به جیب احمدی نژاد و دوستانش و مجتبی خامنه ای نور چشمی ولی فقیه ریخته شده است.
با شروع حذف یارانه ها و بالارفتن نجومی قیمتها (طوری که دیگر حتی نان خالی هم از سفره های ملت محروم ناپدید شده است) اموال و سرمایه های ما به دست غارتگران حاکم به تاراج میرود . نظام حاکم به خوبی میداند که رفتنی است و نفس های آخرش را میکشد ، بنابراین در حال جمع آوری پول و امکانات و ارسال به کشورهای دیگر است تا اگر ملت ایران نیز با الهام از قیام مردم تونس و مصر به خروش در آمدند ، کوله بار خود را بسته باشند و با پول و امکانات کافی از جیب ما، به کشور دیگری فرار کنند.
بعد از حذف یارانه ها ، در حالی که دزدی های نجومی کارگزاران حکومتی اوج جدیدی گرفته ، بطوری که جان ملت محروم از این همه فشار و ناداری به لب رسیده است، نظام حاکم برای مقابله با اعتراضات مردمی و بجای کمک به اقتصاد ور کشته کشور ، برای به سکوت و تسلیم وادار کردن مردم، دست به اعدامهای وحشیانه و حتی قتل عام زندانیان سیاسی که در اعتراضات عاشورای سال ۸۸ دستگیر شده بودند زده است که آخرین این سربداران سرفراز آقایان : علی صارمی ، حسین خصری ، جعفر کاظمی و محمد حاج آقایی و خانم زهرا بهرامی بودند.
البته بسیاری را نیز به بهانه ی مواد مخدر اعدام کرده و میکند تا با نشان دادن چنگ و دندان و چشم زهر گرفتن از مردم ایران ، ذلت و سکوت را در کشور ما مستولی کند. این در حالی است که حتی ملت افغانستان هم بر علیه اعدامهای فزاینده ی دگر اندیشان در ایران و سایر اعدامهایی که به بهانه مواد مخدر انجام میشود روزانه دست به تظاهرات میزند.
همه میدانند که ایران بزرگترین صادر کننده ی مواد مخدر است و سپاه پاسداران خود سردمدار تولید و پخش مواد افیونی است. همه میدانند که در زندانها ، بصورت گسترده مواد مخدر به وسیله مسئولین زندان توزیع میشودت همه میدانند که به تازگی محموله چند تنی مواد مخدر به ارزش ۵میلیون دلار از ایران به سمت ونزوئلا و سایر کشورها کشف شد و عاملان آن هم از سران سپاه پاسداران بودند که دستگیر شدند. آنگاه ناجوانمردانه به بهانه چند مثقال مواد مخدر جوانان بی پناه ایرانی را که از روی فقر و ناداری دست به این کار زده اند ، به دار می آویزند تا بدین طریق ترس و وحشت را در جامعه فراگیر کنند و کسی به خود اجازه اعتراض ندهد! چرا که نظام ولایت فقیه هر جا که با خطر اعتراضات مردمی و سرنگونی محتوم روبرو میشود به اعدام های جوانان روی می آورد تا چند صباحی بیشتر به حاکمیت ننگین خود ادامه دهد.
پس از سال قبل تا کنون باید طبق تجربه دریافته باشیم که سکوت و سکون ما به مانند این است که دزد به خانه حمله کرده باشد و ما بجای اعتراض و فریاد و حمله به سمت غارتگری که به خانه ما تجاوز کرده است، سکوت کنیم و به روی خود نیاوریم! با چنین شیوه ای دزدان نه تنها مال بلکه جان و نوامیس ما را هم به غارت خواهند برد. کما اینکه تاکنون این تجربه را به عینه دیده ایم. هر چه سکوت کنیم، قیمت ها بالاتر میرود، بنزین یارانه ای ، از ۱۰۰تومان به ۴۰۰ تومان رسیده و گرانتر هم خواهد شد. اعدام جوانانمان افزایش می یابد، تعداد زندانیان سیاسی بیشتر میشوند و در یک کلام ، نظام متجاوز سرکوبی را از تمامی ابعاد به اوج میبرد، چرا که کسی جلودار آنان نیست و صاحب خانه در گوشه ای نظاره میکند و بجای اعتراض و حفاظت از شرف و ناموس و اموال خویش، منتظر است که کسی پا کاری کند و از او صدایی بر نمی خیزد، گویی که نمیداند کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما!
پس باید بپا خیزیم و در بهمن ماه امسال طرحی نو در اندازیم و روز ۱۴ بهمن ساعت ۳ بعد از ظهر به خیابانها بیاییم و دزدان و غارتگران اموال ملت ایران را افشا کنیم.
جمعی از اساتید دانشگاههای تهران
دوازدهم بهمن ماه هزاروسیصدو سیصد و هشتادونه
اشتراک در:
پستها (Atom)
