سکوت معني دار نوه بنیانگذار جمهوري اسلامی
شنیده شده سید حسن خمینی نوه مرحوم آیت الله خمینی و تولیت مرقد و موسسه تنظیم آثار پدربزرگش برای نخستين بار از زمان درگذشت پدرش مرحوم سید احمد خمينی در سال 1373 در مراسم سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی سخن نخواهد گفت. بیت رهبر فقید انقلاب در حمايت از جنبش سبز مردم ایران مراسم سنتی سه روزه بزرگداشت یاد مرحوم آیت الله خمینی را به یک روز جمعه 14 خرداد تقلیل داده و وقتی از او دعوت می شود که با ادبيات نظام به اختصار به مقام رهبری خوشامد بگوید او ترجيح می دهد عذرخواهي کند و بگويد جز با ادبیات همین مردم که از پدر و پدربزرگش فرا گرفته است بلد نیست سخن بگوید.
در روزی که آقای خامنه ای خطبه خواهد خواند و مرد دروغگوی شهر محمود احمدی نژاد سخنران پیش از خطبه هاست، سید حسن خمینی به اعتراض تنها يک شنونده ساده است. در آن روز سردار نقدی و ماموران بسیجیش میدانداری خواهند کرد. حکومت می خواهد بقبولاند که سبزها مقابل آيت الله خمينی هستند، حال آنکه رهبران سبز همگی از پیروان صادق وی در کنار بیت او روزهای دشواری در پیش دارند.
۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه
احکام فله ای قضایی
احکام فله ای قضائی
در محافل نزدیک به اصول گرايان تهران شنیده شده است که از طرف مقامات عالیه نظام دستورالعمل شفاهی زیر به قضات دادگاههای سياسی ابلاغ شده است:
اهانت به مقام رهبری 5 سال زندان. البته منظور از اهانت، انتقاد و نظر متفاوت ولو مودبانه است.
اهانت به ریاست جمهوری - محمود احمدی نژاد - 6 ماه زندان. البته اهانت و دشنام به روسای جمهور پیشین از قبیل هاشمی رفسنجانی و خاتمی - چه برسد به بنی صدر - از شمول این حکم بیرون است.
حکم محاربه - که معنایش دستگير شدن در تظاهرات خیابانی بعد از منع رهبري است - حداقل 10 سال زندان تا اعدام. هرگونه فعالیت سیاسی منتقدانه در حکم محاربه محسوب می شود.
براي اعدام لازم نیست متهم مرتکب قتل شده باشد، پرتاب سنگ به ماموران گمنام امام زمان هم مجازات اعدام دارد.
نگاهی به احکام شداد و غلاظ صادره برای زندانیان سیاسي در سال گذشته - که در محافل تهران از آن به "احکام کیلوئی" تعبير می کنند - دلیلی بر صحت شنيده های مذکور است.
در محافل نزدیک به اصول گرايان تهران شنیده شده است که از طرف مقامات عالیه نظام دستورالعمل شفاهی زیر به قضات دادگاههای سياسی ابلاغ شده است:
اهانت به مقام رهبری 5 سال زندان. البته منظور از اهانت، انتقاد و نظر متفاوت ولو مودبانه است.
اهانت به ریاست جمهوری - محمود احمدی نژاد - 6 ماه زندان. البته اهانت و دشنام به روسای جمهور پیشین از قبیل هاشمی رفسنجانی و خاتمی - چه برسد به بنی صدر - از شمول این حکم بیرون است.
حکم محاربه - که معنایش دستگير شدن در تظاهرات خیابانی بعد از منع رهبري است - حداقل 10 سال زندان تا اعدام. هرگونه فعالیت سیاسی منتقدانه در حکم محاربه محسوب می شود.
براي اعدام لازم نیست متهم مرتکب قتل شده باشد، پرتاب سنگ به ماموران گمنام امام زمان هم مجازات اعدام دارد.
نگاهی به احکام شداد و غلاظ صادره برای زندانیان سیاسي در سال گذشته - که در محافل تهران از آن به "احکام کیلوئی" تعبير می کنند - دلیلی بر صحت شنيده های مذکور است.
تعلیق از تحصیل بدحجابان دانشگاه علامه
معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی با تشریح نحوه برخورد با بدحجابان در این دانشگاه از احضار دانشجویان بدحجاب به کمیته انضباطی خبر داد و گفت: برخی بدحجابان که به این نوع پوشش مصر بوده اند یک تا دو ترم تعلیق از تحصیل حکم انضباطی صادر شده است.
به گزارش مهر، دکتر قادر پریز با رد آمار اعلام شده از سوی برخی منابع مبنی بر احضار 20 نفر از دانشجویان بدحجاب این دانشگاه به کمیته انضباطی، تعداد این دانشجویان را بسیار بیشتر از این تعداد عنوان کرد و گفت: تعداد این افراد بسیار بیشتر از این ارقام است به ویژه افرادی که تنها تذکر دریافت کرده اند. اما به دلیل محرمانه بودن آمار و ارقام در کمیته انضباطی امکان اعلام تعداد دقیق آنها وجود ندارد.
وی در ادامه افزود: تعداد این افراد کم نیست اما در دانشگاهی که 16هزار دانشجو دارد عددی کوچک به شمار می آید.
معاون دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی این افراد را دانشجویانی نامید که پیش از احضار به کمیته انضباطی از سوی مراجع مختلفی تذکر دریافت کرده اند و تاکید کرد: بسیاری از احضار شدگان تذکرات مکرری از طرف روسای دانشکده ها و سایر مراجع فرهنگی دانشگاه به دلیل بدحجابی و مشکلات اخلاقی دریافت کرده اند. تعدادی از این دانشجویان نیز در جلسات فرهنگی و ارشادی شرکت کرده اند اما بر تخلف خود اصرار ورزیده اند که مستندات مربوط به این رفتار نیز موجود است.
دکتر قادر پریز با اشاره به اینکه در طول یکسال گذشته تعداد این دانشجویان بسیار زیاد بوده است گفت: هر هفته افرادی به کمیته انضباطی احضار می شوند و تعداد آنها روز به روز و هفته به هفته متفاوت است.
وی افزود: از سوی هر دانشکده لیستی از اسامی بدحجابان به کمیته انضباطی داده شد و از بین فهرست، اسامی کسانی که دفعات زیادی تذکر گرفته بوده و اعتنایی به این تذکرات نداشتند احضار شدند. از تعدادی از آنها که تخلف خود را پذیرفتند تعهد کتبی اخذ شد تا رفتار غیر اخلاقی خود را تکرار نکنند. با این افراد برابر موارد یک تا پنج آیین نامه انضباطی برخورد شده است.
دکتر پریز در ادامه گفت: دسته دیگری نیز رفتار ناشایست خود را نپذیرفتند و به دلیل تاکید بر بدحجابی برابر موارد 11 و 12 آیین نامه انضباطی، تفهیم اتهام شدند. تاکنون به چند نفر هم حکم داده شده است.
معاون دانشجویی دانشگاه علامه گفت: بر اساس موارد قانونی حکم این دانشجویان تعلیق از تحصیل به مدت یک ترم یا دو ترم با احتساب سنوات و یا بدون احتساب سنوات بوده است.
به گزارش مهر، دکتر قادر پریز با رد آمار اعلام شده از سوی برخی منابع مبنی بر احضار 20 نفر از دانشجویان بدحجاب این دانشگاه به کمیته انضباطی، تعداد این دانشجویان را بسیار بیشتر از این تعداد عنوان کرد و گفت: تعداد این افراد بسیار بیشتر از این ارقام است به ویژه افرادی که تنها تذکر دریافت کرده اند. اما به دلیل محرمانه بودن آمار و ارقام در کمیته انضباطی امکان اعلام تعداد دقیق آنها وجود ندارد.
وی در ادامه افزود: تعداد این افراد کم نیست اما در دانشگاهی که 16هزار دانشجو دارد عددی کوچک به شمار می آید.
معاون دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی این افراد را دانشجویانی نامید که پیش از احضار به کمیته انضباطی از سوی مراجع مختلفی تذکر دریافت کرده اند و تاکید کرد: بسیاری از احضار شدگان تذکرات مکرری از طرف روسای دانشکده ها و سایر مراجع فرهنگی دانشگاه به دلیل بدحجابی و مشکلات اخلاقی دریافت کرده اند. تعدادی از این دانشجویان نیز در جلسات فرهنگی و ارشادی شرکت کرده اند اما بر تخلف خود اصرار ورزیده اند که مستندات مربوط به این رفتار نیز موجود است.
دکتر قادر پریز با اشاره به اینکه در طول یکسال گذشته تعداد این دانشجویان بسیار زیاد بوده است گفت: هر هفته افرادی به کمیته انضباطی احضار می شوند و تعداد آنها روز به روز و هفته به هفته متفاوت است.
وی افزود: از سوی هر دانشکده لیستی از اسامی بدحجابان به کمیته انضباطی داده شد و از بین فهرست، اسامی کسانی که دفعات زیادی تذکر گرفته بوده و اعتنایی به این تذکرات نداشتند احضار شدند. از تعدادی از آنها که تخلف خود را پذیرفتند تعهد کتبی اخذ شد تا رفتار غیر اخلاقی خود را تکرار نکنند. با این افراد برابر موارد یک تا پنج آیین نامه انضباطی برخورد شده است.
دکتر پریز در ادامه گفت: دسته دیگری نیز رفتار ناشایست خود را نپذیرفتند و به دلیل تاکید بر بدحجابی برابر موارد 11 و 12 آیین نامه انضباطی، تفهیم اتهام شدند. تاکنون به چند نفر هم حکم داده شده است.
معاون دانشجویی دانشگاه علامه گفت: بر اساس موارد قانونی حکم این دانشجویان تعلیق از تحصیل به مدت یک ترم یا دو ترم با احتساب سنوات و یا بدون احتساب سنوات بوده است.
حکم محرومیت از تحصیل ۱۵ دانشجوی معترض به احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی
در پی حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی و اعتراض دانشجویان به حضور وی، کمیته انضباطی این دانشگاه تا کنون برای 15 تن از دانشجویان معترض حکم تعلیق صادر کرده است.
به گزارش دانشجونیوز، در حالی که محمود احمدی نژاد و اطرافیانش در مصاحبه با رسانه های بین المللی هر گونه برخورد با معترضان را انکار می کنند، سیل برخورد بی سابقه با دانشجویان در دانشگاه های مختلف کماکان ادامه دارد. پس از بازداشت 17 دانشجو و احضار و تهدید بیش از 30 دانشجوی دانشگاه باهنر کرمان پیش از ورود احمدی نژاد به این شهر، این بار اخبار از برخورد گسترده انضباطی با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به گوش می رسد.
پس از حضور غافلگیرانه احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی و اعتراض گسترده دانشجویان آن دانشگاه به وی که به درگیری نیروهای بسیج و حراست با دانشجویان و ضرب و شتم دانشجویان معترض نیز انجامید، کمیته انضباطی و حراست دانشگاه شهید بهشتی اقدامات گسترده ای را برای برخورد با دانشجویان معترض به احمدی نژاد آغاز کرده اند. در این میان تاکنون ده ها نفر از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند و طبق اخبار رسیده، برای بیش از 15 نفر از آنان تاکنون حکم تعلیق از تحصیل صادر شده است. دانشجویان زیادی نیز با احضار به حراست تهدید به بازداشت شده اند.
برخی از داشجویان در بازگشت از کمیته انضباطی خبر از لیست 180 نفره دانشگاه برای احضار دانشجویان به کمیته و صدور احکام انضباطی برای آنان می دهند. برخورد شدید کمیته انضباطی، حراست و نهادهای امنیتی با دانشجویان معترض به احمدی نژاد سابقه دیرینه دارد، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر پس از اعتراض سال 85 خود تا مدتها طعم صدها احضار، تعلیق،ممنوع الورودی و بازداشت و شکنجه را کشیدند،اخیراً نیز ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران پس از اعتراض به حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاهشان به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و تهدید شدند.
به گزارش دانشجونیوز، در حالی که محمود احمدی نژاد و اطرافیانش در مصاحبه با رسانه های بین المللی هر گونه برخورد با معترضان را انکار می کنند، سیل برخورد بی سابقه با دانشجویان در دانشگاه های مختلف کماکان ادامه دارد. پس از بازداشت 17 دانشجو و احضار و تهدید بیش از 30 دانشجوی دانشگاه باهنر کرمان پیش از ورود احمدی نژاد به این شهر، این بار اخبار از برخورد گسترده انضباطی با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به گوش می رسد.
پس از حضور غافلگیرانه احمدی نژاد در دانشگاه شهید بهشتی و اعتراض گسترده دانشجویان آن دانشگاه به وی که به درگیری نیروهای بسیج و حراست با دانشجویان و ضرب و شتم دانشجویان معترض نیز انجامید، کمیته انضباطی و حراست دانشگاه شهید بهشتی اقدامات گسترده ای را برای برخورد با دانشجویان معترض به احمدی نژاد آغاز کرده اند. در این میان تاکنون ده ها نفر از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند و طبق اخبار رسیده، برای بیش از 15 نفر از آنان تاکنون حکم تعلیق از تحصیل صادر شده است. دانشجویان زیادی نیز با احضار به حراست تهدید به بازداشت شده اند.
برخی از داشجویان در بازگشت از کمیته انضباطی خبر از لیست 180 نفره دانشگاه برای احضار دانشجویان به کمیته و صدور احکام انضباطی برای آنان می دهند. برخورد شدید کمیته انضباطی، حراست و نهادهای امنیتی با دانشجویان معترض به احمدی نژاد سابقه دیرینه دارد، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر پس از اعتراض سال 85 خود تا مدتها طعم صدها احضار، تعلیق،ممنوع الورودی و بازداشت و شکنجه را کشیدند،اخیراً نیز ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران پس از اعتراض به حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاهشان به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و تهدید شدند.
۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه
ممانعت از سخنرانی دکتر پیمان در جمع معلمان سبز شهریار
ممانعت از سخنرانی دکتر پیمان در جمع معلمان سبز شهریار
دکتر حبيب الله پيمان روز پنجشنبه تصمیم داشت تا در جمع معلمان سبز شهريار حضور يافته و به مباحث قرآني و پرسش و پاسخ راجع به کتاب "وحي دانش رهايي بخش" بپردازد، اما با تماس مامور دادستانی از این کار منع شد.
به گزارش رسیده به ما ، دکتر پیمان به درخواست جمعي از معلمان شهريار قرار بود در این برنامه شرکت کند، اما شخصي که خود را مامور دادستاني تهران معرفي کرده بود، طي تماس تلفنی، دکتر پيمان و معلمان شهريار را تهديد به بازداشت کرد. وی اعلام کرده بود که در صورت برگزاری این مراسم تمامی حاضران بازداشت خواهند شد.
دکتر پيمان براي جلوگيري از هر گونه دستگيري افراد شرکت کننده، از حضور در جمع معلمان بازماند و به اين ترتيب اين جلسه لغو شد.
گفتنی است، در روزهای اخیر بازداشت و برخوردهای شدید با معلمان افزایش یافته است، به طوری که هم اکنون بیش از 10 معلم در زندان به سر میبرند.
………………
دکتر حبيب الله پيمان روز پنجشنبه تصمیم داشت تا در جمع معلمان سبز شهريار حضور يافته و به مباحث قرآني و پرسش و پاسخ راجع به کتاب "وحي دانش رهايي بخش" بپردازد، اما با تماس مامور دادستانی از این کار منع شد.
به گزارش رسیده به ما ، دکتر پیمان به درخواست جمعي از معلمان شهريار قرار بود در این برنامه شرکت کند، اما شخصي که خود را مامور دادستاني تهران معرفي کرده بود، طي تماس تلفنی، دکتر پيمان و معلمان شهريار را تهديد به بازداشت کرد. وی اعلام کرده بود که در صورت برگزاری این مراسم تمامی حاضران بازداشت خواهند شد.
دکتر پيمان براي جلوگيري از هر گونه دستگيري افراد شرکت کننده، از حضور در جمع معلمان بازماند و به اين ترتيب اين جلسه لغو شد.
گفتنی است، در روزهای اخیر بازداشت و برخوردهای شدید با معلمان افزایش یافته است، به طوری که هم اکنون بیش از 10 معلم در زندان به سر میبرند.
………………
وضعیت دوستان مبارزمان ضیاء نبوی و مجید توکلی
جــرس: همزمان با عقب نشینی مسئولین و انتقال مجید توکلی به بند عمومی و نتیجتا شکسته شدن اعتصاب غذای این فعال دانشجویی، جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و همچنین چند تن از شخصیتهای اصلاح طلب استان فارس، با حضور در منزل این دانشجویِ شیرازیِ دانشگاه پلی تکنیک، با خانواده وی دیدار و همدردی کردند.
به گزارش منابع خبری جرس، در این دیدار، حضار ضمن قدردانی از پایداری و صبر مجید توکلی، آخرین وضعیت وی را از خانواده اش جویا شدند، که علی توکلی، برادر مجید خاطرنشان کرد "هنوز هیچ دلیل واضحی برای اینکه چرا مجید را به بند انفرادی منتقل کردند اعلام نشده، ولی احتمالا انتشار آخرین مطلب وی به نام «برای تغییر» و ارسال آن به بیرون از زندان، دلیل این اقدام مقامات زندان بوده است.
وی همچنین اعلام کرد که مجید همچنان از ملاقات با وکیل خود محروم می باشد.
در این دیدار مادر مجید توکلی نیز که همراه با پسر خود اعتصاب غذا کرده و بدلیل درخواستهای گسترده مردم به آن پایان داده بود، ضمن تشکر از دانشجویان گفت تمامی این تماسها و این دیدارها به من و خانواده روحیه می دهد و همه شما برای من یک مجید هستید.
………….
گزارش واصله به جرس افزود "حین این دیدار مجید توکلی با منزل تماس گرفت و با مادرش صحبت نمود و اعلام کرد که چند ساعتی است که به بند عمومی منتقل شده و اعتصاب غذای خود را شکسته است."
لازم به ذکر است طی روزهای اخیر نیز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، طی تماس با خانواده مجید توکلی، با آنها ابراز همدردی کرده بودند.
….
صدور حکم 10 سال حبس در تبعید برای ضیاء نبوی
جرس: حکم 10 سال حبس در تبعید برای ضیاء نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای دفاع از حق تحصیل امروز، در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
در رای دادگاه بدوی، نبوی به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق به 10 سال حبس در تبعید محکوم شد. علاوه بر این حکم پنج سال حبس و 74 ضربه شلاق به اتهام "اجماع و تبانی علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی" برای وی صادر شد.
ضیاء نبوی، دانشجوی ستارهدار دانشگاه نوشیروانی بابل، 25 خرداد ماه سال گذشته در منزل یکی از دوستانش بازداشت شد و تا امروز در زندان اوین به سر میبرد.
ژینوس شریفی، وکیل وی، در گفتگو با جرس در مورد این حکم گفت: دادگاه تجدیدنظر، ضیاء را از هیچ اتهامی تبرئه نکرده است. تنها با تجمیع تمام اتهامات در ذیل عنوان اتهامی محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق، حکم ده سال حبس در تبعید برای او صادر کرده اند که شدیدترین مجازات برای این اتهام است.
البته مطابق قوانین شرعی مجازات محاربه تنها نفی بلد یا همان تبعید است، با این حال دادگاه های ما این تبعید را همواره به همراه حبس صادر می کنند.
وی در خصوص مستندات پرونده افزود: دلایلی که در پرونده ضیاء برای ارتباط با این گروه قرار دارد یکی سخنرانی هشت سال پیش ضیاء در دانشگاه درباره انتخابات است. در آن سخنرانی ضیاء گفته بوده که انتخابات، انتخاباتی آزاد به معنای اصیل آزادی نیست، چرا که اگر آزاد بود مخالفان و سلطنت طلبان و مجاهدین هم حق حضور در این انتخابات را داشتند.
مستند دیگر مصاحبه ضیاء با خبرنامه امیرکبیر است که مدعی هستند از طرف مجاهدین اداره می شود.
همچنین اشاره کرده اند به اعضای خانواده ضیاء که دو نفر از آنها در سال 61 اعدام و دو نفر محکوم شدند.
علاوه بر این گفتند که شخصی که هویتاش برای ما مشخص نیست اعلام کرده که حامل پیغام برای ضیاء هست و از طرف سازمان مجاهدین می خواهد که ضیاء به همکاری قطع شده با این گروه ادامه بدهد.
وکیل ضیایی با استناد به گفته های موکلش در انزجار از این گروه خاطر نشان کرد: ضیاء بر این عقیده خود بسیار پایند است. بسیاری از افراد تحت فشارهای روحی و استرس دوران بازداشت حرفی غیر از عقیده خود می زنند اما او با وجود تحمل تمام این شرایط یک بار هم از حرف خود کوتاه نیامد و اعلام کرد از این سازمان منزجر است.
وی افزود: حکم محاربه که برای ضیاء صادر شده نیاز به اقرار متهم دارد و علم قاضی اصلا در آن جایی ندارد. با این حال حکم محاربه برای او صادر شده که حتی یک بار هم اقرار به ارتباط با سازمان نکرده است.
او با اعضای خانواده اش که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بودند، بسیار مخالف بود. من در صحبت هایی که با برخی از اعضای خانواده اش داشتم به روشنی به موضوع رسیدم. آنها هم می گفتند که ضیاء همیشه به آنها انتقاد می کرده و مخالف آنان بوده است.
شریفی در ادامه به بی توجهی مقامات قضایی به اعتراضات موکلش گفت: در حالی که طبق قانون اگر متوجه شوند که در روال پرونده جرم دیگری صورت گرفته است، موظف است که مراتب را گزارش دهد. حالا اگر این جرم شکنجه باشد که از سنگین ترین جرایم محسوب می شود به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود. اما متاسفانه با بی تفاوتی از کنار این مسائل می گذرند.
البته این اولین بار نیست که برای ضیاء خلاف قانون عمل میکنند. بازداشت او در ابتدا هم خلاف قانون بود. یعنی زمانی که بازداشت شد، حکم بازداشت برایش صادر نشده بود. یک حکم جمعی بود با 6 اسم که اسم ضیاء هم بین آنها نبود.
شریفی با اشاره به روند رسیدگی به پرونده ها گفت: عملا به لوایح دفاعی که هیچ، مطالب موجود در پرونده هم توجه نمی شود و کیفر خواست صادر شده بدون توجه به اینها تایید می شود. گاهی از قضات شنیده می شود که مثلا با این درخواست شما "موافقت نمی شود" و بسیاری از وکلا این طور استنباط می کنند که خود قضات هم تحت فشار قرار دارند.
وی در خاتمه از اعاده دادرسی برای موکلش خبر داد.
…………….
به گزارش منابع خبری جرس، در این دیدار، حضار ضمن قدردانی از پایداری و صبر مجید توکلی، آخرین وضعیت وی را از خانواده اش جویا شدند، که علی توکلی، برادر مجید خاطرنشان کرد "هنوز هیچ دلیل واضحی برای اینکه چرا مجید را به بند انفرادی منتقل کردند اعلام نشده، ولی احتمالا انتشار آخرین مطلب وی به نام «برای تغییر» و ارسال آن به بیرون از زندان، دلیل این اقدام مقامات زندان بوده است.
وی همچنین اعلام کرد که مجید همچنان از ملاقات با وکیل خود محروم می باشد.
در این دیدار مادر مجید توکلی نیز که همراه با پسر خود اعتصاب غذا کرده و بدلیل درخواستهای گسترده مردم به آن پایان داده بود، ضمن تشکر از دانشجویان گفت تمامی این تماسها و این دیدارها به من و خانواده روحیه می دهد و همه شما برای من یک مجید هستید.
………….
گزارش واصله به جرس افزود "حین این دیدار مجید توکلی با منزل تماس گرفت و با مادرش صحبت نمود و اعلام کرد که چند ساعتی است که به بند عمومی منتقل شده و اعتصاب غذای خود را شکسته است."
لازم به ذکر است طی روزهای اخیر نیز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، طی تماس با خانواده مجید توکلی، با آنها ابراز همدردی کرده بودند.
….
صدور حکم 10 سال حبس در تبعید برای ضیاء نبوی
جرس: حکم 10 سال حبس در تبعید برای ضیاء نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای دفاع از حق تحصیل امروز، در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
در رای دادگاه بدوی، نبوی به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق به 10 سال حبس در تبعید محکوم شد. علاوه بر این حکم پنج سال حبس و 74 ضربه شلاق به اتهام "اجماع و تبانی علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی" برای وی صادر شد.
ضیاء نبوی، دانشجوی ستارهدار دانشگاه نوشیروانی بابل، 25 خرداد ماه سال گذشته در منزل یکی از دوستانش بازداشت شد و تا امروز در زندان اوین به سر میبرد.
ژینوس شریفی، وکیل وی، در گفتگو با جرس در مورد این حکم گفت: دادگاه تجدیدنظر، ضیاء را از هیچ اتهامی تبرئه نکرده است. تنها با تجمیع تمام اتهامات در ذیل عنوان اتهامی محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق، حکم ده سال حبس در تبعید برای او صادر کرده اند که شدیدترین مجازات برای این اتهام است.
البته مطابق قوانین شرعی مجازات محاربه تنها نفی بلد یا همان تبعید است، با این حال دادگاه های ما این تبعید را همواره به همراه حبس صادر می کنند.
وی در خصوص مستندات پرونده افزود: دلایلی که در پرونده ضیاء برای ارتباط با این گروه قرار دارد یکی سخنرانی هشت سال پیش ضیاء در دانشگاه درباره انتخابات است. در آن سخنرانی ضیاء گفته بوده که انتخابات، انتخاباتی آزاد به معنای اصیل آزادی نیست، چرا که اگر آزاد بود مخالفان و سلطنت طلبان و مجاهدین هم حق حضور در این انتخابات را داشتند.
مستند دیگر مصاحبه ضیاء با خبرنامه امیرکبیر است که مدعی هستند از طرف مجاهدین اداره می شود.
همچنین اشاره کرده اند به اعضای خانواده ضیاء که دو نفر از آنها در سال 61 اعدام و دو نفر محکوم شدند.
علاوه بر این گفتند که شخصی که هویتاش برای ما مشخص نیست اعلام کرده که حامل پیغام برای ضیاء هست و از طرف سازمان مجاهدین می خواهد که ضیاء به همکاری قطع شده با این گروه ادامه بدهد.
وکیل ضیایی با استناد به گفته های موکلش در انزجار از این گروه خاطر نشان کرد: ضیاء بر این عقیده خود بسیار پایند است. بسیاری از افراد تحت فشارهای روحی و استرس دوران بازداشت حرفی غیر از عقیده خود می زنند اما او با وجود تحمل تمام این شرایط یک بار هم از حرف خود کوتاه نیامد و اعلام کرد از این سازمان منزجر است.
وی افزود: حکم محاربه که برای ضیاء صادر شده نیاز به اقرار متهم دارد و علم قاضی اصلا در آن جایی ندارد. با این حال حکم محاربه برای او صادر شده که حتی یک بار هم اقرار به ارتباط با سازمان نکرده است.
او با اعضای خانواده اش که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بودند، بسیار مخالف بود. من در صحبت هایی که با برخی از اعضای خانواده اش داشتم به روشنی به موضوع رسیدم. آنها هم می گفتند که ضیاء همیشه به آنها انتقاد می کرده و مخالف آنان بوده است.
شریفی در ادامه به بی توجهی مقامات قضایی به اعتراضات موکلش گفت: در حالی که طبق قانون اگر متوجه شوند که در روال پرونده جرم دیگری صورت گرفته است، موظف است که مراتب را گزارش دهد. حالا اگر این جرم شکنجه باشد که از سنگین ترین جرایم محسوب می شود به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود. اما متاسفانه با بی تفاوتی از کنار این مسائل می گذرند.
البته این اولین بار نیست که برای ضیاء خلاف قانون عمل میکنند. بازداشت او در ابتدا هم خلاف قانون بود. یعنی زمانی که بازداشت شد، حکم بازداشت برایش صادر نشده بود. یک حکم جمعی بود با 6 اسم که اسم ضیاء هم بین آنها نبود.
شریفی با اشاره به روند رسیدگی به پرونده ها گفت: عملا به لوایح دفاعی که هیچ، مطالب موجود در پرونده هم توجه نمی شود و کیفر خواست صادر شده بدون توجه به اینها تایید می شود. گاهی از قضات شنیده می شود که مثلا با این درخواست شما "موافقت نمی شود" و بسیاری از وکلا این طور استنباط می کنند که خود قضات هم تحت فشار قرار دارند.
وی در خاتمه از اعاده دادرسی برای موکلش خبر داد.
…………….
گزارشی از وضعیت زندانیان سیاسی
بازداشت سه نفر و ضرب و شتم یک زندانی در مقابل یک آزادی
جرس: یک فعال دانشجویی، یک روزنامه نگار و یک فعال ستاد موسوی بازداشت شدند؛ یک معلم به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت؛ سلامت دو زندانی در پی اعتصاب غذا در خطر جدی است و یک فعال کارگری را برای انتقام گیری به بخش متادون زندان منتقل کرده اند، در برابر تمام اینها تنها خبر خوبی که به گوش می رسد آزادی یک روزنامه نگار است.
بهرام چگینی بازداشت شد
بهرام چگینی از فعالان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد.
به گزارش دانشجونیوز، بهرام چگینی از فعالان ستاد مهندس موسوی در اراک و از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اراک، نزدیک به دو هفته است که در بازداشت مامورین امنیتی به سر می برد.
بنا بر گزارشهای ارسالی، مادر نامبرده بیمار است و بازداشت وی در این شرایط عامل فشار بر خانواده وی و وخامت وضعیت مادرش شده است.
لازم به ذکر است پس از بازداشت آرش صابونچی، این دومین بازداشت طی روزهای اخیر در اراک است.
بازداشت اکبر آزاد، فعال مدنی آذربایجان
اکبر آزاد نویسنده آذربایجانی و عضو هیات تحریریه ماهنامه های "وارلیق" و "پارپاق"، چهارم خرداد 89 در منزل شخصی اش در تهران بازداشت شده است.
ماموران امنیتی ظهر روز سه شنبه، با مراجعه به منزل اکبر آزاد در محله کیانشهر تهران این فعال مدنی را بازداشت و اقدام به تفتیش منزل و تهدید خانواده او کردند و کامپیوتر، کتاب ها و سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.
به گزارش ساوالان سسی، خانواده این نویسنده آذربایجانی در روزهای گذشته جهت اطلاع از علت دستگیری و اتهامات او به دادسرای امنیت تهران مراجعه کرده اند اما مسئولان قضایی با ممانعت از ورود خانواده به دادسرای امنیت از قبول مسئولیت بازداشت او امتناع می کنند.
اکبر آزاد، از زمان بازداشت تاکنون تماسی با منزل نداشته و این امر موجب نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی جسمی وی شده است.
وی عضو هیات موسس کانون زبان و فرهنگ و از نویسندگان نشریات وارلیق و یارپاق است.
اجرای حکم سه سال حبس قطعی برای یک فعال دانشجویی
جواد علیخانی، دانشجوی سال آخر دامپزشکی و فعال دانشجویی دانشگاه چمران اهواز برای اجرای حکم سه سال حبس قطعی بازداشت و به زندان اهواز منتقل شد.
به گزارش دانشجونیوز، این فعال دانشجویی در پاییز سال 86 بازداشت شد و پس از تحمل 11 ماه زندان با قید وثیقه آزاد شد؛ در پاییز سال 87 دادگاه انقلاب وی را به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم کرد که این محکومیت در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس قطعی کاهش یافت.
مسئولان دانشگاه چمران از ابتدای امسال از اخذ واحد این دانشجو ممانعت به عمل آوردند و پس از حوادث 16 آذر دانشگاه چمران وی را به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم و وی را به دانشگاه ممنوع الورود کردند.
ضرب و شتم شدید رسول بداغی در زندان رجایی شهر
رسول بداغی، فعال سیاسی و صنفی و عضو کانون صنفی معلمان که در بند 6 زندان رجایی شهر در بازداشت به سر می برد روز گذشته مورد ضرب و شتم شدید مسئولان زندان قرار گرفت.
بنا به گزارش رسیده به ادوار نیوز، روز گذشته دو تن از مسئولان زندان رجایی شهر به نامهای مستعار شیخ و دایی قاسم، رسول بداغی را به محلی از زندان برده، دستهای او را از پشت بسته و پس از بستن وی به میله، اقدام به ضرب و شتم شدید او کردند.
علت این اقدام مسئولان زندان، اعتراض بداغی به وضعیت نامناسب زندان رجایی شهر و مشکلات ایجاد شده برای وی بوده است.
رفتار مسئولان زندان در ضرب و شتم این معلم زندانی موجب اعتراض دیگر زندان شده و آنها با اعلام اینکه نامبرده زندانی سیاسی است و نباید اینگونه مورد هتک حرمت و آزار قرار گیرد به رفتار مسئولان زندان معترض شدند.
متاسفانه عوامل این ضرب و شتم در پاسخ به اعتراض زندانیان با هل دادن و فحاشی اقدام به متفرق کردن آنها کرده و اعلام کردند که چون این فرد سیاسی است باید مورد آزار و شکنجه بیشتری قرار گیرد.
گفتنی است وضعیت نامبرده هم اکنون نامساعد است و اثرات ناشی از شدت ضرب و شتم سلامتی وی را تهدید می کند.
مجید توکلی به بند عمومی منتقل شد، کوهیار گودرزی و حسین رونقی در اعتصاب
مجید توکلی پس از ۶ روز اعتصاب غذای خشک به خواسته خود دست یافت و مجدداً به بند عمومی بازگشت.
مجید توکلی در تماس با خانواده خود از انتقال دوباره خود به بند عمومی خبر داد. وی که به علت آثار اعتصاب غذا توان تکلم بسیار محدودی دارد در این گفتگوی کوتاه حال عمومی خود را رضایتبخش توصیف کرد.
به گزارش دانشجونیوز، مجید توکلی که از سوی دادگاه انقلاب به هشت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است، پس از ماه ها انفرادی حدود یک ماه پیش به اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شد، اما پس از انتشار یادنامه وی برای فرزاد کمانگر و زندانیان اعدام شده در ۱۹ اردیبهشت و همچنین اعتراض شدید وی به تفتیش عقاید نمایندگان دادستان در روز دو خرداد مجدداً به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد. مجید توکلی به محض انتقال به انفرادی اعلام اعتصاب خشک کرد تا جایی که روز گذشته وی بر اثر خونریزی معده به بهداری زندان اوین منتقل شد.
در نهایت با ادامه ایستادگی این دانشجو بر خواسته خود و حمایت های همه جانبه فعالان سیاسی و حقوق بشری داخل و خارج کشور از وی، مسئولان قضایی مجبور به عقب نشینی شدند و مجید توکلی به بند عمومی بازگشت. این در حالی است که در ملاقات وکیل مجید توکلی با دادستان تهران، وی بازگشت وی را به بند عمومی بعید دانسته و علت انتقال وی به انفرادی را نیز فعالیت های فراوان وی در بند عمومی ذکر کرده بود.
این درحالی است که دو دانشجوی دیگر زندانی، حسین رونقی و کوهیار گودرزی کماکان در اعتصاب غذا به سر می برند.
انتقال منصور اسانلو به بند متادون زندان رجایی شهر کرج
منصور اسانلو، فعال سرشناس کارگری و رئيس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، به بند معتادان به مواد مخدر و بیماران عفونی موسوم به "بند متادون" زندان رجایی شهر کرج، منتقل شد.
به گزارش هرانا، سید محمد روح الله هاشمی، فرزند مجتبی هاشمی، که به اتهام قتل برادر و همسر برادرش در زندان رجایی شهر محبوس است، به تحریک کرمانی رییس و معاونش فرجی، از مسئولان حفاظت زندان بر علیه منصور اسانلو اعلام شکایت کرده تا اسانلو بر اساس این شکایت به بند متادون (بند 5 عمومی) منتقل شود.
گفته می شود این شکایت مقابل دوربین از هاشمی گرفته شده است.
لازم به یادآوری است که آقای اسانلو، از تابستان سال 86 و دو هفته پس از بازگشت از اجلاس لندن تاکنون در زندان به سر می برد.
کبری زاغه دوست پس از 11 ماه تفهیم اتهام شد
کبری زاغه دوست، شهروند تهرانی که در مراسم چهلم کشته شدگان وقایع پس از انتخابات در بهشت زهرا، به همراه همسرش، بازداشت شده بود، سرانجام پس از یازده ماه بلاتکلیفی تفهیم اتهام شد.
به گزارش هرانا، وی که هم اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد در هفته های گذشته در بازپرسی 3 دادسرای اوین توسط بازپرس محبی به ارتباط با گروه های اپوزیسیون خارج از کشور متهم شده بود، اما نهایتا در هفته جاری و پس از ملاقات با دادستان اتهام وی "تبلیغ علیه نظام" و "اخلال در نظم عمومی" عنوان شد.
این شهروند تهرانی که از جمله زندانیان گمنام است، تاکنون اجازه ملاقات با وکیل مدافعش را نداشته و ماه ها در سلول انفرادی و در بند امنیتی 209 به سر برده است.
این در حالی ست که طبق آیین دادرسی هیچ متهمی را نمی توان از حداقل مدت زمان مقرر برای جرم احتمالی اش در بازداشت موقت نگهداری کرد.
سردبیر هم میهن آزاد شد
مازیار خسروی، سردبیر سایت هم میهن که بر اساس شکایت معاونت حقوقی دانشگاه تهران در رابطه با انتشار گزارشی در مورد حمله خرداد ماه سال گذشته به کوی دانشگاه تهران به نشر اکاذیب متهم شده بود،پس از یک ما بازداشت از زندان آزاد شد.
به گزارش هممیهن، مازیار خسروی سردبیر سابق سایت آفتاب و دبیر گروه دیپلماسی روزنامه های مردم سالاری و بهار بود و با بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب همکاری نزدیک داشته است.
سایت هم میهن از رسانه های اصلاح طلب حامی میرحسین موسوی است.
محکومیت شش تن از دروایش گنابادی به زندان
شش تن از دروایش سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام "تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه" به چهار ماه حبس محکوم شدند.
بر اساس دادنامه صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی شهرستان گناباد ،علی افکار، عباسعلی افکار، معصومه سالاری، رضا شوقی و حسنیه کاظمی از دراویش نعمت اللهی گنابدی ساکن بیدخت به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در مزار سلطانی به تحمل چهار ماه حبس تعلیقی (به مدت سه سال) محکوم شدند.
به گزارش سایت مجذوبان نور، هم چنین بر اساس این حکم عباسعلی زارع حقیقی متصدی مزار سلطانی به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده است. آقای حقیقی در گذشته نیز به همین اتهام از سوی دادگاه گناباد مجموعاً به هفت ماه حبس قطعی محکوم شده است که پرونده وی در دستور کار اجرای احکام دادگستری قرار دارد.
در اسفند ماه سال ۱۳۸۷ شبکه بهداشت گناباد بر اساس نامه های محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات به بهانه جلوگیری از تردد دراویش در مزار متبرکه سلطانی، دفن اموات در این محل را ممنوع اعلام کرد و از آن زمان تا کنون عده ی زیادی از دراویش پس از دفن اموات در این مکان متبرک به زندان، شلاق و تبعید محکوم شدند.
گفتنی است وکالت دراویش در این پرونده را غلامرضا هرسینی، فرشید یداللهی، امیر اسلامی، داوود منتظری، ابراهیم شنبدی و سید یاسر جلالی برعهده دارند.
جرس: یک فعال دانشجویی، یک روزنامه نگار و یک فعال ستاد موسوی بازداشت شدند؛ یک معلم به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت؛ سلامت دو زندانی در پی اعتصاب غذا در خطر جدی است و یک فعال کارگری را برای انتقام گیری به بخش متادون زندان منتقل کرده اند، در برابر تمام اینها تنها خبر خوبی که به گوش می رسد آزادی یک روزنامه نگار است.
بهرام چگینی بازداشت شد
بهرام چگینی از فعالان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد.
به گزارش دانشجونیوز، بهرام چگینی از فعالان ستاد مهندس موسوی در اراک و از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اراک، نزدیک به دو هفته است که در بازداشت مامورین امنیتی به سر می برد.
بنا بر گزارشهای ارسالی، مادر نامبرده بیمار است و بازداشت وی در این شرایط عامل فشار بر خانواده وی و وخامت وضعیت مادرش شده است.
لازم به ذکر است پس از بازداشت آرش صابونچی، این دومین بازداشت طی روزهای اخیر در اراک است.
بازداشت اکبر آزاد، فعال مدنی آذربایجان
اکبر آزاد نویسنده آذربایجانی و عضو هیات تحریریه ماهنامه های "وارلیق" و "پارپاق"، چهارم خرداد 89 در منزل شخصی اش در تهران بازداشت شده است.
ماموران امنیتی ظهر روز سه شنبه، با مراجعه به منزل اکبر آزاد در محله کیانشهر تهران این فعال مدنی را بازداشت و اقدام به تفتیش منزل و تهدید خانواده او کردند و کامپیوتر، کتاب ها و سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.
به گزارش ساوالان سسی، خانواده این نویسنده آذربایجانی در روزهای گذشته جهت اطلاع از علت دستگیری و اتهامات او به دادسرای امنیت تهران مراجعه کرده اند اما مسئولان قضایی با ممانعت از ورود خانواده به دادسرای امنیت از قبول مسئولیت بازداشت او امتناع می کنند.
اکبر آزاد، از زمان بازداشت تاکنون تماسی با منزل نداشته و این امر موجب نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی جسمی وی شده است.
وی عضو هیات موسس کانون زبان و فرهنگ و از نویسندگان نشریات وارلیق و یارپاق است.
اجرای حکم سه سال حبس قطعی برای یک فعال دانشجویی
جواد علیخانی، دانشجوی سال آخر دامپزشکی و فعال دانشجویی دانشگاه چمران اهواز برای اجرای حکم سه سال حبس قطعی بازداشت و به زندان اهواز منتقل شد.
به گزارش دانشجونیوز، این فعال دانشجویی در پاییز سال 86 بازداشت شد و پس از تحمل 11 ماه زندان با قید وثیقه آزاد شد؛ در پاییز سال 87 دادگاه انقلاب وی را به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم کرد که این محکومیت در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس قطعی کاهش یافت.
مسئولان دانشگاه چمران از ابتدای امسال از اخذ واحد این دانشجو ممانعت به عمل آوردند و پس از حوادث 16 آذر دانشگاه چمران وی را به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم و وی را به دانشگاه ممنوع الورود کردند.
ضرب و شتم شدید رسول بداغی در زندان رجایی شهر
رسول بداغی، فعال سیاسی و صنفی و عضو کانون صنفی معلمان که در بند 6 زندان رجایی شهر در بازداشت به سر می برد روز گذشته مورد ضرب و شتم شدید مسئولان زندان قرار گرفت.
بنا به گزارش رسیده به ادوار نیوز، روز گذشته دو تن از مسئولان زندان رجایی شهر به نامهای مستعار شیخ و دایی قاسم، رسول بداغی را به محلی از زندان برده، دستهای او را از پشت بسته و پس از بستن وی به میله، اقدام به ضرب و شتم شدید او کردند.
علت این اقدام مسئولان زندان، اعتراض بداغی به وضعیت نامناسب زندان رجایی شهر و مشکلات ایجاد شده برای وی بوده است.
رفتار مسئولان زندان در ضرب و شتم این معلم زندانی موجب اعتراض دیگر زندان شده و آنها با اعلام اینکه نامبرده زندانی سیاسی است و نباید اینگونه مورد هتک حرمت و آزار قرار گیرد به رفتار مسئولان زندان معترض شدند.
متاسفانه عوامل این ضرب و شتم در پاسخ به اعتراض زندانیان با هل دادن و فحاشی اقدام به متفرق کردن آنها کرده و اعلام کردند که چون این فرد سیاسی است باید مورد آزار و شکنجه بیشتری قرار گیرد.
گفتنی است وضعیت نامبرده هم اکنون نامساعد است و اثرات ناشی از شدت ضرب و شتم سلامتی وی را تهدید می کند.
مجید توکلی به بند عمومی منتقل شد، کوهیار گودرزی و حسین رونقی در اعتصاب
مجید توکلی پس از ۶ روز اعتصاب غذای خشک به خواسته خود دست یافت و مجدداً به بند عمومی بازگشت.
مجید توکلی در تماس با خانواده خود از انتقال دوباره خود به بند عمومی خبر داد. وی که به علت آثار اعتصاب غذا توان تکلم بسیار محدودی دارد در این گفتگوی کوتاه حال عمومی خود را رضایتبخش توصیف کرد.
به گزارش دانشجونیوز، مجید توکلی که از سوی دادگاه انقلاب به هشت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است، پس از ماه ها انفرادی حدود یک ماه پیش به اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شد، اما پس از انتشار یادنامه وی برای فرزاد کمانگر و زندانیان اعدام شده در ۱۹ اردیبهشت و همچنین اعتراض شدید وی به تفتیش عقاید نمایندگان دادستان در روز دو خرداد مجدداً به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد. مجید توکلی به محض انتقال به انفرادی اعلام اعتصاب خشک کرد تا جایی که روز گذشته وی بر اثر خونریزی معده به بهداری زندان اوین منتقل شد.
در نهایت با ادامه ایستادگی این دانشجو بر خواسته خود و حمایت های همه جانبه فعالان سیاسی و حقوق بشری داخل و خارج کشور از وی، مسئولان قضایی مجبور به عقب نشینی شدند و مجید توکلی به بند عمومی بازگشت. این در حالی است که در ملاقات وکیل مجید توکلی با دادستان تهران، وی بازگشت وی را به بند عمومی بعید دانسته و علت انتقال وی به انفرادی را نیز فعالیت های فراوان وی در بند عمومی ذکر کرده بود.
این درحالی است که دو دانشجوی دیگر زندانی، حسین رونقی و کوهیار گودرزی کماکان در اعتصاب غذا به سر می برند.
انتقال منصور اسانلو به بند متادون زندان رجایی شهر کرج
منصور اسانلو، فعال سرشناس کارگری و رئيس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، به بند معتادان به مواد مخدر و بیماران عفونی موسوم به "بند متادون" زندان رجایی شهر کرج، منتقل شد.
به گزارش هرانا، سید محمد روح الله هاشمی، فرزند مجتبی هاشمی، که به اتهام قتل برادر و همسر برادرش در زندان رجایی شهر محبوس است، به تحریک کرمانی رییس و معاونش فرجی، از مسئولان حفاظت زندان بر علیه منصور اسانلو اعلام شکایت کرده تا اسانلو بر اساس این شکایت به بند متادون (بند 5 عمومی) منتقل شود.
گفته می شود این شکایت مقابل دوربین از هاشمی گرفته شده است.
لازم به یادآوری است که آقای اسانلو، از تابستان سال 86 و دو هفته پس از بازگشت از اجلاس لندن تاکنون در زندان به سر می برد.
کبری زاغه دوست پس از 11 ماه تفهیم اتهام شد
کبری زاغه دوست، شهروند تهرانی که در مراسم چهلم کشته شدگان وقایع پس از انتخابات در بهشت زهرا، به همراه همسرش، بازداشت شده بود، سرانجام پس از یازده ماه بلاتکلیفی تفهیم اتهام شد.
به گزارش هرانا، وی که هم اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد در هفته های گذشته در بازپرسی 3 دادسرای اوین توسط بازپرس محبی به ارتباط با گروه های اپوزیسیون خارج از کشور متهم شده بود، اما نهایتا در هفته جاری و پس از ملاقات با دادستان اتهام وی "تبلیغ علیه نظام" و "اخلال در نظم عمومی" عنوان شد.
این شهروند تهرانی که از جمله زندانیان گمنام است، تاکنون اجازه ملاقات با وکیل مدافعش را نداشته و ماه ها در سلول انفرادی و در بند امنیتی 209 به سر برده است.
این در حالی ست که طبق آیین دادرسی هیچ متهمی را نمی توان از حداقل مدت زمان مقرر برای جرم احتمالی اش در بازداشت موقت نگهداری کرد.
سردبیر هم میهن آزاد شد
مازیار خسروی، سردبیر سایت هم میهن که بر اساس شکایت معاونت حقوقی دانشگاه تهران در رابطه با انتشار گزارشی در مورد حمله خرداد ماه سال گذشته به کوی دانشگاه تهران به نشر اکاذیب متهم شده بود،پس از یک ما بازداشت از زندان آزاد شد.
به گزارش هممیهن، مازیار خسروی سردبیر سابق سایت آفتاب و دبیر گروه دیپلماسی روزنامه های مردم سالاری و بهار بود و با بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب همکاری نزدیک داشته است.
سایت هم میهن از رسانه های اصلاح طلب حامی میرحسین موسوی است.
محکومیت شش تن از دروایش گنابادی به زندان
شش تن از دروایش سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام "تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در محل ممنوعه" به چهار ماه حبس محکوم شدند.
بر اساس دادنامه صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی شهرستان گناباد ،علی افکار، عباسعلی افکار، معصومه سالاری، رضا شوقی و حسنیه کاظمی از دراویش نعمت اللهی گنابدی ساکن بیدخت به اتهام تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق دفن اموات در مزار سلطانی به تحمل چهار ماه حبس تعلیقی (به مدت سه سال) محکوم شدند.
به گزارش سایت مجذوبان نور، هم چنین بر اساس این حکم عباسعلی زارع حقیقی متصدی مزار سلطانی به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده است. آقای حقیقی در گذشته نیز به همین اتهام از سوی دادگاه گناباد مجموعاً به هفت ماه حبس قطعی محکوم شده است که پرونده وی در دستور کار اجرای احکام دادگستری قرار دارد.
در اسفند ماه سال ۱۳۸۷ شبکه بهداشت گناباد بر اساس نامه های محرمانه فرمانداری و اداره اطلاعات به بهانه جلوگیری از تردد دراویش در مزار متبرکه سلطانی، دفن اموات در این محل را ممنوع اعلام کرد و از آن زمان تا کنون عده ی زیادی از دراویش پس از دفن اموات در این مکان متبرک به زندان، شلاق و تبعید محکوم شدند.
گفتنی است وکالت دراویش در این پرونده را غلامرضا هرسینی، فرشید یداللهی، امیر اسلامی، داوود منتظری، ابراهیم شنبدی و سید یاسر جلالی برعهده دارند.
۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه
اتحاد سبز
به دلیل فشار مضاعف بر علیه دانشجویان آزادی خواه و آزاد اندیش علی الخصوص برادر مبارز مجید توکلی که این روزها در اعتصاب به سر می برد و در وضعیت خطرناکی به سر می برد برای اتحاد و همکاری با فرزند دلیر و شجاع مملکت مان ما از امروز دیگر رسالت خود را در این عرصه مدتی به حالت تعلیق در می آوریم. و از کلیه دوستان و هواداران می خواهیم که با رسانه های مرجع در ارتباط باشند.
۱۳۸۹ خرداد ۴, سهشنبه
دکتر حبیب الله پیمان: ریشه بیاعتمادی بینالمللی در سیاست داخلی است
طی روزهای گذشته، مناقشه هستهای ایران با تحولات مهمی روبرو شد. از یکسو مذاکرات تهران بین روسای جمهور ایران و برزیل و نخست وزیر ترکیه، به صدور یک بیانیه ده مادهای انجامید.
به موجب این بیانیه، جمهوری اسلامی با تبادل سوخت هستهای بر مبنای انتقال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت کم به ترکیه و دریافت ۱۲۰ کیلوگرم سوخت لازم برای رآکتور تحقیقاتی تهران، موافقت کرد.
انتظار میرفت که این توافق، روند تشدید تحریمها علیه ایران را متوقف کند، اما درست یک روز پس از صدور این بیانیه، گروه کشورهای پنج بهعلاوه یک پیشنویس دور جدید تحریمها علیه ایران را به شورای امنیت فرستاد. استدلال اعضای دائم شورای امنیت بهعلاوه آلمان این بود که جزئیات توافق ایران با تبادل سوخت هنوز دقیقا روشن نیست و مهمتر از آن، تشدید تحریم ها مربوط به سرپیچی جمهوری اسلامی از قطعنامههای پیشین شورای امنیت و عدم توقف غنی سازی اورانیوم است.
از سوی دیگر، توافق دولت احمدی نژاد بر سر تبادل سوخت با موضع گیریهای متفاوتی از سوی محافل درون حکومت و نیز گرایشهای مخالف حکومت روبرو شد. در حالی که احمد توکلی نماینده مجلس این توافق را مورد حمله قرار داد، جمعی از فعالان ملی مذهبی با صدور بیانیهای از این طرح حمایت کردند.
در این زمینه گفتوگویی داشتم با دکتر حبیب الله پیمان، دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز و ابتدا نظر اورا درباره توافق تهران جویا شدم.
در مورد مناقشهی هستهای، چندسال پیش یادداشتی بهنام «یادداشت هستهای» در سایتها منتشر کردم. در همان موقع این بحث داغ بود و از سوی جامعهی جهانی به ایران برای تعلیق غنیسازی فشار میآمد و دولت ایران هم میخواست به این کار ادامه بدهد. اصلاحطلبان هم طرفدار تعلیق بودند. برای این که از تنش روابط خارجی کم شود و روابط صلحآمیزی بهوجود بیاید.
در حال حاضر با توجه به این که اگر تصمیم اخیر اجرایی بشود، در کلیت خودش، احساس میشود که تنش در روابط خارجی کم میشود و خطر تحریمها و فشارها به ایران کاهش پیدا میکند، بسیاری از آن استقبال کردند و صرفنظر از ماهیت قضیه و یا نظری که راجع به حکومت دارند، خیلی از افراد از چنین تصمیمی، ابراز خوشحالی میکنند.
اما اگر کمی دقیقتر شویم، جدا از این که این طرح و موافقتنامه چه اندازه در عمل بهاجرا دربیاید و بتواند مآلاً به روابط صلحآمیز پایداری در سطح بینالمللی بیانجامد، خود اصل مناقشه و دلایل دو طرف باید بررسی شود. باید ببینیم مستند یا خاستگاه تصمیمگیری در ایران و همچنین خاستگاه اعمال فشار از خارج چه بوده و آیا موضوع سومی که برای ملت ایران و آزادیخواهان میتواند بااهمیت باشد، وجود دارد یا خیر.
دکتر حبیب الله پیمان
در توافقنامهای که در دهماده تنظیم شده، بر حق ایران در استفاده از انرژی هستهای و حتی ادامهی فعالیتهای غنیسازی تاکید شده است. سئوالم در چهارچوب همین توافقی که صورت گرفته، این است که شما نقاط مثبت و یا منفی این توافق را در چه میبینید؟
این که ایران بر مبنای این توافقنامه بپذیرد که حق دارد اورانیوم را فقط تا ۳/۵درصد غنیسازی کند و غنیسازی بیش از این باید در کشورهایی مانند روسیه و فرانسه صورت بگیرد و توسط کشور واسطی به ایران برگردانده شود، گواه بیاعتمادی به جامعهی ایران است.
چون طبق قوانین بینالمللی ایران میتواند هر میزان غنیسازی را صورت بدهد و فقط حق ندارد از این کار، سلاحهای کشتار جمعی و هستهای بسازد. بنابراین همینجا هم محدودیتی علیه حق ایران اعمال شده است. این امری است روشن که ناشی از بیاعتمادی است.
در این سالهای اخیر، در اثر مقاومت و چانهزنیها، دولت ایران تا این حد را پذیرفته است که غنیسازی را بیش از ۳/۵درصد انجام ندهد. یعنی از حق خودش عقبنشینی کرده است. در حالی که پیش از این اصرار داشتند و تصریح میکردند که ۲۰درصد غنیسازی را آن هم در حد صنعتی، انجام میدهند و میگفتند که موفق هم شدهاند.
ولی الان عقبنشینی کردهاند. این امر ناشی از نگرانی از قطعنامهها و تحریمهایی است که در شرایط بحرانی کنونی، بهدلیل وضع بد اقتصادی، تنشها و تلاطمهای سیاسی داخل کشور و همچنین نارضایتی عمومی، میتواند وضعیت دشواری را برای حکومت ایجاد کند. ظاهراً به این دلایل عقبنشینی کردهاند تا قطعنامههای جدیدی تصویب نشود.
آقای پیمان، چه راهحل جایگزینی وجود دارد؟ یعنی اگر قرار باشد ایران و جامعهی بینالمللی، بهسمت تشدید تحریمها و برخورد نظامی نروند، چه راهحل مشخصی میتوان پیش پای دولت ایران گذاشت، برای این که بتواند هم اعتماد بینالمللی را جلب کند و هم منافع ملی محفوظ بماند؟
پیشنهاد من دقیقاً روی همین مسئله است که چه راهحل جایگزین و اصولیتری وجود داشته و میتوانسته باشد. شاید هم هنوز برای آینده دیر نشده باشد. ابتدا ببینیم ریشهی بیاعتمادی چیست؟ چرا غرب بهرغم این که حقوق و قوانین بینالمللی به جمهوری اسلامی اجازهی غنیسازی را داده، اصرار دارد که این کار نشود؟
دلایل بیاعتمادیای که غرب عنوان کرده، این بوده که ایران چندین سال مخفیکاری کرده و همهی اطلاعات لازم در اختیار ما گذاشته نشده است، بنابراین ما اعتماد نداریم.
این بیاعتمادی، هراندازه که در آن اغراق شود، وجهی دارد که به سیاستهای داخلی مربوط میشود. یعنی پیوند سیاست خارجی و روابط بینالمللی با سیاست داخلی.
من یک نمونه را توضیح میدهم که مسئله روشن شود. در دروان نهضت ملی شدن صنعت نفت، وقتی ملت ایران، بهرهبری دکتر مصدق، از حق حاکمیت خود برای ملی کردن صنعت نفت استفاده کرد، شرکت سابق نفت، یعنی «بریتیش پترونیوم» به شورای امنیت و دادگاه لاهه شکایت کرد که ایران صلح جهانی را بهخطر انداخته است. انگلیس و امریکا مآلاً دست به دست هم دادند، ولی ایران پای حقش ایستاد.
چه باعث شد انگلیس و امریکا نتوانند حمایت جامعهی جهانی را جلب کنند و در شورای امنیت و دادگاه لاهه، بهنفع خودشان و علیه ایران مصوبه بگیرند، بلکه بهعکس به نفع ایران رأی داده شد و حتی قاضی انگلیسی به نفع ایران رأی داد؟! دلیلش این بود که حکومت ایران، حکومتی دمکراتیک بود که در آن آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و نظارت ملی کامل وجود داشت. سیاستهای دولت شفاف بود. بنابراین به دولتی ملی دمکراتیک، نمیتوانستند بهانه بگیرند که: تو هرکاری نمیتوانی انجام بدهی.
اما حالا شرایط فرق کرده است. نظر من این است که ریشهی بیاعتمادی نسبت به دولت جمهوری اسلامی، برمیگردد به سیاستهای داخلی دولت و این که سیاستهای جمهوری اسلامی از شفافیت لازم برخوردار نیست.
یعنی نه تنها در برابر افکار عمومی جهانی، بلکه در برابر افکار عمومی ملت ایران هم این شفافیت وجود ندارد. چرا که حق نظارتی که قانون اساسی به نهادهای دمکراتیک مانند مطبوعات، احزاب، مجلس شورا و امثالهم داده، عملاً اعمال نمیشود.
اگر نظارت ملی دمکراتیک، طبق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود میداشت، امکان نداشت که دولتی بتواند پنهانی از نمایندگان مجلس، پنهانی از مطبوعات و افکار عمومی، در مسیری برود و فرض کنید دست به ساختن سلاحهایی بزند که اصلاً جزو برنامهی ملی نیست. خودبهخود هر اتفاقی بخواهد بیفتد، انعکاس پیدا میکند. جامعهی جهانی میتواند حساب کند.
بههمین جهت است که دولتهای غربی نمیتوانند این رفتار را مثلاً با جامعهی هند داشته باشند. چون هند، جامعهای شفاف و دمکراتیک است. نمیتوانند در مورد هند حرف از بیاعتمادی بزنند، چون سیاستهای دولت این کشور، تحت نظارت کامل نمایندگان مجلس، قوهی قضاییه، احزاب و مطبوعات آزاد است.
آنچه به آن اشاره میکنید، نیازمند طی یک روند توسعهی سیاسی در جامعهی ایران است و ممکن است خیلی طول بکشد. ولی اکنون مسئله حاد این است که بههرحال، با وضعیت پیشآمده چه باید کرد؟ آیا اساساً سیاست تبادل سوخت، سیاست درستی است؟ و اگر نیست، چه جایگزین مشخصی در شرایط حاضر میتواند مطرح باشد و دولت چه نقشی میتواند داشته باشد؟
من معتقد نیستم که جامعهی سیاسی ایران، آزادیخواهان و طرفداران اصلاحات باید همیشه منفعلانه بنشینند، نظری نداشته باشند و ببینند چه اتفاق میافتد، و وقتی موقعیت بحرانی پیش میآید و راهحلی پیش کشیده میشود، بگویند: خیلی خُب، این بدِ بهتر از بدتر است!
این که درست نیست. باید سیاست مبتکرانهای باشد که اینگونه اتفاقات نیفتد و هربار دولت مجبور باشد از حقوق و منافع ملی صرفنظر کند و در برابر فشار خارجی کوتاه بیاید، برای این که نمیخواهد به حقوق ملت ایران تسلیم باشد.
این نکتهی مهمی است. جنبش آزادیخواهی در ایران و یا جامعهی روشنفکری که مسئولیت دارد، باید به اصل موضوع بپردازد. بگوید چرا باید سیاستهای دولت بهگونهای پیش برود که در نهایت مجبور باشد در برابر فشار خارجی تسلیم شود، ولی حاضر نباشد حقوق مسلم مردم را بهخودشان واگذار کند؟
در حالی که اگر حقوق مسلم مردم را واگذار کند، هرگز مجبور نیست کمترین قدمی از حقوق خودش پایینتر بیاید. چنانکه دولتی مانند دولت مصدق، هیچوقت پایین نمیآمد.
بنابراین اگر همین امروز جنبش اصلاحات و وجدان آگاه ملت ایران روی این مسئله انگشت نگذارد و از حاکمیت نخواهد که در سیاستش تغییر بدهد- برای این که این اولین و آخرین کوتاه آمدن نخواهد بود- فردا فشارهای جدیدی وارد میشود.
از کجا معلوم است که این عقبنشینی در برابر فشار خارجی منجر به باز شدن فضای سیاسی شود؟ مؤلفهی یک قدرت فقط سلاح و تکنولوژی و نیروهای نظامی نیستند. مؤلفهی اصلی اقتدار ملی مشارکت عمومی است. آزادی است، قدرت تولید اقتصادی است، قدرت تولید فرهنگی و قدرت تولید دانش است.
در حالی که در ایران حرفها و شعارهایی زده میشود، اما چون پشتوانهی اقتدار ملی ندارد، در شرایط بحرانی مجبور میشوند کوتاه بیایند و از ملت ایران هزینه کنند. چنانکه در قرارداد الجزیره و در جریان گروگانگیری مجبور شدند. در قطعنامهی ۵۹۸ هم همینطور و ما نتوانستیم کوچکترین غرامتی از عراق بگیریم، تا امروز هم نگرفتهایم.
امروز نیروهای اصلاحطلب و طرفداران توسعهی سیاسی باید روی این مسئله انگشت بگذارند و همینطور کسانی در درون حکومت هم که به این حکومت انتقاد دارند، جایگزین تعیین کنند. بعضی انتقاد میکنند که این کوتاه آمدن است، اما نمیگویند چگونه باید جلوی فشار خارجی و تحریمهای جدید را که آسیب آن به همه میرسد گرفت. یا معتقدند باید ایستاد و یا این که باید کوتاه آمد و رفت.
در حالی که آنچه میتواند به یک تعادل برساند، پیوند بین سیاست داخلی و جهانی است. وقتی در سیاست داخلی و در برابر ملت ایران اعتمادسازی انجام بگیرد، در سطح جهانی نیز خودبهخود انجام میگیرد. الان مردم ایران در دولت نسبت به جامعهی جهانی بیگانهترند. اطلاعات مردم راجع سیاستها و تصمیماتی که گرفته میشود، بسیار کم است یا اصلاً هیچ نیست. در این صورت این اعتماد در داخل هم نیست که چه اتفاقی میافتد.
……………….
به موجب این بیانیه، جمهوری اسلامی با تبادل سوخت هستهای بر مبنای انتقال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت کم به ترکیه و دریافت ۱۲۰ کیلوگرم سوخت لازم برای رآکتور تحقیقاتی تهران، موافقت کرد.
انتظار میرفت که این توافق، روند تشدید تحریمها علیه ایران را متوقف کند، اما درست یک روز پس از صدور این بیانیه، گروه کشورهای پنج بهعلاوه یک پیشنویس دور جدید تحریمها علیه ایران را به شورای امنیت فرستاد. استدلال اعضای دائم شورای امنیت بهعلاوه آلمان این بود که جزئیات توافق ایران با تبادل سوخت هنوز دقیقا روشن نیست و مهمتر از آن، تشدید تحریم ها مربوط به سرپیچی جمهوری اسلامی از قطعنامههای پیشین شورای امنیت و عدم توقف غنی سازی اورانیوم است.
از سوی دیگر، توافق دولت احمدی نژاد بر سر تبادل سوخت با موضع گیریهای متفاوتی از سوی محافل درون حکومت و نیز گرایشهای مخالف حکومت روبرو شد. در حالی که احمد توکلی نماینده مجلس این توافق را مورد حمله قرار داد، جمعی از فعالان ملی مذهبی با صدور بیانیهای از این طرح حمایت کردند.
در این زمینه گفتوگویی داشتم با دکتر حبیب الله پیمان، دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز و ابتدا نظر اورا درباره توافق تهران جویا شدم.
در مورد مناقشهی هستهای، چندسال پیش یادداشتی بهنام «یادداشت هستهای» در سایتها منتشر کردم. در همان موقع این بحث داغ بود و از سوی جامعهی جهانی به ایران برای تعلیق غنیسازی فشار میآمد و دولت ایران هم میخواست به این کار ادامه بدهد. اصلاحطلبان هم طرفدار تعلیق بودند. برای این که از تنش روابط خارجی کم شود و روابط صلحآمیزی بهوجود بیاید.
در حال حاضر با توجه به این که اگر تصمیم اخیر اجرایی بشود، در کلیت خودش، احساس میشود که تنش در روابط خارجی کم میشود و خطر تحریمها و فشارها به ایران کاهش پیدا میکند، بسیاری از آن استقبال کردند و صرفنظر از ماهیت قضیه و یا نظری که راجع به حکومت دارند، خیلی از افراد از چنین تصمیمی، ابراز خوشحالی میکنند.
اما اگر کمی دقیقتر شویم، جدا از این که این طرح و موافقتنامه چه اندازه در عمل بهاجرا دربیاید و بتواند مآلاً به روابط صلحآمیز پایداری در سطح بینالمللی بیانجامد، خود اصل مناقشه و دلایل دو طرف باید بررسی شود. باید ببینیم مستند یا خاستگاه تصمیمگیری در ایران و همچنین خاستگاه اعمال فشار از خارج چه بوده و آیا موضوع سومی که برای ملت ایران و آزادیخواهان میتواند بااهمیت باشد، وجود دارد یا خیر.
دکتر حبیب الله پیمان
در توافقنامهای که در دهماده تنظیم شده، بر حق ایران در استفاده از انرژی هستهای و حتی ادامهی فعالیتهای غنیسازی تاکید شده است. سئوالم در چهارچوب همین توافقی که صورت گرفته، این است که شما نقاط مثبت و یا منفی این توافق را در چه میبینید؟
این که ایران بر مبنای این توافقنامه بپذیرد که حق دارد اورانیوم را فقط تا ۳/۵درصد غنیسازی کند و غنیسازی بیش از این باید در کشورهایی مانند روسیه و فرانسه صورت بگیرد و توسط کشور واسطی به ایران برگردانده شود، گواه بیاعتمادی به جامعهی ایران است.
چون طبق قوانین بینالمللی ایران میتواند هر میزان غنیسازی را صورت بدهد و فقط حق ندارد از این کار، سلاحهای کشتار جمعی و هستهای بسازد. بنابراین همینجا هم محدودیتی علیه حق ایران اعمال شده است. این امری است روشن که ناشی از بیاعتمادی است.
در این سالهای اخیر، در اثر مقاومت و چانهزنیها، دولت ایران تا این حد را پذیرفته است که غنیسازی را بیش از ۳/۵درصد انجام ندهد. یعنی از حق خودش عقبنشینی کرده است. در حالی که پیش از این اصرار داشتند و تصریح میکردند که ۲۰درصد غنیسازی را آن هم در حد صنعتی، انجام میدهند و میگفتند که موفق هم شدهاند.
ولی الان عقبنشینی کردهاند. این امر ناشی از نگرانی از قطعنامهها و تحریمهایی است که در شرایط بحرانی کنونی، بهدلیل وضع بد اقتصادی، تنشها و تلاطمهای سیاسی داخل کشور و همچنین نارضایتی عمومی، میتواند وضعیت دشواری را برای حکومت ایجاد کند. ظاهراً به این دلایل عقبنشینی کردهاند تا قطعنامههای جدیدی تصویب نشود.
آقای پیمان، چه راهحل جایگزینی وجود دارد؟ یعنی اگر قرار باشد ایران و جامعهی بینالمللی، بهسمت تشدید تحریمها و برخورد نظامی نروند، چه راهحل مشخصی میتوان پیش پای دولت ایران گذاشت، برای این که بتواند هم اعتماد بینالمللی را جلب کند و هم منافع ملی محفوظ بماند؟
پیشنهاد من دقیقاً روی همین مسئله است که چه راهحل جایگزین و اصولیتری وجود داشته و میتوانسته باشد. شاید هم هنوز برای آینده دیر نشده باشد. ابتدا ببینیم ریشهی بیاعتمادی چیست؟ چرا غرب بهرغم این که حقوق و قوانین بینالمللی به جمهوری اسلامی اجازهی غنیسازی را داده، اصرار دارد که این کار نشود؟
دلایل بیاعتمادیای که غرب عنوان کرده، این بوده که ایران چندین سال مخفیکاری کرده و همهی اطلاعات لازم در اختیار ما گذاشته نشده است، بنابراین ما اعتماد نداریم.
این بیاعتمادی، هراندازه که در آن اغراق شود، وجهی دارد که به سیاستهای داخلی مربوط میشود. یعنی پیوند سیاست خارجی و روابط بینالمللی با سیاست داخلی.
من یک نمونه را توضیح میدهم که مسئله روشن شود. در دروان نهضت ملی شدن صنعت نفت، وقتی ملت ایران، بهرهبری دکتر مصدق، از حق حاکمیت خود برای ملی کردن صنعت نفت استفاده کرد، شرکت سابق نفت، یعنی «بریتیش پترونیوم» به شورای امنیت و دادگاه لاهه شکایت کرد که ایران صلح جهانی را بهخطر انداخته است. انگلیس و امریکا مآلاً دست به دست هم دادند، ولی ایران پای حقش ایستاد.
چه باعث شد انگلیس و امریکا نتوانند حمایت جامعهی جهانی را جلب کنند و در شورای امنیت و دادگاه لاهه، بهنفع خودشان و علیه ایران مصوبه بگیرند، بلکه بهعکس به نفع ایران رأی داده شد و حتی قاضی انگلیسی به نفع ایران رأی داد؟! دلیلش این بود که حکومت ایران، حکومتی دمکراتیک بود که در آن آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و نظارت ملی کامل وجود داشت. سیاستهای دولت شفاف بود. بنابراین به دولتی ملی دمکراتیک، نمیتوانستند بهانه بگیرند که: تو هرکاری نمیتوانی انجام بدهی.
اما حالا شرایط فرق کرده است. نظر من این است که ریشهی بیاعتمادی نسبت به دولت جمهوری اسلامی، برمیگردد به سیاستهای داخلی دولت و این که سیاستهای جمهوری اسلامی از شفافیت لازم برخوردار نیست.
یعنی نه تنها در برابر افکار عمومی جهانی، بلکه در برابر افکار عمومی ملت ایران هم این شفافیت وجود ندارد. چرا که حق نظارتی که قانون اساسی به نهادهای دمکراتیک مانند مطبوعات، احزاب، مجلس شورا و امثالهم داده، عملاً اعمال نمیشود.
اگر نظارت ملی دمکراتیک، طبق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود میداشت، امکان نداشت که دولتی بتواند پنهانی از نمایندگان مجلس، پنهانی از مطبوعات و افکار عمومی، در مسیری برود و فرض کنید دست به ساختن سلاحهایی بزند که اصلاً جزو برنامهی ملی نیست. خودبهخود هر اتفاقی بخواهد بیفتد، انعکاس پیدا میکند. جامعهی جهانی میتواند حساب کند.
بههمین جهت است که دولتهای غربی نمیتوانند این رفتار را مثلاً با جامعهی هند داشته باشند. چون هند، جامعهای شفاف و دمکراتیک است. نمیتوانند در مورد هند حرف از بیاعتمادی بزنند، چون سیاستهای دولت این کشور، تحت نظارت کامل نمایندگان مجلس، قوهی قضاییه، احزاب و مطبوعات آزاد است.
آنچه به آن اشاره میکنید، نیازمند طی یک روند توسعهی سیاسی در جامعهی ایران است و ممکن است خیلی طول بکشد. ولی اکنون مسئله حاد این است که بههرحال، با وضعیت پیشآمده چه باید کرد؟ آیا اساساً سیاست تبادل سوخت، سیاست درستی است؟ و اگر نیست، چه جایگزین مشخصی در شرایط حاضر میتواند مطرح باشد و دولت چه نقشی میتواند داشته باشد؟
من معتقد نیستم که جامعهی سیاسی ایران، آزادیخواهان و طرفداران اصلاحات باید همیشه منفعلانه بنشینند، نظری نداشته باشند و ببینند چه اتفاق میافتد، و وقتی موقعیت بحرانی پیش میآید و راهحلی پیش کشیده میشود، بگویند: خیلی خُب، این بدِ بهتر از بدتر است!
این که درست نیست. باید سیاست مبتکرانهای باشد که اینگونه اتفاقات نیفتد و هربار دولت مجبور باشد از حقوق و منافع ملی صرفنظر کند و در برابر فشار خارجی کوتاه بیاید، برای این که نمیخواهد به حقوق ملت ایران تسلیم باشد.
این نکتهی مهمی است. جنبش آزادیخواهی در ایران و یا جامعهی روشنفکری که مسئولیت دارد، باید به اصل موضوع بپردازد. بگوید چرا باید سیاستهای دولت بهگونهای پیش برود که در نهایت مجبور باشد در برابر فشار خارجی تسلیم شود، ولی حاضر نباشد حقوق مسلم مردم را بهخودشان واگذار کند؟
در حالی که اگر حقوق مسلم مردم را واگذار کند، هرگز مجبور نیست کمترین قدمی از حقوق خودش پایینتر بیاید. چنانکه دولتی مانند دولت مصدق، هیچوقت پایین نمیآمد.
بنابراین اگر همین امروز جنبش اصلاحات و وجدان آگاه ملت ایران روی این مسئله انگشت نگذارد و از حاکمیت نخواهد که در سیاستش تغییر بدهد- برای این که این اولین و آخرین کوتاه آمدن نخواهد بود- فردا فشارهای جدیدی وارد میشود.
از کجا معلوم است که این عقبنشینی در برابر فشار خارجی منجر به باز شدن فضای سیاسی شود؟ مؤلفهی یک قدرت فقط سلاح و تکنولوژی و نیروهای نظامی نیستند. مؤلفهی اصلی اقتدار ملی مشارکت عمومی است. آزادی است، قدرت تولید اقتصادی است، قدرت تولید فرهنگی و قدرت تولید دانش است.
در حالی که در ایران حرفها و شعارهایی زده میشود، اما چون پشتوانهی اقتدار ملی ندارد، در شرایط بحرانی مجبور میشوند کوتاه بیایند و از ملت ایران هزینه کنند. چنانکه در قرارداد الجزیره و در جریان گروگانگیری مجبور شدند. در قطعنامهی ۵۹۸ هم همینطور و ما نتوانستیم کوچکترین غرامتی از عراق بگیریم، تا امروز هم نگرفتهایم.
امروز نیروهای اصلاحطلب و طرفداران توسعهی سیاسی باید روی این مسئله انگشت بگذارند و همینطور کسانی در درون حکومت هم که به این حکومت انتقاد دارند، جایگزین تعیین کنند. بعضی انتقاد میکنند که این کوتاه آمدن است، اما نمیگویند چگونه باید جلوی فشار خارجی و تحریمهای جدید را که آسیب آن به همه میرسد گرفت. یا معتقدند باید ایستاد و یا این که باید کوتاه آمد و رفت.
در حالی که آنچه میتواند به یک تعادل برساند، پیوند بین سیاست داخلی و جهانی است. وقتی در سیاست داخلی و در برابر ملت ایران اعتمادسازی انجام بگیرد، در سطح جهانی نیز خودبهخود انجام میگیرد. الان مردم ایران در دولت نسبت به جامعهی جهانی بیگانهترند. اطلاعات مردم راجع سیاستها و تصمیماتی که گرفته میشود، بسیار کم است یا اصلاً هیچ نیست. در این صورت این اعتماد در داخل هم نیست که چه اتفاقی میافتد.
……………….
حمله وحشیانه مزدوران به دانشجویان دانشگاه شهر کرد
در سومین روز از خرداد ماه ۸۹، دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد هم آبستن حوادث تلخ و ناگواری شد.
بنا بر اظهارات دوستانمان در دانشگاه از ساعات اولیه بامداد دیروز، فضای آن واحد دانشگاهی به شدت امنیتی بود، به حدی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و همچنین لباس شخصی ها در داخل دانشگاه مستقر شده بودند.
نیروهای بسیج، با ضرب و شتم و خشونت گسترده، قصد بازداشت تعدادی از دانشجویان را داشتند که تا لحظه ارسال خبر، یکی از دانشجویان در حالیکه به شدت توسط فردی به نام امیر امیرخانی دهکردی(از اعضای تشکل علم الهدی) مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفت و در اثر شدت ضربات وارد شده به سرش دچار بیهوشی شد که در ادامه بوسیلۀ آمبولانس به بیمارستان کاشانی شهرکرد انتقال یافت و حال وی وخیم گزارش میشود.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام میگردد
بنا بر اظهارات دوستانمان در دانشگاه از ساعات اولیه بامداد دیروز، فضای آن واحد دانشگاهی به شدت امنیتی بود، به حدی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و همچنین لباس شخصی ها در داخل دانشگاه مستقر شده بودند.
نیروهای بسیج، با ضرب و شتم و خشونت گسترده، قصد بازداشت تعدادی از دانشجویان را داشتند که تا لحظه ارسال خبر، یکی از دانشجویان در حالیکه به شدت توسط فردی به نام امیر امیرخانی دهکردی(از اعضای تشکل علم الهدی) مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفت و در اثر شدت ضربات وارد شده به سرش دچار بیهوشی شد که در ادامه بوسیلۀ آمبولانس به بیمارستان کاشانی شهرکرد انتقال یافت و حال وی وخیم گزارش میشود.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام میگردد
۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه
تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد تهران، با حمله نیروهای بسیج به خشونت کشیده شد
جــرس: در اولین روز از خرداد ماه ۸۹، تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی های بسیج، به خشونت کشیده شد و تعدادی از دانشجویان زخمی و بازداشت شدند.
تجمع امروز در پی فراخوان فعالان دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز - در آستانه دوم خرداد و همچنین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری - صورت گرفته بود و در همین رابطه صدها تن از دانشجویان آن واحد دانشگاهی دست به تجمع گسترده زدند.
به گزارش منابع خبری جرس، از ساعات اولیه بامداد امروز، فضای آن واحد دانشگاهی به شدت امنیتی بود، به حدی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و همچنین لباس شخصی ها در داخل دانشگاه مستقر شده و نیروهای گارد ضد شورش نیز، خیابانهای اطراف دانشکده را به محاصره در آورده بودند.
این گزارش خاطرنشان ساخت نیروهای امنیتی مانع ورود بسیاری از دانشجویان شده، به طوری که از صبح امروز بیش از پنجاه نفر از دانشجویان ممنوع الورود به محوطه دانشگاه شدند.
در ادامه آمده است با پایان یافتن کلاس های نوبت صبح ونزدیک شدن به زمان تجمع، رفته رفته بر تعداد دانشجویان اضافه شد و تجمع با سر دادن شعار "یا حسین، میر حسین" آغاز گردید و با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجوی با غیرت حمایت"، "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، ادامه یافت.
دانشجویان همچنین با خواندن سرود یار دبستانی و سخنرانی یکی از فعالان دانشجویی، به تجمع خود پایان دادند.
این منبع خبری حاضر در صحنه، در ادامه خبر داد "نیروهای امنیتی و بسیج، با ضرب و شتم و خشونت گسترده، قصد بازداشت تعدادی از دانشجویان را داشتند که تا لحظه ارسال خبر، چهار تن از دانشجویان در حالیکه به شدت بر اثر جراحات وارده دچار خونریزی شده بودند، در داخل دفتر انتظامات بازداشت بوده و از انتقال آنها به بیمارستان جلوگیری گردید.
از تعداد دانشجویان بازداشتی و زخمی های دیگر، گزارشی منتشر نشده است.
گفتنی است این برای چندمین بار بود که تجمعات اعتراضی دانشجویان این دانشکده به خشونت کشیده می شود و این در حالی است که دکتر «گذشتی»، رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، پیش از این قول جلوگیری از تکرار چنین حوادثی را داده بود.
دانشجویان معتقدند ورود آزادانه لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی و ضرب و شتم دانشجویان در محوطه دانشگاه، بدون هماهنگی با ایشان صورت نمی گیرد و همچنین صدور احکام سنگین و بی سابقه ممنوعیت از تحصیل و تبعید مکرر دانشجویان و گماردن دکتر افتخاری بر مسند ریاست دانشکده فنی جهت امنیتی تر کردن فضای دانشگاه صورت می گیرد.
لازم به ذکر است دانشجویان دانشگاه آزاد پیش از این و در ابتدای سال تحصیلی، هفت تجمع در اعتراض به دولت کودتا برگزار کرده بودند که تجمع سوم دانشجویان تهران مرکز در 21 مهر ماه سال 88 با ضرب و شتم دانشجویان و شلیک گاز اشک آور از سوی نیرو های امنیتی و بسیجی مواجه شد که منجر به بستری شدن تعدادی از دانشجویان در بیمارستان شد.
در ترم تحصیلی جاری بیش از پنجاه ترم حکم تعلیق از تحصیل و تبعید برای دانشجویان واحد تهران مرکز صادر شده است.
در جریان تجمعات سال تحصیلی بعد از انتخابات ریاست جمهوری، سه شنبه های متمادی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی که تعداد آنان بالغ بر چند هزار نفر می شد، بارها دست به تحصن زده و علیه دولت محمود احمدی نژاد و مقامات حکومت شعارهای انتقادی سر می دادند.
این تجعات بارها با خشونت لباس شخصی ها و نیروهای بسیج روبرو گردید
تجمع امروز در پی فراخوان فعالان دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز - در آستانه دوم خرداد و همچنین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری - صورت گرفته بود و در همین رابطه صدها تن از دانشجویان آن واحد دانشگاهی دست به تجمع گسترده زدند.
به گزارش منابع خبری جرس، از ساعات اولیه بامداد امروز، فضای آن واحد دانشگاهی به شدت امنیتی بود، به حدی که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و همچنین لباس شخصی ها در داخل دانشگاه مستقر شده و نیروهای گارد ضد شورش نیز، خیابانهای اطراف دانشکده را به محاصره در آورده بودند.
این گزارش خاطرنشان ساخت نیروهای امنیتی مانع ورود بسیاری از دانشجویان شده، به طوری که از صبح امروز بیش از پنجاه نفر از دانشجویان ممنوع الورود به محوطه دانشگاه شدند.
در ادامه آمده است با پایان یافتن کلاس های نوبت صبح ونزدیک شدن به زمان تجمع، رفته رفته بر تعداد دانشجویان اضافه شد و تجمع با سر دادن شعار "یا حسین، میر حسین" آغاز گردید و با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجوی با غیرت حمایت"، "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، ادامه یافت.
دانشجویان همچنین با خواندن سرود یار دبستانی و سخنرانی یکی از فعالان دانشجویی، به تجمع خود پایان دادند.
این منبع خبری حاضر در صحنه، در ادامه خبر داد "نیروهای امنیتی و بسیج، با ضرب و شتم و خشونت گسترده، قصد بازداشت تعدادی از دانشجویان را داشتند که تا لحظه ارسال خبر، چهار تن از دانشجویان در حالیکه به شدت بر اثر جراحات وارده دچار خونریزی شده بودند، در داخل دفتر انتظامات بازداشت بوده و از انتقال آنها به بیمارستان جلوگیری گردید.
از تعداد دانشجویان بازداشتی و زخمی های دیگر، گزارشی منتشر نشده است.
گفتنی است این برای چندمین بار بود که تجمعات اعتراضی دانشجویان این دانشکده به خشونت کشیده می شود و این در حالی است که دکتر «گذشتی»، رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، پیش از این قول جلوگیری از تکرار چنین حوادثی را داده بود.
دانشجویان معتقدند ورود آزادانه لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی و ضرب و شتم دانشجویان در محوطه دانشگاه، بدون هماهنگی با ایشان صورت نمی گیرد و همچنین صدور احکام سنگین و بی سابقه ممنوعیت از تحصیل و تبعید مکرر دانشجویان و گماردن دکتر افتخاری بر مسند ریاست دانشکده فنی جهت امنیتی تر کردن فضای دانشگاه صورت می گیرد.
لازم به ذکر است دانشجویان دانشگاه آزاد پیش از این و در ابتدای سال تحصیلی، هفت تجمع در اعتراض به دولت کودتا برگزار کرده بودند که تجمع سوم دانشجویان تهران مرکز در 21 مهر ماه سال 88 با ضرب و شتم دانشجویان و شلیک گاز اشک آور از سوی نیرو های امنیتی و بسیجی مواجه شد که منجر به بستری شدن تعدادی از دانشجویان در بیمارستان شد.
در ترم تحصیلی جاری بیش از پنجاه ترم حکم تعلیق از تحصیل و تبعید برای دانشجویان واحد تهران مرکز صادر شده است.
در جریان تجمعات سال تحصیلی بعد از انتخابات ریاست جمهوری، سه شنبه های متمادی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی که تعداد آنان بالغ بر چند هزار نفر می شد، بارها دست به تحصن زده و علیه دولت محمود احمدی نژاد و مقامات حکومت شعارهای انتقادی سر می دادند.
این تجعات بارها با خشونت لباس شخصی ها و نیروهای بسیج روبرو گردید
احضار یکی از فعالان ملی- مذهبی به دادگاه انقلاب تهران
جــرس: رحیم همتی از هواداران جنبش مسلمانان مبارز و از فعالان ملی – مذهبی، که طی ماههای بعد از انتخابات ریاست جمهوری، دو بار مورد بازداشت و چندین مرتبه احضار قرار گرفته بود، طی احضاریه ای جدید، به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران فراخوانده شد.
به گزارش منابع خبری جرس، همتی برای بار اول، یکم تیر ماه ۸۸ به مدت یک ماه در بند دو- الف سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم فراوانی قرار گرفته بود و بازداشت دوم وی مصادف بود با دستگیری های گسترده پس از وقایع خونین عاشورای ۸۸ ، که با یورش مسلحانه ماموران امنیتی در روز بیست و هفتم دی ماه در منزلش بازداشت گردید.
این گزارش خاطرنشان می کند وی در دوران بازداشت، در بندهای انفرادی و عمومی دو الف، ۲۴۰، اندرزگاه ۷ و بند ۳۵۰ محبوس بود، که نهایتا ۲۶ اسفندماه، با قید وثیقه از زندان آزاد گردید.
دادگاه انقلاب طی احضاریه ای کتبی، رحیم همتی را برای نهم مرداد ماه، به شعبه ۲۸ فراخوانده است.
هم اکنون ادامه بازداشت مهندس امیرخسرو دلیرثانی، عضو دیگر جنبش مسلمانان مبارز نیز، باعث نگرانی خانواده و دوستان وی شده است. این فعال ملی- مذهبی، پس از گذارندن شش روز مرخصی، هفتم فروردین به زندان اوین بازگشته بود.
به گزارش منابع خبری جرس، همتی برای بار اول، یکم تیر ماه ۸۸ به مدت یک ماه در بند دو- الف سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم فراوانی قرار گرفته بود و بازداشت دوم وی مصادف بود با دستگیری های گسترده پس از وقایع خونین عاشورای ۸۸ ، که با یورش مسلحانه ماموران امنیتی در روز بیست و هفتم دی ماه در منزلش بازداشت گردید.
این گزارش خاطرنشان می کند وی در دوران بازداشت، در بندهای انفرادی و عمومی دو الف، ۲۴۰، اندرزگاه ۷ و بند ۳۵۰ محبوس بود، که نهایتا ۲۶ اسفندماه، با قید وثیقه از زندان آزاد گردید.
دادگاه انقلاب طی احضاریه ای کتبی، رحیم همتی را برای نهم مرداد ماه، به شعبه ۲۸ فراخوانده است.
هم اکنون ادامه بازداشت مهندس امیرخسرو دلیرثانی، عضو دیگر جنبش مسلمانان مبارز نیز، باعث نگرانی خانواده و دوستان وی شده است. این فعال ملی- مذهبی، پس از گذارندن شش روز مرخصی، هفتم فروردین به زندان اوین بازگشته بود.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه
سخنرانی دکتر حبیب الله پیمان فردا جمعه در ادامه سلسله جلسات آگاهی بخشی
به دنبال سلسله نشست های آگاهی بخشی دکترحبیب الله پیمان فردا صبح ساعت 30/9 الی30/12 استاد بزرگوار به ادامه سخنرانی هفته قبل خویش راجع به پیام های قرانی سخن خواهند گفت. از عموم علاقه مندان و هواداران دعوت می شود در این نشست حضور به هم رسانند.
آدرس: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار. خ دولتشاد شرقی. ک تایباد. پ20
آدرس: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار. خ دولتشاد شرقی. ک تایباد. پ20
دانشجویان تبریز در اعتراض به هتک حرمت پرچم جمهوری اسلامی ایران
دانشجویان تبریز در اعتراض به هتک حرمت پرچم جمهوری اسلامی ایران
ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است. مطابق همه کارهای دولت، ابتدا دیوار حاشا را کوتاهترین دیوار دیدند و انکار کردند اما با اوج گرفتن انتقادات، ایراد مذکور را به گردن نور افکن ها انداختند و نور زرد شد مقصر بازی با هویت جاویدان ما!
دانشجویان سبز دانشگاه های تبزیز در اعتراض به هتک حرمت پرچم مقدس جمهوری اسلامی بیانیه ای صادر کردند. در بخشی از این بیانیه این سوال مطرح شده است که ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است؟
متن این بیانیه که در اختیار «کلمه» قرار گرفته به شرح زیر است:
به نام خدا
دیرهنگامی است که در تاریخ هویت ملی کشورمان، صاحب پرچمی سرشار از زیبایی و معنا شده ایم. پرچمی که نماد افتخار، ابهت، قداست و اتحاد در سرزمینی است که سبز را از تشیع ناب علوی، سپیدی را یادگار صلح و دوستی مردمانش و سرخ را به یاد تمام شهیدان راه دفاع از کیان مادی و معنوی ایران بزرگ وام گرفته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با عنایت به خواست همه ملت در تغییر نمادهای سلطنتی و علیرغم تغییر آرم میانی پرچم که نشان سلطنت های استبدادی زمینی از آن رخت بربست و نمادی از حکومت «الله» بر رایت ایرانیان نقش گرفت، همچنان رنگهای پرچم هیچ تغییری نکرد و همان سه رنگ جاوید سبز و سپید و سرخ اهتزاز والای پرچم ما را زیباتر نمود. در عین حال تاکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر جاوید بودن آن سه رنگ جای هیچ شائبه ای را نخواهد گذاشت که هرگز نباید در پرچم ایران خدشه و اساعه ای صورت پذیرد.
اما پس از انتخابات سال ۸۸ اتفاقاتی روی داد که اگر حمل بر سهو و سهل انگاری نیز شود، باز اشتباهی است خطیر که هویت ما را نشانه گرفته است. ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است. مطابق همه کارهای دولت، ابتدا دیوار حاشا را کوتاهترین دیوار دیدند و انکار کردند اما با اوج گرفتن انتقادات، ایراد مذکور را به گردن نور افکن ها انداختند و نور زرد شد مقصر بازی با هویت جاویدان ما!
براستی در جامعه ای که فرهنگ پرسش و نقد و در برابرش پاسخگویی به دیار باقی شتافته و از میان مردمانش رخت بر بسته است، هرکاری که دولتمردان و حاکمان انجام دهند با هیچ مسئولیت پذیری و نقدی در جامعه جاری خواهد شد.
همچنانیکه دی ماه سال گذشته بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در پلاکاردهایی که به مناسبت مراسم گرامیداشت شهدا آماده کرده بود بجای آرم الله –لفظ جلاله پرچم- از کلمه «۱۵ دی» در میان پرچم سود جسته بود! و عجبا که نه کسی کفن پوشید ، نه بیانیه داد و نه حتی به غیرت کسی برخورد!!! اخیرا نیز بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز در بنرهایی که مقابل درب ورودی دانشگاه نصب نموده رنگ سبز پرچم را با نواری سیاه رنگ تصویر کرده است! آیا باز تقصیر نورافکن ها و احیانا نور خورشید است که سبز را سیاه جلوه می دهد؟!! شاید نگاهی به بنر اصلی اجلاس «جی ۱۵» در تهران نیز خالی از لطف نباشد که از تلویزیون رسمی ایران نیز پخش شد.
حاشا به غیرت و تعصب کسانیکه غیرت و همت والای رزمندگان و ایثارگرانی را یدک می کشند که هشت سال در راه حفظ این کیان، حفظ هویت و پرچم ایران اسلامی جهاد کردند و جان بذل ایمانشان نمودند.
اینکه عده ی زیادی از مردم ایران با تمسک به مذهب جعفری و اعتصام به حبل متین اهل بیت و با استفاده از نماد سبز اعتراضشان را به حکومت ابراز کردند، دلیلی برای این بازی ها و قصورها در رابطه با فرهنگ و هویت تاریخی کشور می شود؟ یعنی آنقدر از رنگ سبز می ترسند و از رویارویی با آن ابا دارند که حتی وجودش را در پرچم مقدس ایران نیز برنمی تابند؟! اگر اینگونه ترسیده اند عجب کاری کرده است مردم ایران و عجب عظمتی دارد جنبش سبز!
ما بعنوان جمعی از دانشجویان سیاسی دانشگاههای تبریز این اقدامات مضحک و مذبوحانه دستگاه حاکم را شدیدا محکوم کرده و بر حفظ اصالت، هویت ، تاریخ و فرهنگ این مرزوبوم به غایت تاکید می نماییم و از همه غافلان و کج اندیشانی که بی شرمانه این جنبش عظیم مدنی را به خارج از مرزهای کشور و براندازان جاهل مرتبط می دانند مصرانه می خواهیم ضمن بازگشت به آغوش مهربان ملت و پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته، از ریختن آب در آسیاب دشمنان این دیار بپرهیزند و با اعمال کودکانه و گاه ظالمانه و مستبدانه خود، در مسیر تاریخی مبارزه این مردم علیه استبداد قرار نگیرند که طوفان خشم مردم هیچ ابایی از درهم ریختن این سدهای برآمده از ظلم و تجاوز نخواهد داشت.
والعاقبه للمتقین
جمعی از دانشجویان سیاسی دانشگاههای تبریز (دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز-دانشگاه آزاد اسلامی تبریز-دانشگاه نبی اکرم-دانشگاه سهند-دانشگاه آذربایجان-دانشگاه پیام نور تبریز)
ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است. مطابق همه کارهای دولت، ابتدا دیوار حاشا را کوتاهترین دیوار دیدند و انکار کردند اما با اوج گرفتن انتقادات، ایراد مذکور را به گردن نور افکن ها انداختند و نور زرد شد مقصر بازی با هویت جاویدان ما!
دانشجویان سبز دانشگاه های تبزیز در اعتراض به هتک حرمت پرچم مقدس جمهوری اسلامی بیانیه ای صادر کردند. در بخشی از این بیانیه این سوال مطرح شده است که ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است؟
متن این بیانیه که در اختیار «کلمه» قرار گرفته به شرح زیر است:
به نام خدا
دیرهنگامی است که در تاریخ هویت ملی کشورمان، صاحب پرچمی سرشار از زیبایی و معنا شده ایم. پرچمی که نماد افتخار، ابهت، قداست و اتحاد در سرزمینی است که سبز را از تشیع ناب علوی، سپیدی را یادگار صلح و دوستی مردمانش و سرخ را به یاد تمام شهیدان راه دفاع از کیان مادی و معنوی ایران بزرگ وام گرفته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با عنایت به خواست همه ملت در تغییر نمادهای سلطنتی و علیرغم تغییر آرم میانی پرچم که نشان سلطنت های استبدادی زمینی از آن رخت بربست و نمادی از حکومت «الله» بر رایت ایرانیان نقش گرفت، همچنان رنگهای پرچم هیچ تغییری نکرد و همان سه رنگ جاوید سبز و سپید و سرخ اهتزاز والای پرچم ما را زیباتر نمود. در عین حال تاکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر جاوید بودن آن سه رنگ جای هیچ شائبه ای را نخواهد گذاشت که هرگز نباید در پرچم ایران خدشه و اساعه ای صورت پذیرد.
اما پس از انتخابات سال ۸۸ اتفاقاتی روی داد که اگر حمل بر سهو و سهل انگاری نیز شود، باز اشتباهی است خطیر که هویت ما را نشانه گرفته است. ایران را چه شده است که رئیس هیات دولت نه یکبار که چندین بار در کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی هایش زیر بنرها و پرچم هایی می نشیند که رنگ سبزش گم شده و به نیلی گرائیده است. مطابق همه کارهای دولت، ابتدا دیوار حاشا را کوتاهترین دیوار دیدند و انکار کردند اما با اوج گرفتن انتقادات، ایراد مذکور را به گردن نور افکن ها انداختند و نور زرد شد مقصر بازی با هویت جاویدان ما!
براستی در جامعه ای که فرهنگ پرسش و نقد و در برابرش پاسخگویی به دیار باقی شتافته و از میان مردمانش رخت بر بسته است، هرکاری که دولتمردان و حاکمان انجام دهند با هیچ مسئولیت پذیری و نقدی در جامعه جاری خواهد شد.
همچنانیکه دی ماه سال گذشته بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در پلاکاردهایی که به مناسبت مراسم گرامیداشت شهدا آماده کرده بود بجای آرم الله –لفظ جلاله پرچم- از کلمه «۱۵ دی» در میان پرچم سود جسته بود! و عجبا که نه کسی کفن پوشید ، نه بیانیه داد و نه حتی به غیرت کسی برخورد!!! اخیرا نیز بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز در بنرهایی که مقابل درب ورودی دانشگاه نصب نموده رنگ سبز پرچم را با نواری سیاه رنگ تصویر کرده است! آیا باز تقصیر نورافکن ها و احیانا نور خورشید است که سبز را سیاه جلوه می دهد؟!! شاید نگاهی به بنر اصلی اجلاس «جی ۱۵» در تهران نیز خالی از لطف نباشد که از تلویزیون رسمی ایران نیز پخش شد.
حاشا به غیرت و تعصب کسانیکه غیرت و همت والای رزمندگان و ایثارگرانی را یدک می کشند که هشت سال در راه حفظ این کیان، حفظ هویت و پرچم ایران اسلامی جهاد کردند و جان بذل ایمانشان نمودند.
اینکه عده ی زیادی از مردم ایران با تمسک به مذهب جعفری و اعتصام به حبل متین اهل بیت و با استفاده از نماد سبز اعتراضشان را به حکومت ابراز کردند، دلیلی برای این بازی ها و قصورها در رابطه با فرهنگ و هویت تاریخی کشور می شود؟ یعنی آنقدر از رنگ سبز می ترسند و از رویارویی با آن ابا دارند که حتی وجودش را در پرچم مقدس ایران نیز برنمی تابند؟! اگر اینگونه ترسیده اند عجب کاری کرده است مردم ایران و عجب عظمتی دارد جنبش سبز!
ما بعنوان جمعی از دانشجویان سیاسی دانشگاههای تبریز این اقدامات مضحک و مذبوحانه دستگاه حاکم را شدیدا محکوم کرده و بر حفظ اصالت، هویت ، تاریخ و فرهنگ این مرزوبوم به غایت تاکید می نماییم و از همه غافلان و کج اندیشانی که بی شرمانه این جنبش عظیم مدنی را به خارج از مرزهای کشور و براندازان جاهل مرتبط می دانند مصرانه می خواهیم ضمن بازگشت به آغوش مهربان ملت و پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته، از ریختن آب در آسیاب دشمنان این دیار بپرهیزند و با اعمال کودکانه و گاه ظالمانه و مستبدانه خود، در مسیر تاریخی مبارزه این مردم علیه استبداد قرار نگیرند که طوفان خشم مردم هیچ ابایی از درهم ریختن این سدهای برآمده از ظلم و تجاوز نخواهد داشت.
والعاقبه للمتقین
جمعی از دانشجویان سیاسی دانشگاههای تبریز (دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز-دانشگاه آزاد اسلامی تبریز-دانشگاه نبی اکرم-دانشگاه سهند-دانشگاه آذربایجان-دانشگاه پیام نور تبریز)
محکومیت یوسف رشیدی به یک سال حبس تعزیری
یوسف رشیدی پیشتر به دلیل فعالیت های دانشجویی اش در دانشگاه امیرکبیر به مدت ۵ ترم از تحصیل محروم بود و با احتساب ترم جاری (که در ابتدای آن در زندان گذراند) ۳ سال است که موفق به اخذ واحدهای درسی خود نشده است.
جلسه محاکمه محمد یوسف رشیدی در روز ۱۲ اردیبهشت در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس برگزار شد.
به گزارش دانشجو نیوز، اتهام یوسف رشیدی در دادگاه فعالیت تبلیغی علیه نظام ذکر شده بود.
این دانشجو در ۲۴ اسفند پس از تحمل ۱۰۸ روز حبس، به قید وثیقه ۵۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد.
یوسف رشیدی پیشتر به دلیل فعالیت های دانشجویی اش در دانشگاه امیرکبیر به مدت ۵ ترم از تحصیل محروم بود و با احتساب ترم جاری (که در ابتدای آن در زندان گذراند) ۳ سال است که موفق به اخذ واحدهای درسی خود نشده است.
جلسه محاکمه محمد یوسف رشیدی در روز ۱۲ اردیبهشت در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس برگزار شد.
به گزارش دانشجو نیوز، اتهام یوسف رشیدی در دادگاه فعالیت تبلیغی علیه نظام ذکر شده بود.
این دانشجو در ۲۴ اسفند پس از تحمل ۱۰۸ روز حبس، به قید وثیقه ۵۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد.
یوسف رشیدی پیشتر به دلیل فعالیت های دانشجویی اش در دانشگاه امیرکبیر به مدت ۵ ترم از تحصیل محروم بود و با احتساب ترم جاری (که در ابتدای آن در زندان گذراند) ۳ سال است که موفق به اخذ واحدهای درسی خود نشده است.
حکم میلاد اسدی و بهاره هدایت صادر شد
میلاد اسدی به هفت سال و بهاره هدایت به ۹ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شدند.
به گزارش وبسایت دانشجو نیوز، حکم این دو عضو دفتر تحکیم وحدت، امروز چهارشنبه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب صادر شده است.
آنطور که این وبسایت گزارش کرده، دادگاه برای آقای اسدی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام» پنج سال حبس تعزیری صادر کرده است.
این عضو دفتر تحکیم وحدت به اتهام «توهین به رهبری» نیز به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.
میلاد اسدی و بهاره هدایت
بهاره هدایت، دیگر عضو این تشکل دانشجویی نیز به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.
خانم هدایت همچنین به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و توهین به «رئیس جمهوری» به ۹ ماه حبس محکوم شده است.
بهاره هدایت به اتهام «شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۵» نیز به دو سال حبس محکوم شده بود که قاضی دادگاه، این محکومیت را نیز برای این فعال دانشجویی در نظر گرفته است.
بهاره هدایت از نهم دی ماه سال گذشته در بند نسوان زندان اوین در بازداشت به سر میبرد.
میلاد اسدی نیز از نهم آذر ماه سال گذشته در بند ۳۵۰ زندان اوین است
…………….
به گزارش وبسایت دانشجو نیوز، حکم این دو عضو دفتر تحکیم وحدت، امروز چهارشنبه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب صادر شده است.
آنطور که این وبسایت گزارش کرده، دادگاه برای آقای اسدی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام» پنج سال حبس تعزیری صادر کرده است.
این عضو دفتر تحکیم وحدت به اتهام «توهین به رهبری» نیز به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.
میلاد اسدی و بهاره هدایت
بهاره هدایت، دیگر عضو این تشکل دانشجویی نیز به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.
خانم هدایت همچنین به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و توهین به «رئیس جمهوری» به ۹ ماه حبس محکوم شده است.
بهاره هدایت به اتهام «شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۵» نیز به دو سال حبس محکوم شده بود که قاضی دادگاه، این محکومیت را نیز برای این فعال دانشجویی در نظر گرفته است.
بهاره هدایت از نهم دی ماه سال گذشته در بند نسوان زندان اوین در بازداشت به سر میبرد.
میلاد اسدی نیز از نهم آذر ماه سال گذشته در بند ۳۵۰ زندان اوین است
…………….
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه
سخنرانی در منزل دکتر حبیب الله پیمان
طبق سنت سالهای گذشته و در راستای سلسله برنامه های آموزشی در منزل دکتر حبیب الله پیمان این هفته جمعه با سخنرانی استاد بزگوار ادامه می یابد.
مکان. خ شریعتی. خ ظفر.. خ فرید افشار . خ دولتشاد شرقی. ک تایباد. پ 20
مکان. خ شریعتی. خ ظفر.. خ فرید افشار . خ دولتشاد شرقی. ک تایباد. پ 20
آزادی محمد یوسفی...بی خبری از سه دانشجوی کرد
محمد یوسفی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر از زندان آزاد شد
محمد یوسفی، دانشجوی دانشکده مهندسی کشتی سازی پلی تکنیک پس از ۱۶۱ روز زندان، یکشنبه شب، آزاد شد.
به گزارش دانشجونیوز، شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر چهار سال حبس این دانشجو را به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآورد تا وی پس از ۱۶۱ روز از زندان آزاد شود.
محمد یوسفی ۱۶ آذر سال گذشته، هنگام ورود به دانشگاه امیرکبیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این دانشجو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام "اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
گفتنی است نیما لطیف تجار و مجید توکلی دو دانشجوی دیگر پلی تکنیک همچنان در زندان به سر میبرند.
بیخبری از سه دانشجوی کرد
در پی بازداشت 15 نفر از دانشجويان كرد شهر مريوان از سوی نيروهای امنيتی، بعد از چند روز، 12 نفر از آنها با قيد کفالت و یا تعهد كتبی آزاد شدند و سه نفر ديگر به نامهای توفيق پرتوی، دانا لنج آبادی و آرام ويسی همچنان در بند بوده و خانواده هایشان در بیخبری كامل به سر میبرند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پس از مراجعه خانوادههای اين سه دانشجوی به اطلاعات شهر مريوان، والدين اين سه نفر با تهديد مسئولين اطلاعات روبه رو و به آنها گفته شده كه حق ندارند تا 15 روز ديگر سراغی از فرزندانشان بگيرند.
گفتنی است این دانشجویان همزمان با اعتراضات مردمی در مناطق کردنشین ایران به اعدامهای سیاسی یکشنبه گذشته احضار و بازداشت شدهاند.
……………..
محمد یوسفی، دانشجوی دانشکده مهندسی کشتی سازی پلی تکنیک پس از ۱۶۱ روز زندان، یکشنبه شب، آزاد شد.
به گزارش دانشجونیوز، شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر چهار سال حبس این دانشجو را به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآورد تا وی پس از ۱۶۱ روز از زندان آزاد شود.
محمد یوسفی ۱۶ آذر سال گذشته، هنگام ورود به دانشگاه امیرکبیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این دانشجو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام "اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
گفتنی است نیما لطیف تجار و مجید توکلی دو دانشجوی دیگر پلی تکنیک همچنان در زندان به سر میبرند.
بیخبری از سه دانشجوی کرد
در پی بازداشت 15 نفر از دانشجويان كرد شهر مريوان از سوی نيروهای امنيتی، بعد از چند روز، 12 نفر از آنها با قيد کفالت و یا تعهد كتبی آزاد شدند و سه نفر ديگر به نامهای توفيق پرتوی، دانا لنج آبادی و آرام ويسی همچنان در بند بوده و خانواده هایشان در بیخبری كامل به سر میبرند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پس از مراجعه خانوادههای اين سه دانشجوی به اطلاعات شهر مريوان، والدين اين سه نفر با تهديد مسئولين اطلاعات روبه رو و به آنها گفته شده كه حق ندارند تا 15 روز ديگر سراغی از فرزندانشان بگيرند.
گفتنی است این دانشجویان همزمان با اعتراضات مردمی در مناطق کردنشین ایران به اعدامهای سیاسی یکشنبه گذشته احضار و بازداشت شدهاند.
……………..
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه
حکم چهار سال زندان برای برادر مبارز امیر خسرو دلیرثانی
مهندس امیر خسرو دلیرثانی از اعضای شورای مرکزی جنبش مسلماان مبارز طی یک فرایند غیر قانونی و بدون اطلاع خانواده و وکیل اش امروز از زندان، بند 350 اوین به بیدادگاه منتقل شده و حکم 4 سال تعزیری به وی ابلاغ گردید. شایان ذکر است که امیر خسرو شامگاه 14 دی ماه پس از تاسوعا و عاشورای خونین 88 همزمان با دستگیریهای گسترده فعالان مدنی و سیاسی با هجوم وحشیانه ماموران ضدا امنیتی در منزلش دستگیر و به اوین منتقل گردید. برادر مبارز دلیرثانی با گذشت بیش از 5 ماه بازداشت غیر قانونی در بیدادگاه نظامی که خود را منصوب به اسلام و خدا می کند محکوم شده است.
به زودی گزارش ویژه ای از چگونگی سیر دادگاهش به اطلاع عموم خواهیم رساند.
کانون هواداران جنبش مسلمانان مبارز
به زودی گزارش ویژه ای از چگونگی سیر دادگاهش به اطلاع عموم خواهیم رساند.
کانون هواداران جنبش مسلمانان مبارز
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه
دستگیری پانزده فعال دانشجویی کردستان در روزهای اخیر
همزمان با واکنش های مختلف به اعدام پنج زندانی و در پی تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه پیام نور مریوان، حداقل ۱۵ تن از فعالان دانشجویی آن شهر بازداشت و به مکانهای نامعلومی منتقل شدند.
به گزارش سامانه خبری رهانا، پس از تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه پیام نور مریوان طی روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته و دعوت آنان از مردم مریوان برای شرکت در اعتصاب عمومی روز پنجشنبه، ۱۵ تن از فعالین دانشجویی آن شهر اعم از دختر و پسر بازداشت شدند.
نام پنج نفر از بازداشت شدگان، آرام ویسی ، فواد مرادی ، توفیق پرتوی ، دانا لنجاوایی و سامان زندی می باشد.
این دانشجویان در حالی با این احكام مواجه می شوند كه ملاباشی، معاون دانشجویی وزارت علوم، چندی پیش اعلام كرده بود كه تنها احكام صادره از سوی وزارت علوم برای دانشجویان، تعلیق و توبیخ بوده و تعداد کل آنان در سراسر کشور پنجاه تن است
به گزارش سامانه خبری رهانا، پس از تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه پیام نور مریوان طی روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته و دعوت آنان از مردم مریوان برای شرکت در اعتصاب عمومی روز پنجشنبه، ۱۵ تن از فعالین دانشجویی آن شهر اعم از دختر و پسر بازداشت شدند.
نام پنج نفر از بازداشت شدگان، آرام ویسی ، فواد مرادی ، توفیق پرتوی ، دانا لنجاوایی و سامان زندی می باشد.
این دانشجویان در حالی با این احكام مواجه می شوند كه ملاباشی، معاون دانشجویی وزارت علوم، چندی پیش اعلام كرده بود كه تنها احكام صادره از سوی وزارت علوم برای دانشجویان، تعلیق و توبیخ بوده و تعداد کل آنان در سراسر کشور پنجاه تن است
برگزاری دادگاه نمایشی برای فعالان سیاسی بابل
جرس: وزارت اطلاعات شهرستان بابل قصد دارد دادگاه جمعی از فعالان سیاسی دستگیر شده پس از انتخابات ریاست جمهوری را به صورت علنی برگزار کند.
گزارش خبرنگار جرس حاکی است، فشارهای وزارت اطلاعات استان مازندران برای برگزاری دادگاه علنی جمعی از اعضای فعال در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی که پیش از این بازداشت و جمعی از آنان در آزادی موقت به سر می برند افزایش یافته است.
گفته می شود این دادگاه همانند دادگاه متهمان انتخابات ریاست جمهوری که در تهران برگزار شده بود قرار است تیر ماه سال جاری در شهرستان بابل نیز به صورت دادگاه دسته جمعی متهمان پرونده انتخاباتی برگزار شود.
بر اساس این گزارش، احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت مازندران، علی اکبر سروش مشاور سیاسی استاندار در دوره اصلاحات، محمدرضا معصومیان، محمد رضا ملکی، دو تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، مصطفی ابراهیم تبار، امین تسلیمی، علیرضا فلاحتی و آریا آرام نژاد از جمله فعالان سیاسی شهرستان بابل به شمار می روند که وزارت اطلاعات بنا دارد دادگاه علنی آنان را همانند نمایش دادگاه انتخاباتی سال گذشته، این بار در شهرستان بابل برگزار کند.
تا کنون هیچ یک از این زندانیان تن به اعتراف نداده ودر طی دوران بازداشت نیز فعالان سیاسی این شهرستان کلیه اتهامات خود را رد کرده اند، اما فشار وزارت اطلاعات بر پرونده این زندانیان همچنان ادامه دارد.
گزارش خبرنگار جرس حاکی است، فشارهای وزارت اطلاعات استان مازندران برای برگزاری دادگاه علنی جمعی از اعضای فعال در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی که پیش از این بازداشت و جمعی از آنان در آزادی موقت به سر می برند افزایش یافته است.
گفته می شود این دادگاه همانند دادگاه متهمان انتخابات ریاست جمهوری که در تهران برگزار شده بود قرار است تیر ماه سال جاری در شهرستان بابل نیز به صورت دادگاه دسته جمعی متهمان پرونده انتخاباتی برگزار شود.
بر اساس این گزارش، احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت مازندران، علی اکبر سروش مشاور سیاسی استاندار در دوره اصلاحات، محمدرضا معصومیان، محمد رضا ملکی، دو تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، مصطفی ابراهیم تبار، امین تسلیمی، علیرضا فلاحتی و آریا آرام نژاد از جمله فعالان سیاسی شهرستان بابل به شمار می روند که وزارت اطلاعات بنا دارد دادگاه علنی آنان را همانند نمایش دادگاه انتخاباتی سال گذشته، این بار در شهرستان بابل برگزار کند.
تا کنون هیچ یک از این زندانیان تن به اعتراف نداده ودر طی دوران بازداشت نیز فعالان سیاسی این شهرستان کلیه اتهامات خود را رد کرده اند، اما فشار وزارت اطلاعات بر پرونده این زندانیان همچنان ادامه دارد.
رئیس جمهور منتخب مردم ایران:مردم اگر به خیابان نیآمده بودند پی به عمق مشکلات نمی بردند
ما نه اسلحه داریم و نه میخواهیم که داشته باشیم. تروریستها را هم متعلق به هر گروه و قوم و قبیله و فرهنگی باشند محکوم میکنیم. ما با کلام به میدان آمدیم. با شعار "رای من کجاست؟". ما با منطق آمدهایم و هر چقدر روی منطق بایستیم وزنه را به سمت جنبش سنگینتر میکنیم. سرمایهای که ما داریم ایستادگی روی همین مطالبات با تمام قدرت است.
اهداف 22 خرداد اهداف ناشی از مسئلهای بود که در آن زمان اتفاق افتاد و مردم برای پس گرفتن رای خود به صحنه آمدند. وقتی با آنها برخورد شد و مردم مساله را شکافتند و بررسی کردند، مطالباتشان، نه به حالت تصادفی و یا عصبانیت، بلکه به دلیل تجزیه و تحلیلهایی که در جامعه اتفاق افتاد، گسترش پیدا کرد. مردم متوجه شدند که اشکالاتی در جامعه وجود دارد که یکی از این اشکالات،(تقلب انتخاباتی) باعث شده تا به خیابانها بیایند. هر نوع آزادی در کشور در گرو آزادی رسانهها است؛ حتی اصلاح کوچکترین نهادها و حتی اخلاقیات جامعه. چطور است که در کشوری اسلامی که داعیه انقلاب فرهنگی دارد و در آن از معنویت و نورانیت حرف میزنیم بالاترین آمار اعدام وجود دارد؟ مشکل از افراد نیست؛ مشکل اینجا است که کشور را طوری اداره کردهایم که به این آمار رسیده ایم. برادران و عزیزان شما بیگناه در زندان هستند. ادعاهایی نامعقولی نداشته اند، اما بازداشت شدند. مساله در این جا خاتمه پیدا نمیکند. چرا که رفتار با آنها حتی در چارچوب اتهامی که بر آنها وارد میکنند هم نیست. شکنجه هست، اعتراف گیری هست و در بیرون هم تعرض به خانوادهها هست.
در اول انقلاب مناظره هایی در صدا و سیما برگزار شد که نشان دهنده گفتمان حاکم بر جامعه بود . در این مناظره ها یک طرف آقای بهشتی می نشست و در طرف دیگردبیرکل حزب توده . گرایش های مختلف درباره مسائل عمده کشور مناظره می کردند و نظام این را بر می تابید و مردم هم قبول می کردند. بهشتی به عنوان یک روحانی ومقام ارشد کسر شان خود نمی دانست که مناظره کند. ایشان می گفتند به خاطر این انقلاب کردیم که افراد مقابل هم بنشینند و صحبت کنند اگر ما برهان قوی داریم باید بتوانیم از خود دفاع کنیم. اگر ضعیف هم باشیم که آنها پیروزمی شوند. ین نمونه ای از رویکردی بود که نظام به مسئله آزادی داشت.
اکنون مشکلات عدیده ای چون بیکاری، عدم پرداخت دستمزد، تعطیلی واحدها، عدم مجوز برای فعالیت اتحادیه های کارگری و مشکلات معیشتی برای جامعه کارگری کشور وجود دارد. یکی از راه حل های آن را در این می داند که ” در سطح وسیعی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی شود تا همه متوجه شوند ریشه اصلی در عدم انتخاب اصلح می باشد.
چند نفر می دانند که درصد سرمایه گذاری در کشور چقدر است؟ کمتر از پنج درصد مردم در این باره آگاهی دارند؟ ما باید این مفهوم را به خانواده ها انتقال بدهیم که کمبود سرمایه گذاری به معنای افزایش بیکاری است . رسانه ای نداریم که نسبت به کاهش میزان سرمایه گذاری ها و یا انباشتگی ثروت در دست یک نهاد نظامی هشدار بدهد که این به نفع اقتصاد کشور نیست.
اهداف 22 خرداد اهداف ناشی از مسئلهای بود که در آن زمان اتفاق افتاد و مردم برای پس گرفتن رای خود به صحنه آمدند. وقتی با آنها برخورد شد و مردم مساله را شکافتند و بررسی کردند، مطالباتشان، نه به حالت تصادفی و یا عصبانیت، بلکه به دلیل تجزیه و تحلیلهایی که در جامعه اتفاق افتاد، گسترش پیدا کرد. مردم متوجه شدند که اشکالاتی در جامعه وجود دارد که یکی از این اشکالات،(تقلب انتخاباتی) باعث شده تا به خیابانها بیایند. هر نوع آزادی در کشور در گرو آزادی رسانهها است؛ حتی اصلاح کوچکترین نهادها و حتی اخلاقیات جامعه. چطور است که در کشوری اسلامی که داعیه انقلاب فرهنگی دارد و در آن از معنویت و نورانیت حرف میزنیم بالاترین آمار اعدام وجود دارد؟ مشکل از افراد نیست؛ مشکل اینجا است که کشور را طوری اداره کردهایم که به این آمار رسیده ایم. برادران و عزیزان شما بیگناه در زندان هستند. ادعاهایی نامعقولی نداشته اند، اما بازداشت شدند. مساله در این جا خاتمه پیدا نمیکند. چرا که رفتار با آنها حتی در چارچوب اتهامی که بر آنها وارد میکنند هم نیست. شکنجه هست، اعتراف گیری هست و در بیرون هم تعرض به خانوادهها هست.
در اول انقلاب مناظره هایی در صدا و سیما برگزار شد که نشان دهنده گفتمان حاکم بر جامعه بود . در این مناظره ها یک طرف آقای بهشتی می نشست و در طرف دیگردبیرکل حزب توده . گرایش های مختلف درباره مسائل عمده کشور مناظره می کردند و نظام این را بر می تابید و مردم هم قبول می کردند. بهشتی به عنوان یک روحانی ومقام ارشد کسر شان خود نمی دانست که مناظره کند. ایشان می گفتند به خاطر این انقلاب کردیم که افراد مقابل هم بنشینند و صحبت کنند اگر ما برهان قوی داریم باید بتوانیم از خود دفاع کنیم. اگر ضعیف هم باشیم که آنها پیروزمی شوند. ین نمونه ای از رویکردی بود که نظام به مسئله آزادی داشت.
اکنون مشکلات عدیده ای چون بیکاری، عدم پرداخت دستمزد، تعطیلی واحدها، عدم مجوز برای فعالیت اتحادیه های کارگری و مشکلات معیشتی برای جامعه کارگری کشور وجود دارد. یکی از راه حل های آن را در این می داند که ” در سطح وسیعی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی شود تا همه متوجه شوند ریشه اصلی در عدم انتخاب اصلح می باشد.
چند نفر می دانند که درصد سرمایه گذاری در کشور چقدر است؟ کمتر از پنج درصد مردم در این باره آگاهی دارند؟ ما باید این مفهوم را به خانواده ها انتقال بدهیم که کمبود سرمایه گذاری به معنای افزایش بیکاری است . رسانه ای نداریم که نسبت به کاهش میزان سرمایه گذاری ها و یا انباشتگی ثروت در دست یک نهاد نظامی هشدار بدهد که این به نفع اقتصاد کشور نیست.
بازداشت سخنگوی سازمان دفاع حقوق بشر کردستان
بازداشت سخنگوی سازمان دفاع حقوق بشر کردستان
اجلال قوامی، سخنگوی سازمان دفاع حقوق بشر کردستان روز گذشته، پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. به گزارش تارنمای کردانه، خانواده وی پس از ساعتها بیخبری در ساعت ۱۰ شب از بازداشت آقای قوامی با خبر شدند.
اجلال قوامی، سخنگوی سازمان دفاع حقوق بشر کردستان روز گذشته، پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. به گزارش تارنمای کردانه، خانواده وی پس از ساعتها بیخبری در ساعت ۱۰ شب از بازداشت آقای قوامی با خبر شدند.
بازداشت دوفعال دانشجویی و محکومیت یک دانشجوی دیگر
جــرس: حکم ۱۳ سال زندان میثاق یزدان نژاد، دانشجوی پیام نور تایید شد و همزمان آرش صابونچی از فعالین دانشجویی اراک و رضا عبدی دانشجوی علوم سیاسی تبریز بازداشت شدند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، حکم ۱۳ سال زندان میثاق یزدان نژاد توسط شعبه ۳۶ تجدید نظر دادگاه انقلاب مورد تایید قرار گرفت. یزدان نژاد، دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور تهران و از دستگیر شدگان مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی می باشد که در روزهای اخیر، حکم ۱۳ سال زندان او، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، وی را به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به همین میزان حکم محکوم کرده بود.
وی چندی پیش به دستور رئیس زندان اوین و رئیس بند ۳۵۰ به بند چهار زندان گوهردشت کرج منتقل شد.
این دانشجو از بیماریهای حاد رنج می برد و سال گذشته هنگامی که برای عمل جراحی از زندان به بیمارستان منتقل شده بود، در آخرین لحظات از تخت بیمارستان خارج و به زندان گوهردشت کرج تبعید شد.
و به گزارش «ساوالان سسی»، رضا عبدی دانشجوی علوم سیاسی تبریز، روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۸۹ توسط ماموران امنیتی در منطقه نصف راه تبریز بازداشت شد.
ماموران اداره اطلاعات پس از بازداشت عبدی، با مراجعه به منزل پدری وی، اقدام به تفتیش منزل کرده و کتابها و سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، حکم ۱۳ سال زندان میثاق یزدان نژاد توسط شعبه ۳۶ تجدید نظر دادگاه انقلاب مورد تایید قرار گرفت. یزدان نژاد، دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور تهران و از دستگیر شدگان مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی می باشد که در روزهای اخیر، حکم ۱۳ سال زندان او، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، وی را به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به همین میزان حکم محکوم کرده بود.
وی چندی پیش به دستور رئیس زندان اوین و رئیس بند ۳۵۰ به بند چهار زندان گوهردشت کرج منتقل شد.
این دانشجو از بیماریهای حاد رنج می برد و سال گذشته هنگامی که برای عمل جراحی از زندان به بیمارستان منتقل شده بود، در آخرین لحظات از تخت بیمارستان خارج و به زندان گوهردشت کرج تبعید شد.
و به گزارش «ساوالان سسی»، رضا عبدی دانشجوی علوم سیاسی تبریز، روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۸۹ توسط ماموران امنیتی در منطقه نصف راه تبریز بازداشت شد.
ماموران اداره اطلاعات پس از بازداشت عبدی، با مراجعه به منزل پدری وی، اقدام به تفتیش منزل کرده و کتابها و سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه
بیانیه دانشجویان سبز خارج از کشور در محکومیت اعدام های اخیر
:دانشجویان ایرانی خارج از کشور با صدور بیانیه ای با محکوم کردن اعدامهای اخیر از روند قضایی رسیدگی به پرونده ها انتقاد کرده اند.
در نسخه ای از این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفت، امضای تشکلها و کانونهای دانشجویی ایرانی خارج از کشور به چشم می خورد.
در بخشی از این بیانیه آمده است " متاسفانه دستگاه قضایی که باید دادستان و ملجاء ملت باشد، دست به دست شاخه های نظامی مست از قدرت حکومت داده و عملیات آنها را با احکام نا عادلانه تکمیل می کند. این رویکرد قضایی که سالهاست عدل را به سخره گرفته، جامعه را از عدالت ورزی ناامید کرده است. جامعه وقتی می بیند که مفسدین اقتصادی علی رغم نامبرده شدن از تریبون مجلس در دل دولت کودتایی در حاشیه امن خود جولان می دهند، وقتی جوانانی چون محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور مدتها قبل از حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده ولی برای تکمیل دادگاه نمایشی مجبور به اعتراف دروغین در این دادگاه می شوند و در نهایت به جرم محاربه اعدام می شوند، وقتی احسان فتاحیان به جرم همکاری با کوموله که سالهاست رویکرد نظامی خود را تغییر داده اعدام می شود، وقتی خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به جرم دادخواهی تهدید و زندانی می شوند و شهدای آنان از جانب قاضی مهدورالدم خوانده می شوند، وقتی بسیاری از فعالین سیاسی اجتماعی به دلیل شرکت در تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات به ۵ تا ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم می شوند، وقتی برای اعضای جندالله امان نامه صادر می شود ولی چندین فعال کرد در اسارت اعدام می شوند و .... جامعه ای که از همه اینها آگاه است مسلما به هر حکمی از جانب این باصطلاح عدالتخانه بی اعتماد است و به آن اعتراض می کند.
آنها همچنین افزوده اند: در حالی که به سالروز کودتای ۲۲ خرداد ماه نزدیک می شویم، ما این اعدام ها را بی ارتباط با این رخداد نمی دانیم و یقین داریم که حکومت همچون گذشته برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه این اعدام ها را به اجرا گذاشته تا به خیال خوشش معترضین بهراسند و کودتای آنها را فراموش کنند. آنها فراموش کرده اند که این جنبش ریشه در آگاهی جامعه دارد و جامعه آگاه با مشاهده این اعدام ها تنها در راه خود ثابت قدم می شود زیرا در می یابد که استبداد و مستبد را درست شناخته است. مستبد است حکومتی که برای بقای خود چون ضحاک خون جوانان وطن را می ریزد. مستبد است حکومتی که دبیر ستاد حقوق بشرش آنرا پرچمدار حقوق بشر در جهان معرفی می کند در حالیکه فرزاد کمانگر معلم را بدون اطلاع خانواده و وکیل اعدام می کند. مستبد است نظامی که حتی اجازه تشییع جنازه هایی را که سلاخی کرده است، نمی دهد.
در خاتمه این بیانیه آمده است: ما دانشجویان ایرانی سبز اندیش ضمن محکوم کردن اعدام هموطنان کرد زبانمان، مراتب همدردی خود را با خانواده های گلهای پر پر سحرگاه نوزدهم اردیبهشت ماه ابراز می داریم. ما یقین داریم که خون عزیزان ما که بی گناه برای بقای قدرت حکومتی متزلزل ریخته شد، بی حاصل نمی ماند و فرد فرد ملت ما روزی را انتظار می کشند که آمران و عاملان این جنایات در دادگاهی عادل محاکمه شوند. همچنین به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که از مشی «نصرت بالرعب» خود دست بردارد و بیش از این پرونده جنایات خود را قطورتر ننماید. حاکمان مستبد و ستمگر بدانند که هیچ نظام استبدادی در طول تاریخ نتوانسته دوام بیاورد و استبداد محکوم به فناست.
این بیاینه به امضای گروههای زیر رسیده است:
گروههای دانشجویی:
تشکل راه سبز اتاوا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه منیتوبا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه اتاوا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه کارلتون - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه مک گیل - مونترال، کانادا
جنبش سبز دانشجویی ونکوور - کانادا
ادمونتون - کانادا - (SIDME) حامیان جنبش دموکراتیک مردم ایران
دانشجویان سبز دانشگاههای مالزی
دانشجویان حامی جنبش سبز ایران (سیگما) دانشگاه ویکتوریا - کانادا
دانشجویان ایرانی دانشگاه سلیمانیه - عراق
کانون دانشجویان ایرانی در هلند
در نسخه ای از این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفت، امضای تشکلها و کانونهای دانشجویی ایرانی خارج از کشور به چشم می خورد.
در بخشی از این بیانیه آمده است " متاسفانه دستگاه قضایی که باید دادستان و ملجاء ملت باشد، دست به دست شاخه های نظامی مست از قدرت حکومت داده و عملیات آنها را با احکام نا عادلانه تکمیل می کند. این رویکرد قضایی که سالهاست عدل را به سخره گرفته، جامعه را از عدالت ورزی ناامید کرده است. جامعه وقتی می بیند که مفسدین اقتصادی علی رغم نامبرده شدن از تریبون مجلس در دل دولت کودتایی در حاشیه امن خود جولان می دهند، وقتی جوانانی چون محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور مدتها قبل از حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده ولی برای تکمیل دادگاه نمایشی مجبور به اعتراف دروغین در این دادگاه می شوند و در نهایت به جرم محاربه اعدام می شوند، وقتی احسان فتاحیان به جرم همکاری با کوموله که سالهاست رویکرد نظامی خود را تغییر داده اعدام می شود، وقتی خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به جرم دادخواهی تهدید و زندانی می شوند و شهدای آنان از جانب قاضی مهدورالدم خوانده می شوند، وقتی بسیاری از فعالین سیاسی اجتماعی به دلیل شرکت در تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات به ۵ تا ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم می شوند، وقتی برای اعضای جندالله امان نامه صادر می شود ولی چندین فعال کرد در اسارت اعدام می شوند و .... جامعه ای که از همه اینها آگاه است مسلما به هر حکمی از جانب این باصطلاح عدالتخانه بی اعتماد است و به آن اعتراض می کند.
آنها همچنین افزوده اند: در حالی که به سالروز کودتای ۲۲ خرداد ماه نزدیک می شویم، ما این اعدام ها را بی ارتباط با این رخداد نمی دانیم و یقین داریم که حکومت همچون گذشته برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه این اعدام ها را به اجرا گذاشته تا به خیال خوشش معترضین بهراسند و کودتای آنها را فراموش کنند. آنها فراموش کرده اند که این جنبش ریشه در آگاهی جامعه دارد و جامعه آگاه با مشاهده این اعدام ها تنها در راه خود ثابت قدم می شود زیرا در می یابد که استبداد و مستبد را درست شناخته است. مستبد است حکومتی که برای بقای خود چون ضحاک خون جوانان وطن را می ریزد. مستبد است حکومتی که دبیر ستاد حقوق بشرش آنرا پرچمدار حقوق بشر در جهان معرفی می کند در حالیکه فرزاد کمانگر معلم را بدون اطلاع خانواده و وکیل اعدام می کند. مستبد است نظامی که حتی اجازه تشییع جنازه هایی را که سلاخی کرده است، نمی دهد.
در خاتمه این بیانیه آمده است: ما دانشجویان ایرانی سبز اندیش ضمن محکوم کردن اعدام هموطنان کرد زبانمان، مراتب همدردی خود را با خانواده های گلهای پر پر سحرگاه نوزدهم اردیبهشت ماه ابراز می داریم. ما یقین داریم که خون عزیزان ما که بی گناه برای بقای قدرت حکومتی متزلزل ریخته شد، بی حاصل نمی ماند و فرد فرد ملت ما روزی را انتظار می کشند که آمران و عاملان این جنایات در دادگاهی عادل محاکمه شوند. همچنین به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که از مشی «نصرت بالرعب» خود دست بردارد و بیش از این پرونده جنایات خود را قطورتر ننماید. حاکمان مستبد و ستمگر بدانند که هیچ نظام استبدادی در طول تاریخ نتوانسته دوام بیاورد و استبداد محکوم به فناست.
این بیاینه به امضای گروههای زیر رسیده است:
گروههای دانشجویی:
تشکل راه سبز اتاوا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه منیتوبا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه اتاوا - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه کارلتون - کانادا
جمعی از دانشجویان دانشگاه مک گیل - مونترال، کانادا
جنبش سبز دانشجویی ونکوور - کانادا
ادمونتون - کانادا - (SIDME) حامیان جنبش دموکراتیک مردم ایران
دانشجویان سبز دانشگاههای مالزی
دانشجویان حامی جنبش سبز ایران (سیگما) دانشگاه ویکتوریا - کانادا
دانشجویان ایرانی دانشگاه سلیمانیه - عراق
کانون دانشجویان ایرانی در هلند
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه
اعلام عزای عمومی در برخی از مناطق کردنشین به مناسبت اعدام های اخیر
اعلام عزای عمومی در برخی از مناطق کردنشین به مناسبت اعدام های اخیر
در اعتراض به حکم اعدام پنج زندانی که سحرگاه امروز در زندان اوین اجرا شد، جمعی از مردم مناطق کردنشین به خصوص منطقه کامیاران و سنندج بیستم اردیبهشت ماه را بعنوان عزای عمومی اعلام کرده اند.
به گزارش وبسایت خبری هرانا، تعداد کثیری از مردم، اصناف و فعالان مدنی مناطق کردنشین به خصوص در شهرهای کامیاران و سنندج با اعلام فراخوان های فوری از همه مردم این شهرها خواسته اند که بیستم اردیبهشت ماه با اعلام عزای عمومی و استفاده از شیوه های مسالمت آمیز مراتب انزجار و اعتراض خود را نسبت به اجرای احکام اعدام را اعلام کنند.
در اعتراض به حکم اعدام پنج زندانی که سحرگاه امروز در زندان اوین اجرا شد، جمعی از مردم مناطق کردنشین به خصوص منطقه کامیاران و سنندج بیستم اردیبهشت ماه را بعنوان عزای عمومی اعلام کرده اند.
به گزارش وبسایت خبری هرانا، تعداد کثیری از مردم، اصناف و فعالان مدنی مناطق کردنشین به خصوص در شهرهای کامیاران و سنندج با اعلام فراخوان های فوری از همه مردم این شهرها خواسته اند که بیستم اردیبهشت ماه با اعلام عزای عمومی و استفاده از شیوه های مسالمت آمیز مراتب انزجار و اعتراض خود را نسبت به اجرای احکام اعدام را اعلام کنند.
بی خبری از وضعیت عضو بازداشت شده کمیته پیگیری حقوقی موسوی
وحید طلایی، عضو کمیته پیگیری حقوقی میرحسین موسوی تا کنون با خانواده خود تماسی نداشته و هنوز خبری از محل نگهداری او در دست نیست.
به گزارش کلمه ساعت هفت صبح روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه، نیروهای امنیتی به بهانه شناسایی خودروی پارک شده مقابل منزل طلایی موفق به ورود خانه او شدند و بعد از تفتیش منزل و بردن برخی از وسایل شخصی طلایی، او را با خود بردند.این نیروها خود را از نیروهای پلیس امنیت معرفی کرده اند.
بعد از گذشت چندین روز از بازداشت طلایی او هنوز با خانواده خود تماسی نداشته است و این موجب نگرانی همسرش شده است.
همسر طلایی صبح دیروز با مراجعه به دادستانی و با پر کردن فرمی، درخواست کرده که همسرش حداقل به او تلفن بزند و اطلاع دهد در کجا نگهداری می شود.
تا کنون وکلای وحید طلایی نتوانسته اند برای او اعلام وکالت کنند.
مخالفت مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با آزادی کاوه کرمانشاهی
با وجود صدور قرار وثیقه برای کاوه کرمانشاهی و تهیه آن توسط خانواده، مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با آزادی وی، مخالفت کردند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، امروز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه، با وجود قرار قبلی، مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با اعلام اینکه «وزارت اطلاعات» با آزادی این فعال حقوق بشر مخالفت کرده، آزادی او را «به چند روز آینده موکول کردند.»
این درحالی است که کاوه قاسمی کرمانشاهی نزدیک به ۱۰۰ روز است که در بازداشت به سر می برد و خانواده وی پیش از این بارها نسبت به وضعیت نامناسب روحی و جسمانی وی ابراز نگرانی کرده بودند.
مادر کاوه پیش از این، با اشاره به مشکلات جسمی فرزندش و نیاز مبرم وی به پزشک متخصص، نسبت به وضعیت جسمی پسرش به شدت اظهار نگرانی کرده بود. این فعال حقوق بشر «چندین بار» از ناحیه دهان و دندان مورد عمل جراحی قرار گرفته و تحت «نظارت دائمی» پزشک بوده است.
کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر، عضو کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان و عضو ادوار تحکیم وحدت، از ۱۴ بهمن در بازداشت به سر می برد.
همچنین در خبری آمده است خليل بهراميان، وکیل دادگستری، با حبيب الله گلپري پور زنداني كرد محكوم به اعدام ملاقات کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خلیل بهراميان به درخواست خانواده حبيب الله گلپري پور زنداني كرد محكوم به اعدام براي اخذ وكالت او به مهاباد سفر کرد.
بهراميان، 14 اردیبهشت ماه با همكاري قاضی ناظر بر زندان مهاباد توانست با آقاي گلپري پور ملاقات کند و با قبول وكالت او وكالتنامه را تنظيم کرد.
لازم به ذكر است حبيب الله گلپري پور زنداني سياسي كرد اهل سنندج در طي ماه گذشته از سوي دادگاه انقلاب شهر مهاباد به اتهام محاربه و همكاري با احزاب كرد به اعدام محكوم شده است.
محاکمه عیسی خان حاتمی در دادگاه انقلاب تهران
جلسه رسیدگی به پرونده عیسی خان حاتمی روز ۲۰ اردیبهشت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرنامه گویا، عیسی خان حاتمی روزنامه نگار، مدیر مجلۀ لغو امتیاز شدۀ ایرانمهر، دبیر اجرایی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه خواهد شد.
وی دی ماه ۱۳۸۸ توسط اطلاعات سپاه دستگیر شد و در زندان اوین و در بندهای ۲۴۰ سپاه و ۲۰۹ اطلاعات زندانی بود و سپس با سپردن وثیقه آزاد شد.
اولین تماس تلفنی دو تن از معلمان بازداشتی از زندان اوین
صبح روز شنبه 18 اردی بهشت ماه، 2 تن از معلمان بازداشتی که پیش از روز معلم بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شده بودند با خانواده های خود تماس گرفتند.
به گزارش هرانا، پس از گذشت 10 روز بی خبری کامل از وضعیت رئیس و سخنگوی کانون صنفی معلمان صبح روز شنبه آقایان علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی با خانوادههای خود تماس گرفتند.
بی خبری از وضعیت آقای علیرضا هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان که در هشتم اردیبهشت بازداشت شده است هم چنان ادامه دارد.
نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در آستانه روز معلم دست کم 8 فعال صنفی معلمان را بازداشت کردند. آن ها هم چنین در روز معلم از برگزاری تجمع معلمان در ابن بابویه نیز جلوگیری کردند و دست کم 15 تن از معلمان پس از تعهد کتبی و بازداشت 24 ساعته حمزه کرمی به شانزده سال حبس قطعی محکوم شد.
شعبه 36 دادگاه تجديد نظر تهران با رد تجديد نظر خواهي، راي صادره از شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران در مورد حمزه کرمي، مدير سایت جمهوریت را تاييد کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی، شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران پيش از اين کرمي را به جرم فعاليت تبليغي عليه نظام به تحمل يک سال حبس محکوم کرده بود.
کرمي همچنين به دليل اختلاس از سازمان بهينه سازي به 10 سال حبس و انفصال دايم از خدمات دولتي محکوم شده بود که دادگاه تجديد نظر اين دو مورد را تاييد کرد.
دادگاه انقلاب، همچنين کرمي را به جرم اجتماع و تباني با هدف برهم زدن امنيت کشور به تحمل 5 سال حبس محکوم کرده بود که دادگاه تجديد نظر به دليل اينکه متهم منکر آن بوده و به لحاظ عدم کفايت دليل، حکم به برائت وي در اين مورد را صادر کرد.
وي در جريان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري مسوول ستاد مطبوعات هاشمي رفسنجاني بود.
کرمي همچنين مشاورت رييس دانشگاه آزاد و دبير ستاد عملکرد ربع قرن اين دانشگاه را در کارنامه خود دارد.
آخرین وضعیت پرونده بهاره هدایت
جلسه رسیدگی به اتهامات بهاره هدایت برگزار و بعد از اخذ آخرین دفاع ختم رسیدگی به پرونده از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اعلام شد.
مهدی حجتی در گفتگو با ایلنا در خصوص آخرین وضعیت پرونده موکل خود گفت: چهارشنبه هفته گذشته جلسه رسیدگی به اتهامات بهاره هدایت از فعالان دانشجویی در شعبه ۲۸ با حضور رییس شعبه و نماینده دادستان برگزار شد.
وکیل هدایت با بیان اینکه به ۶ اتهام موکلش در این جلسه رسیدگی شد،ادامه داد: عمده اتهامات مطرح در این جلسه فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانههای بیگانه،توهین به رهبری،توهین به رییس دولت،اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی ،ورود غیرقانونی و تخریب درب دانشگاه امیرکبیر هنگام ورود مهدی کروبی به این دانشگاه بود.
حجتی اظهار داشت: روند دادگاه به صورت سوال و جواب بود و بعد از اینکه دفاعیات از موکلم اخذ شد به دادگاه اعلام کردیم که با توجه به این روند هیچ تفهیم اتهامی به موکلم صورت نگرفته است.
وی با بیان اینکه رسیدگی به اتهامات توهین به رییس دولت، ورود غیرقانونی و تخریب در دانشگاه امیر کبیر در صلاحیت دادگاه عمومی است، افزود: این موضوع را به رییس دادگاه تذکر دادیم، اما ایشان اعلام کردند که از رییس قوه قضاییه ابلاغ ویژهای برای رسیدگی به این جرائم دارند و در کنار رسیدگی به اتهامات در صلاحیت دادگاه انقلاب میتوانند،اتهاماتی را که در صلاحیت دادگاه عمومی است را نیز رسیدگی کند.
حجتی تاکبد کرد: طبق موازین حقوقی قاضی صلاحیت خود را از دادگاه می گیرد نه اینکه دادگاه صلاحیت خود را از قاضی بگیرد و علیالاصول قاضی حق ندارد به موضوعی که صلاحیت رسیدگی به آن را ندارد،رسیدگی کند.
وکیل هدایت خاطرنشان کرد: در پایان جلسه،رییس دادگاه ضمن اخذ آخرین دفاع ،ختم جلسه رسیدگی را اعلام و قرار شد وکلای پرونده ظرف یک هفته لایحه دفاعیه خود را به دادگاه ارائه دهند.
بیانیه شوراهاي صنفي دانشجويان دانشگاه اميرکبير در پي سوء قصد به دکتر معتمدی
شوراهاي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) در پي سوء قصد به يکي از اعضاء هيئت علمي دانشگاه بیانیهای صادر و منتشر کردند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در این بیانیه با اظهار تاسف از سوء قصد به دکتر معتمدی آن هم در فضای دانشگاه آمده است: " شوراهاي صنفي خواستار آنند که کميته اي متشکل از نمایندگان اساتید و نمایندگان صنفی دانشجویان و مسئولان دانشگاه جهت پيگيري روند دادرسي شکايت طرح شده توسط خانواده دکتر معتمدي و شفاف سازي نيت و ريشه يابي علت اين سوء قصد، جهت تنوير افکار عمومي جامعه دانشگاهي کشور و بازگشت آرامش و اطمينان به فضاي دانشگاه تشکيل شود."
شکنجه مادر برای پذیرش اتهامات از طریق تهدید فرزندانش
فاطمه خرم جو برای پذیرش اتهام ارتباط با بیگانگان بشدت تحت فشار است.
بر اساس گزارش های رسیده از داخل اوین ، فاطمه خرم جو که در هفته گذشته تحت بازجویی همراه با توهین و فحاشی قرار گرفته، بازجویان اطلاعات به دروغ به وی گفته اند که دخترش لاله را که پس از دستگیری وی به مدت پنج روز بازداشت کرده بوده، کشته اند.
کلمه می نویسد: شوک ناشی از این خبر موجب شد تا وی در هنگام بازگشت از بازجویی بی هوش شده و بشدت زمین بخورد. به طوری که مسئولان بند زنان زندان اوین پس از تحویل گرفتن او از ۲۰۹ به شدت به ماموران زندان در خصوص وضعیت جسمی او اعتراض کرده و گفته اند که ما او را سالم به بند ۲۰۹ فرستادیم و ناسالم تحویل گرفته ایم.
بازجویان خرم جو در پاسخ به اعتراض مسئولان بند زنان عنوان کرده اند که فقط قصد ترساندن او را داشته اند.
همین گزارش حاکی است که بازجویان در جلسات متعدد از او خواسته اند که اظهار پشیمانی و ندامت کند تا به او کمک کنند، ولی او تاکید دارد که حاضر نیست برای کاری که نکرده است عذرخواهی کند.
فاطمه خرم جو در نیمه شب ۱۷ دی ماه ۱۳۸۸، توسط هشت مامور امنیتی مرد به همراه یک مامور زن بازداشت شد. ماموران امنیتی با عنوان کردن آنکه «مامور ستاد مبارزه با مواد مخدریم و باید منزل شما را تفتیش کنیم» وارد خانه شده و بدون دلیل مشخص وی را بازداشت کرده اند. پس از بازداشت، اتهام اصلی فاطمه، تماس با تلویزیون های بیگانه مطرح شده است.
بازجویان وی، در طول مدت بازجویی در تلاش بوده اند تا او را اقناع کننند که بپذیرد هسته ای به نام۰۲۱ تشکیل داده تا به این وسیله اعلامیه های شهرام همایون را پخش کنند. در هنگان بازجویی برای وی صدایی را در حال مصاحبه با شبکه تلویزیونی شهرام همایون پخش کرده اند که وی این موضوع را رد کرده و می گوید صدا متعلق به وی نیست.
همچنین او متهم به این شده که فیلم های تظاهرات مردم را به خارج از کشور ارسال کرده است. به گفته فاطمه خرم لو، اتهاماتی که به وی تفهیم شده «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم و امنیت عمومی» و «اخلال در نظم» است.
در پی صدور قرار بازداشت فاطمه، او نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرده است که روز شنبه ۱۱ اردیبهشت وی را برای رسیدگی به این اعترض به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برده اند اما اعتراض وی در نهایت از سوی قاضی یان شعبه رد شده است.
فاطمه زن ۵۳ ساله ای است که پس از مرگ همسرش در سال ۱۳۸۰ برای تامین زندگی خود و بچه های اش راننده تاکسی درمسیر تهران – قم شده است ، دارای یک فرزند پسر و ۵ دختر است. پسر وی، عقب مانده ذهنی است. یکی از دختران او پس از طلاق با پسر هفت ساله اش پیش آن ها زندگی می کند و فاطمه مسئول تامین زندگی پسر، سه دختر و نوه اش است.
بازجویان خرم جو را از طریق تهدید فرزندانش تحت فشار گذاشته اند و سعی می کنند از این طریق او را به قبول اتهامات بی اساس وادارکنند. تهدید فرزندانش بیش از هر چیز او را آزار می دهد و نمی داند تا کجا می تواند تاب این تهدیدها را داشته باشد.
براساس گواهی درمانگاه اوین او در مراحل اولیه مبتلا به بیماری آلزایمر است.
این زن تنها نان آور خانواده است و اکنون خانواده وی دچار مشکلات مالی فراوانی شده اند.
هم اکنون وکلای این زندانی به این دلیل که اجازه حضور در دادسرای اوین را ندارند، نمی توانند برای او اعلام وکالت و پرونده وی را پیگیری کنند.
……………….
به گزارش کلمه ساعت هفت صبح روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه، نیروهای امنیتی به بهانه شناسایی خودروی پارک شده مقابل منزل طلایی موفق به ورود خانه او شدند و بعد از تفتیش منزل و بردن برخی از وسایل شخصی طلایی، او را با خود بردند.این نیروها خود را از نیروهای پلیس امنیت معرفی کرده اند.
بعد از گذشت چندین روز از بازداشت طلایی او هنوز با خانواده خود تماسی نداشته است و این موجب نگرانی همسرش شده است.
همسر طلایی صبح دیروز با مراجعه به دادستانی و با پر کردن فرمی، درخواست کرده که همسرش حداقل به او تلفن بزند و اطلاع دهد در کجا نگهداری می شود.
تا کنون وکلای وحید طلایی نتوانسته اند برای او اعلام وکالت کنند.
مخالفت مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با آزادی کاوه کرمانشاهی
با وجود صدور قرار وثیقه برای کاوه کرمانشاهی و تهیه آن توسط خانواده، مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با آزادی وی، مخالفت کردند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، امروز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه، با وجود قرار قبلی، مسئولان بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه با اعلام اینکه «وزارت اطلاعات» با آزادی این فعال حقوق بشر مخالفت کرده، آزادی او را «به چند روز آینده موکول کردند.»
این درحالی است که کاوه قاسمی کرمانشاهی نزدیک به ۱۰۰ روز است که در بازداشت به سر می برد و خانواده وی پیش از این بارها نسبت به وضعیت نامناسب روحی و جسمانی وی ابراز نگرانی کرده بودند.
مادر کاوه پیش از این، با اشاره به مشکلات جسمی فرزندش و نیاز مبرم وی به پزشک متخصص، نسبت به وضعیت جسمی پسرش به شدت اظهار نگرانی کرده بود. این فعال حقوق بشر «چندین بار» از ناحیه دهان و دندان مورد عمل جراحی قرار گرفته و تحت «نظارت دائمی» پزشک بوده است.
کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر، عضو کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان و عضو ادوار تحکیم وحدت، از ۱۴ بهمن در بازداشت به سر می برد.
همچنین در خبری آمده است خليل بهراميان، وکیل دادگستری، با حبيب الله گلپري پور زنداني كرد محكوم به اعدام ملاقات کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خلیل بهراميان به درخواست خانواده حبيب الله گلپري پور زنداني كرد محكوم به اعدام براي اخذ وكالت او به مهاباد سفر کرد.
بهراميان، 14 اردیبهشت ماه با همكاري قاضی ناظر بر زندان مهاباد توانست با آقاي گلپري پور ملاقات کند و با قبول وكالت او وكالتنامه را تنظيم کرد.
لازم به ذكر است حبيب الله گلپري پور زنداني سياسي كرد اهل سنندج در طي ماه گذشته از سوي دادگاه انقلاب شهر مهاباد به اتهام محاربه و همكاري با احزاب كرد به اعدام محكوم شده است.
محاکمه عیسی خان حاتمی در دادگاه انقلاب تهران
جلسه رسیدگی به پرونده عیسی خان حاتمی روز ۲۰ اردیبهشت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرنامه گویا، عیسی خان حاتمی روزنامه نگار، مدیر مجلۀ لغو امتیاز شدۀ ایرانمهر، دبیر اجرایی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه خواهد شد.
وی دی ماه ۱۳۸۸ توسط اطلاعات سپاه دستگیر شد و در زندان اوین و در بندهای ۲۴۰ سپاه و ۲۰۹ اطلاعات زندانی بود و سپس با سپردن وثیقه آزاد شد.
اولین تماس تلفنی دو تن از معلمان بازداشتی از زندان اوین
صبح روز شنبه 18 اردی بهشت ماه، 2 تن از معلمان بازداشتی که پیش از روز معلم بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شده بودند با خانواده های خود تماس گرفتند.
به گزارش هرانا، پس از گذشت 10 روز بی خبری کامل از وضعیت رئیس و سخنگوی کانون صنفی معلمان صبح روز شنبه آقایان علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی با خانوادههای خود تماس گرفتند.
بی خبری از وضعیت آقای علیرضا هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان که در هشتم اردیبهشت بازداشت شده است هم چنان ادامه دارد.
نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در آستانه روز معلم دست کم 8 فعال صنفی معلمان را بازداشت کردند. آن ها هم چنین در روز معلم از برگزاری تجمع معلمان در ابن بابویه نیز جلوگیری کردند و دست کم 15 تن از معلمان پس از تعهد کتبی و بازداشت 24 ساعته حمزه کرمی به شانزده سال حبس قطعی محکوم شد.
شعبه 36 دادگاه تجديد نظر تهران با رد تجديد نظر خواهي، راي صادره از شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران در مورد حمزه کرمي، مدير سایت جمهوریت را تاييد کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی، شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران پيش از اين کرمي را به جرم فعاليت تبليغي عليه نظام به تحمل يک سال حبس محکوم کرده بود.
کرمي همچنين به دليل اختلاس از سازمان بهينه سازي به 10 سال حبس و انفصال دايم از خدمات دولتي محکوم شده بود که دادگاه تجديد نظر اين دو مورد را تاييد کرد.
دادگاه انقلاب، همچنين کرمي را به جرم اجتماع و تباني با هدف برهم زدن امنيت کشور به تحمل 5 سال حبس محکوم کرده بود که دادگاه تجديد نظر به دليل اينکه متهم منکر آن بوده و به لحاظ عدم کفايت دليل، حکم به برائت وي در اين مورد را صادر کرد.
وي در جريان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري مسوول ستاد مطبوعات هاشمي رفسنجاني بود.
کرمي همچنين مشاورت رييس دانشگاه آزاد و دبير ستاد عملکرد ربع قرن اين دانشگاه را در کارنامه خود دارد.
آخرین وضعیت پرونده بهاره هدایت
جلسه رسیدگی به اتهامات بهاره هدایت برگزار و بعد از اخذ آخرین دفاع ختم رسیدگی به پرونده از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اعلام شد.
مهدی حجتی در گفتگو با ایلنا در خصوص آخرین وضعیت پرونده موکل خود گفت: چهارشنبه هفته گذشته جلسه رسیدگی به اتهامات بهاره هدایت از فعالان دانشجویی در شعبه ۲۸ با حضور رییس شعبه و نماینده دادستان برگزار شد.
وکیل هدایت با بیان اینکه به ۶ اتهام موکلش در این جلسه رسیدگی شد،ادامه داد: عمده اتهامات مطرح در این جلسه فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانههای بیگانه،توهین به رهبری،توهین به رییس دولت،اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی ،ورود غیرقانونی و تخریب درب دانشگاه امیرکبیر هنگام ورود مهدی کروبی به این دانشگاه بود.
حجتی اظهار داشت: روند دادگاه به صورت سوال و جواب بود و بعد از اینکه دفاعیات از موکلم اخذ شد به دادگاه اعلام کردیم که با توجه به این روند هیچ تفهیم اتهامی به موکلم صورت نگرفته است.
وی با بیان اینکه رسیدگی به اتهامات توهین به رییس دولت، ورود غیرقانونی و تخریب در دانشگاه امیر کبیر در صلاحیت دادگاه عمومی است، افزود: این موضوع را به رییس دادگاه تذکر دادیم، اما ایشان اعلام کردند که از رییس قوه قضاییه ابلاغ ویژهای برای رسیدگی به این جرائم دارند و در کنار رسیدگی به اتهامات در صلاحیت دادگاه انقلاب میتوانند،اتهاماتی را که در صلاحیت دادگاه عمومی است را نیز رسیدگی کند.
حجتی تاکبد کرد: طبق موازین حقوقی قاضی صلاحیت خود را از دادگاه می گیرد نه اینکه دادگاه صلاحیت خود را از قاضی بگیرد و علیالاصول قاضی حق ندارد به موضوعی که صلاحیت رسیدگی به آن را ندارد،رسیدگی کند.
وکیل هدایت خاطرنشان کرد: در پایان جلسه،رییس دادگاه ضمن اخذ آخرین دفاع ،ختم جلسه رسیدگی را اعلام و قرار شد وکلای پرونده ظرف یک هفته لایحه دفاعیه خود را به دادگاه ارائه دهند.
بیانیه شوراهاي صنفي دانشجويان دانشگاه اميرکبير در پي سوء قصد به دکتر معتمدی
شوراهاي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) در پي سوء قصد به يکي از اعضاء هيئت علمي دانشگاه بیانیهای صادر و منتشر کردند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در این بیانیه با اظهار تاسف از سوء قصد به دکتر معتمدی آن هم در فضای دانشگاه آمده است: " شوراهاي صنفي خواستار آنند که کميته اي متشکل از نمایندگان اساتید و نمایندگان صنفی دانشجویان و مسئولان دانشگاه جهت پيگيري روند دادرسي شکايت طرح شده توسط خانواده دکتر معتمدي و شفاف سازي نيت و ريشه يابي علت اين سوء قصد، جهت تنوير افکار عمومي جامعه دانشگاهي کشور و بازگشت آرامش و اطمينان به فضاي دانشگاه تشکيل شود."
شکنجه مادر برای پذیرش اتهامات از طریق تهدید فرزندانش
فاطمه خرم جو برای پذیرش اتهام ارتباط با بیگانگان بشدت تحت فشار است.
بر اساس گزارش های رسیده از داخل اوین ، فاطمه خرم جو که در هفته گذشته تحت بازجویی همراه با توهین و فحاشی قرار گرفته، بازجویان اطلاعات به دروغ به وی گفته اند که دخترش لاله را که پس از دستگیری وی به مدت پنج روز بازداشت کرده بوده، کشته اند.
کلمه می نویسد: شوک ناشی از این خبر موجب شد تا وی در هنگام بازگشت از بازجویی بی هوش شده و بشدت زمین بخورد. به طوری که مسئولان بند زنان زندان اوین پس از تحویل گرفتن او از ۲۰۹ به شدت به ماموران زندان در خصوص وضعیت جسمی او اعتراض کرده و گفته اند که ما او را سالم به بند ۲۰۹ فرستادیم و ناسالم تحویل گرفته ایم.
بازجویان خرم جو در پاسخ به اعتراض مسئولان بند زنان عنوان کرده اند که فقط قصد ترساندن او را داشته اند.
همین گزارش حاکی است که بازجویان در جلسات متعدد از او خواسته اند که اظهار پشیمانی و ندامت کند تا به او کمک کنند، ولی او تاکید دارد که حاضر نیست برای کاری که نکرده است عذرخواهی کند.
فاطمه خرم جو در نیمه شب ۱۷ دی ماه ۱۳۸۸، توسط هشت مامور امنیتی مرد به همراه یک مامور زن بازداشت شد. ماموران امنیتی با عنوان کردن آنکه «مامور ستاد مبارزه با مواد مخدریم و باید منزل شما را تفتیش کنیم» وارد خانه شده و بدون دلیل مشخص وی را بازداشت کرده اند. پس از بازداشت، اتهام اصلی فاطمه، تماس با تلویزیون های بیگانه مطرح شده است.
بازجویان وی، در طول مدت بازجویی در تلاش بوده اند تا او را اقناع کننند که بپذیرد هسته ای به نام۰۲۱ تشکیل داده تا به این وسیله اعلامیه های شهرام همایون را پخش کنند. در هنگان بازجویی برای وی صدایی را در حال مصاحبه با شبکه تلویزیونی شهرام همایون پخش کرده اند که وی این موضوع را رد کرده و می گوید صدا متعلق به وی نیست.
همچنین او متهم به این شده که فیلم های تظاهرات مردم را به خارج از کشور ارسال کرده است. به گفته فاطمه خرم لو، اتهاماتی که به وی تفهیم شده «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم و امنیت عمومی» و «اخلال در نظم» است.
در پی صدور قرار بازداشت فاطمه، او نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرده است که روز شنبه ۱۱ اردیبهشت وی را برای رسیدگی به این اعترض به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برده اند اما اعتراض وی در نهایت از سوی قاضی یان شعبه رد شده است.
فاطمه زن ۵۳ ساله ای است که پس از مرگ همسرش در سال ۱۳۸۰ برای تامین زندگی خود و بچه های اش راننده تاکسی درمسیر تهران – قم شده است ، دارای یک فرزند پسر و ۵ دختر است. پسر وی، عقب مانده ذهنی است. یکی از دختران او پس از طلاق با پسر هفت ساله اش پیش آن ها زندگی می کند و فاطمه مسئول تامین زندگی پسر، سه دختر و نوه اش است.
بازجویان خرم جو را از طریق تهدید فرزندانش تحت فشار گذاشته اند و سعی می کنند از این طریق او را به قبول اتهامات بی اساس وادارکنند. تهدید فرزندانش بیش از هر چیز او را آزار می دهد و نمی داند تا کجا می تواند تاب این تهدیدها را داشته باشد.
براساس گواهی درمانگاه اوین او در مراحل اولیه مبتلا به بیماری آلزایمر است.
این زن تنها نان آور خانواده است و اکنون خانواده وی دچار مشکلات مالی فراوانی شده اند.
هم اکنون وکلای این زندانی به این دلیل که اجازه حضور در دادسرای اوین را ندارند، نمی توانند برای او اعلام وکالت و پرونده وی را پیگیری کنند.
……………….
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه
هشدارانجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها نسبت به کوشش مضاعف دولت برای حذف استادان منتقد
جرس:انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با صدور بیانیه ای با انتقاد از رویکرد دولت در رسانه ای کردن پیشرفت های علمی، نسبت به امنیت شغلی و حذف استادان دانشگاه، و مهاجرت نخبگان بشدت هشدار داده و آورده است که به بهانه تغییر نباید دولتی که قدرت را به دست می گیرد تمام بنیان های کشور را بر مبنای دید و سلیقه خود دگرگون سازد و آنچه را نمی پسندد از بن بر کند.
در این بیانیه با اشاره به اینکه د وضعیت فعلی برنامه هایی برای دگرگون ساختن بافت دانشگاهها در حال اجرا ست، افزوده است : محروم کردن دانشگاهها از اساتید و انباشتن آن از کسانی که طول می کشد تا متخصص شوند و نیز محروم کردن جوانان از کسب علم زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. در نظامی که موظف به پای بندی به احکام و موازین اسلامی است و در مبانی اعتقادی و ارزشی آن علم و عالم و طالبان از احترام خاص برخوردارند، توقع آن است که نه تنها به بهانه های واهی و سلیقه ای و تفسیرهای ناصواب و غیر منطقی از مقررات جوانان را از تحصیل محروم و دانشگاه را از اساتید مجرب خالی نکنند. بلکه با اقدام به اصلاح قوانین و مقررات همه راههای احتمالی این محدودیت ها را سد کنند و برای خانواده های شریف که از تصور چنین اتفاقاتی مضطرب اند اطمینان قلبی فراهم آورند.
این بیانیه به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر صادر شد که بنابه پاره ای مشکلات، دیر هنگام به رسانه ها ارسال گردیده است.
از آنجا که این بیانیه حاوی نکات مهمی در رابطه با وضعیت دانشگاهها و کارگران کشور است، نسخه کامل آن که در اختیار جرس قرار گرفت از نظر خوانندگان می گذرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مناسبت روز معلم و روز کارگر
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم و روز کارگر را گرامی می دارد و نکاتی را به مناسب این روز یادآور می شود:
1- استاد شهید مرتضی مطهری، که روز شهادت او به حق روز معلم نام گرفته، از دو جهت مورد توجه است: یکی به لحاظ جایگاه علمی و جامعیت او در علوم منقول و معقول و دیگری به لحاظ برخورداری از فضائل و کمالات اخلاقی و مسئولیت شناسی اجتماعی و صراحت و صداقت و انصاف در بیان حقائق و ارائه نتایج تحقیقات علمی؛ آثار مکتوب و شفاهی استاد مجموعه ای متقن و نظام مند از اندیشه اصیل و پویای اسلامی است که با گذشت زمان غبار کهنگی بر آن ننشسته، بلکه بسیاری از اشارات و راه حل های او هنوز می تواند راهگشای معضلات فکری، اجتماعی و سیاسی جامعه ما باشد. از ویژگی های بارز روش فکری مطهری توجه عمیق و همه جانبه به موضوعات و تجزیه و تحلیل و واکاوی جامع نگرانه علل و اسباب پدیده ها و پرهیز از سطحی نگری در مواجهه با چالش ها و معضلات فکری، اخلاقی و اجتماعی است؛ برای نمونه در تحلیل علل گرایش به مادیگری، ضمن تبیین عوامل و متغیرهای بیرونی، از ضعف ها و کاستی های درونی، مانند نارسایی مفاهیم دینی و سلب آزادی عقیده و دادگاههای تفتیش عقاید و خشونت هایی که به نام دین صورت می گیرد، غفلت نمی کند و دردمندانه هشدار می دهد: " هر وقت و هر زمان كه پيشوايان مذهبی مردم، كه مردم در هر حال آنها را نماينده واقعی مذهب تصور میكنند پوست پلنگ میپوشند و دندان ببر نشان میدهند و متوسل به تكفير و تفسيق میشوند، مخصوصا هنگامی كه اغراض خصوصی به اين صورت در میآيد، بزرگترين ضربت بر پيكر دين و مذهب به سود ماديگری وارد میشود." [علل گرایش به مادیگری، ص 72] در تبیین مشکلات سازمان روحانیت نیز، ضمن آنکه استقلال روحانیت از دولت و بودجه دولتی را امتیازی بزرگ برای آن می داند، اتکای ساماندهی نشده به سهم امام را موجب عوام زدگی و سلب حریت از روحانیت و منشأ بسیاری از مفاسد می داند و شجاعانه تصریح می کند: "حكومت عوام، منشأ رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن به هيكل و شيوع عناوين و القاب بالا بلند در جامعه روحانيت ما شده كه در دنيا بینظير است. حكومت عوام است كه آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و میكند." [ده گفتار، ص 278 به بعد]. مع الاسف شهادت زود هنگام او در فاصله ای کوتاه پس از پیروزی انقلاب، نظام نوپای جمهوری اسلامی را از این پشتوانه فکری بی بدیل در شرایطی که سخت بدان نیازمند بود محروم ساخت.
با وجود این، گفتارها و مصاحبه های معدود او در آن مدت کوتاه مشحون از نکته و اشارت هایی است که راه درمان پاره ای از معضلات کنونی را می توان در آن یافت. او ضمن تصدیق حق حاکمیت ملی و تلاش نظری برای توجیه آن بر مبنای جهان بینی اسلامی و تأکید بر وحدت مبنایی اسلامیت و جمهوریت، آزادی واقعی مردم در انتخابات را شرط لازم برای رشد و تکامل جامعه می داند. در مصاحبه ای، که متأسفانه رسانه رسمی کشور گاه با پخش گزینشی و تقطیع آن به نفع دیدگاههای حاکم از آن بهره برداری می کند، با صراحت تمام حاکمیت اسلامی را از تحمیل سلیقه و دیدگاه خود به مردم و محدود ساختن حق انتخاب رأی دهندگان، ولو از سر دلسوزی و مصلحت اندیشی، بر حذر می دارد و تصریح می کند: "اگر بخواهند ولو با حسن نيت (تا چه رسد به اينكه سؤ نيت داشته باشند) به بهانه اينكه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمی فهمند آزادی را از آنها بگيرند، اين مردم تا ابد بی لياقت باقی میمانند. ممكن است شما كه در فوق اين جمعيت قرار گرفته ايد واقعا حسن نيت هم داشته باشيد و واقعا تشخيص شما اين باشد كه خوب است اين ملت فلان فرد را انتخاب بكند و فرض میكنيم واقعا هم آن فرد شايسته تر است، اما اگر شما بخواهيد اين را به مردم تحميل بكنيد و بگوئيد بايد حتما فلان شخص را انتخاب بكنيد، اينها تا دامنه قيامت مردمی نخواهند شد كه اين رشد اجتماعی را پيدا كنند. اصلا بايد آزادشان گذاشت تا فكر كنند. و الا اگر به بهانه اينكه اين ملت رشد ندارد بايد به او تحميل كرد، آزادی را برای هميشه از او بگيرند، اين ملت تا ابد غير رشيد باقی میماند. رشدش به اينست كه آزادش بگذاريم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بكند. صد بار هم اگر اشتباه بكند باز بايد آزاد باشد." [پیرامون جمهوری اسلامی، ص 122 با اندکی تلخیص ] این عبارت ها در واقع آینه خواسته ها و مطالبات مردم و رهبران انقلاب است که بعدا در اصول مختلف قانون اساسی، بویژه فصل سوم آن، نیز به تفصیل انعکاس یافت. متأسفانه به مرور و بویژه در سال های اخیر با تفسیرهای قیم مآبانه و ناسازگار با روح قانون اساسی حق انتخاب مردم محدود و محدودتر شد و انحراف هایی بوجود آمد که بحران اخیر یکی از پیامدهای آن است. بی شک برای حل این بحران و سایر معضلات راهی جز بازگشت به اصول بنیادین نظام جمهوری اسلامی و تن دادن به قانون اساسی وجود ندارد.
2- نامگذاری روز شهادت استاد مطهری به عنوان "روز معلم" فرصتی است تا جامعه ضمن ارج نهادن به مقام معلم و تقدیر از معلمان و استادان، توجه بیشتری را به این سرمایه های اجتماعی معطوف دارد. بی تردید نیل به جامعه ای "برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متکي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايهي اجتماعي در توليد ملي"، که در سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی از ویژگیهای جامعه ایرانی در افق سال 1404 بر شمرده شده، مستلزم بزرگداشت واقعی و غیر صوری معلمان، استادان، دانشجویان و دانش آموزان و پاسداشت کرامت انسانی آنان است. روز معلم همچنین فرصتی است تا سیاست ها، برنامه ها و روش های جاری کشور از این زاویه مورد نقد و ارزیابی و در صورت لزوم اصلاح و بازنگری قرار گیرد.
در اوضاع و احوال کنونی، متولیان امور از یک سو با رسانه ای کردن پیشرفت های علمی، که حاصل سالها برنامه ریزی و کار و تلاش مسئولان و جامعه علمی کشور است، سعی در انتساب این دستاوردها به خود را دارند. از سوی دیگر امنیت شغلی استادان دانشگاه را، که از لوازم اولیه برای کار علمی و پژوهشی است، در معرض مخاطره جدی قرار داده اند. هر از گاه خبرهای ناگواری از بازنشسته کردن زودهنگام یا تعلیق استادی یا انفصال و اخراج معلمی به گوش می رسد. چه بسیار استادانی که نظر به ویژگیهای علمی و اخلاقی و سوابق انقلابی و خدمات اجرایی شان شایسته تکریم در روزی چون روز معلم اند، لیکن در این دوران مورد غضب واقع شده اند. شماری از استادان برجسته بر خلاف موازین عام آیین دادرسی و مقررات خاص، از جمله قانون مقررات انتظامی هیأت علمی دانشگاهها و آیین نامه اجرایی آن، بدون اعلان قبلی و بدون برخورداری از فرصت دفاع با احکام تعلیق، یا قطع حقوق خود مواجه شده اند. آنچه جای تأسف و درنگ بیشتر دارد این است که بنا به قرائن و شواهد، از جمله اظهارات بعضی از مسئولین دانشگاهها، این برخوردهای خلاف شئون علمی و اخلاقی در اثر فشارهای اشخاص و نهادهای بیرونی و با نقض استقلال دانشگاه صورت می گیرد. شک نیست اعمال این روشها موجب سرخوردگی و یأس و دلمردگی در محیط دانشگاه می شود و آرامش روحی و امنیت خاطر را از جامعه علمی کشور سلب می کند و آنان را از پرداختن به برنامه ریزی برای تحقیقات دامنه دار علمی باز می دارد. رشد دوباره روند مهاجرت نخبگان و فرار مغزها به خارج از کشور از علایم هشداردهنده این وضعیت است که متأسفانه مسئولان با تجاهل و بازی با الفاظ از کنار آن می گذرند .
روشن است در نظامی مثل جمهوری اسلامی بر اساس مقررات قانون اساسی هر چند وقت یک بار دولت ها تغییر می کنند. اما این تغییر نباید موجب شود دولتی که قدرت را به دست می گیرد تمام بنیان های کشور را بر مبنای دید و سلیقه خود دگرگون سازد و آنچه را نمی پسندد از بن بر کند. در وضعیت فعلی برنامه هایی برای دگرگون ساختن بافت دانشگاهها در حال اجرا ست. از یک طرف کوشش مضاعفی برای حذف اساتیدی که منتقد سیاست ها و سلایق دولت کنونی هستند با ادعاهایی از قبیل مقابله با سکولاریسم صورت می گیرد. از طرف دیگر جذب سریع اعضای هیأت علمی جدید از میان همفکران بدون رعایت معیارهای علمی در دستور کار وزارت علوم قرار گرفته است. در مورد دانشجویان نیز وضع به همین منوال است. از یک سو دانشجویان غیر همسو را با بهانه های واهی و به صرف اختلاف سلیقه سیاسی که امری جزئی و زودگذر است اخراج یا چند نیمسال تحصیلی از ادامه تحصیل محروم می کنند، از سوی دیگر راه را برای ورود کسانی که آنها را با سلیقه خود همراه می پندارند، بخصوص در مقاطع تحصیلی بالاتر، تسهیل می کنند.
ما از سر خیرخواهی به برادران متولی امور تذکر می دهیم قانون اساسی را، که میثاق ملی و نتیجه جانفشانی های ملت برای استقرار نظام جمهوری اسلامی است، مبنای عمل قرار دهند. مطابق بند 6 اصل دوم قانون اساسی نه تنها حل معضلات کشور از طریق استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری، بلکه پیشبرد آنها از وظایف نظام است که از طریق مؤسسات آموزشی و پژوهشی تحقق می یابد. بندهای مختلفی از اصل سوم، از جمله بندهای 3، 4، 6، 9 و 14 نیز وظایف دولت را در این مورد با صراحت مشخص کرده است.. بنا بر این محروم کردن دانشگاهها از اساتید و انباشتن آن از کسانی که طول می کشد تا متخصص شوند و نیز محروم کردن جوانان از کسب علم زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. در نظامی که موظف به پای بندی به احکام و موازین اسلامی است و در مبانی اعتقادی و ارزشی آن علم و عالم و طالبان از احترام خاص برخوردارند، توقع آن است که نه تنها به بهانه های واهی و سلیقه ای و تفسیرهای ناصواب و غیر منطقی از مقررات جوانان را از تحصیل محروم و دانشگاه را از اساتید مجرب خالی نکنند. بلکه با اقدام به اصلاح قوانین و مقررات همه راههای احتمالی این محدودیت ها را سد کنند و برای خانواده های شریف که از تصور چنین اتفاقاتی مضطرب اند اطمینان قلبی فراهم آورند.
3- جامعه جهانی به منظور قدردانی از کارگران، اول ماه مه (مصادف با روز 11 اردیبهشت) هر سال را «روز جهانی کارگر» نام نهاده است. این روز فرصتی است تا علاوه بر تجلیل از خدمات کارگران، به مسائل و نیازهای آنان توجه شود و بهبود شرایط کاری آنان مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از کشورها در این روز تشکل های مستقل کارگری فرصت می یابند آزادانه مطالبات خود را بیان کنند و با برپایی اجتماعات خواسته های خود را به اطلاع عموم برسانند. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بنا بر مبانی دینی و اصول مختلف قانون اساسی و قوانین عادی متعهد و مکلف به حمایت از حقوق کارگران و حفظ کرامت انسانی آنها است. اصل 28 قانون اساسی دولت را موظف به ایجاد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي براي احراز مشاغل برای همه ساخته است. اصل 29 نیز برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، ازكارافتادگي، بي سرپرستي، را حقي همگاني دانسته و دولت موظف را موظف به تأمین این خدمات و حمایت های مالی برای یک یک افراد کشور می داند. قانون کار نیز متناسب با این اصول خود چارچوب حقوقی مناسبی را برای تأمین حقوق کارگران ایجاد نموده است. در چند سال اخیر اقدامات و پیشنهادهایی برای اصلاح این قانون، بویژه اصلاح مواد 21، 27 و 191 آن صورت گرفته، که مورد اعتراض و انتقاد جدی کارگران و تشکل های کارگری قرار دارد. انتظار می رود دست اندرکاران امور مطابق قانون حق برگزاری اجتماعات مستقل و بیان مسالمت آمیز مطالبات کارگران عزیز را به رسمیت بشناسند و در هر اقدامی حفظ حقوق آنان را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند. مبادا به عنوان اصلاح قانون، حقوق مکتسبه کارگران در معرض آسیب و تضییع قرار گیرد. نکته دیگری که تذکر آن در این فرصت لازم است هشدار نسبت به رشد بی رویه واردات کالا به کشور است. سیاستی که لطمه جدی به بازار کار و صنعت و تولید داخلی وارد و زمینه افزایش بیکاری و گسترش فقر را فراهم ساخته است. روز کارگر باید فرصتی باشد تا همه دست اندرکاران و مدیران بالای کشور به این معضل توجه کنند و به یافتن راه حل های اساسی بیاندیشند. چه هر اقدامی برای جلوگیری از طرح مشکل و حل معضل و ایجاد محدودیت مشکلی را حل نخواهد کرد و فقط پاک کردن صورت مسأله است.
...........................
در این بیانیه با اشاره به اینکه د وضعیت فعلی برنامه هایی برای دگرگون ساختن بافت دانشگاهها در حال اجرا ست، افزوده است : محروم کردن دانشگاهها از اساتید و انباشتن آن از کسانی که طول می کشد تا متخصص شوند و نیز محروم کردن جوانان از کسب علم زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. در نظامی که موظف به پای بندی به احکام و موازین اسلامی است و در مبانی اعتقادی و ارزشی آن علم و عالم و طالبان از احترام خاص برخوردارند، توقع آن است که نه تنها به بهانه های واهی و سلیقه ای و تفسیرهای ناصواب و غیر منطقی از مقررات جوانان را از تحصیل محروم و دانشگاه را از اساتید مجرب خالی نکنند. بلکه با اقدام به اصلاح قوانین و مقررات همه راههای احتمالی این محدودیت ها را سد کنند و برای خانواده های شریف که از تصور چنین اتفاقاتی مضطرب اند اطمینان قلبی فراهم آورند.
این بیانیه به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر صادر شد که بنابه پاره ای مشکلات، دیر هنگام به رسانه ها ارسال گردیده است.
از آنجا که این بیانیه حاوی نکات مهمی در رابطه با وضعیت دانشگاهها و کارگران کشور است، نسخه کامل آن که در اختیار جرس قرار گرفت از نظر خوانندگان می گذرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مناسبت روز معلم و روز کارگر
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم و روز کارگر را گرامی می دارد و نکاتی را به مناسب این روز یادآور می شود:
1- استاد شهید مرتضی مطهری، که روز شهادت او به حق روز معلم نام گرفته، از دو جهت مورد توجه است: یکی به لحاظ جایگاه علمی و جامعیت او در علوم منقول و معقول و دیگری به لحاظ برخورداری از فضائل و کمالات اخلاقی و مسئولیت شناسی اجتماعی و صراحت و صداقت و انصاف در بیان حقائق و ارائه نتایج تحقیقات علمی؛ آثار مکتوب و شفاهی استاد مجموعه ای متقن و نظام مند از اندیشه اصیل و پویای اسلامی است که با گذشت زمان غبار کهنگی بر آن ننشسته، بلکه بسیاری از اشارات و راه حل های او هنوز می تواند راهگشای معضلات فکری، اجتماعی و سیاسی جامعه ما باشد. از ویژگی های بارز روش فکری مطهری توجه عمیق و همه جانبه به موضوعات و تجزیه و تحلیل و واکاوی جامع نگرانه علل و اسباب پدیده ها و پرهیز از سطحی نگری در مواجهه با چالش ها و معضلات فکری، اخلاقی و اجتماعی است؛ برای نمونه در تحلیل علل گرایش به مادیگری، ضمن تبیین عوامل و متغیرهای بیرونی، از ضعف ها و کاستی های درونی، مانند نارسایی مفاهیم دینی و سلب آزادی عقیده و دادگاههای تفتیش عقاید و خشونت هایی که به نام دین صورت می گیرد، غفلت نمی کند و دردمندانه هشدار می دهد: " هر وقت و هر زمان كه پيشوايان مذهبی مردم، كه مردم در هر حال آنها را نماينده واقعی مذهب تصور میكنند پوست پلنگ میپوشند و دندان ببر نشان میدهند و متوسل به تكفير و تفسيق میشوند، مخصوصا هنگامی كه اغراض خصوصی به اين صورت در میآيد، بزرگترين ضربت بر پيكر دين و مذهب به سود ماديگری وارد میشود." [علل گرایش به مادیگری، ص 72] در تبیین مشکلات سازمان روحانیت نیز، ضمن آنکه استقلال روحانیت از دولت و بودجه دولتی را امتیازی بزرگ برای آن می داند، اتکای ساماندهی نشده به سهم امام را موجب عوام زدگی و سلب حریت از روحانیت و منشأ بسیاری از مفاسد می داند و شجاعانه تصریح می کند: "حكومت عوام، منشأ رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن به هيكل و شيوع عناوين و القاب بالا بلند در جامعه روحانيت ما شده كه در دنيا بینظير است. حكومت عوام است كه آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و میكند." [ده گفتار، ص 278 به بعد]. مع الاسف شهادت زود هنگام او در فاصله ای کوتاه پس از پیروزی انقلاب، نظام نوپای جمهوری اسلامی را از این پشتوانه فکری بی بدیل در شرایطی که سخت بدان نیازمند بود محروم ساخت.
با وجود این، گفتارها و مصاحبه های معدود او در آن مدت کوتاه مشحون از نکته و اشارت هایی است که راه درمان پاره ای از معضلات کنونی را می توان در آن یافت. او ضمن تصدیق حق حاکمیت ملی و تلاش نظری برای توجیه آن بر مبنای جهان بینی اسلامی و تأکید بر وحدت مبنایی اسلامیت و جمهوریت، آزادی واقعی مردم در انتخابات را شرط لازم برای رشد و تکامل جامعه می داند. در مصاحبه ای، که متأسفانه رسانه رسمی کشور گاه با پخش گزینشی و تقطیع آن به نفع دیدگاههای حاکم از آن بهره برداری می کند، با صراحت تمام حاکمیت اسلامی را از تحمیل سلیقه و دیدگاه خود به مردم و محدود ساختن حق انتخاب رأی دهندگان، ولو از سر دلسوزی و مصلحت اندیشی، بر حذر می دارد و تصریح می کند: "اگر بخواهند ولو با حسن نيت (تا چه رسد به اينكه سؤ نيت داشته باشند) به بهانه اينكه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمی فهمند آزادی را از آنها بگيرند، اين مردم تا ابد بی لياقت باقی میمانند. ممكن است شما كه در فوق اين جمعيت قرار گرفته ايد واقعا حسن نيت هم داشته باشيد و واقعا تشخيص شما اين باشد كه خوب است اين ملت فلان فرد را انتخاب بكند و فرض میكنيم واقعا هم آن فرد شايسته تر است، اما اگر شما بخواهيد اين را به مردم تحميل بكنيد و بگوئيد بايد حتما فلان شخص را انتخاب بكنيد، اينها تا دامنه قيامت مردمی نخواهند شد كه اين رشد اجتماعی را پيدا كنند. اصلا بايد آزادشان گذاشت تا فكر كنند. و الا اگر به بهانه اينكه اين ملت رشد ندارد بايد به او تحميل كرد، آزادی را برای هميشه از او بگيرند، اين ملت تا ابد غير رشيد باقی میماند. رشدش به اينست كه آزادش بگذاريم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بكند. صد بار هم اگر اشتباه بكند باز بايد آزاد باشد." [پیرامون جمهوری اسلامی، ص 122 با اندکی تلخیص ] این عبارت ها در واقع آینه خواسته ها و مطالبات مردم و رهبران انقلاب است که بعدا در اصول مختلف قانون اساسی، بویژه فصل سوم آن، نیز به تفصیل انعکاس یافت. متأسفانه به مرور و بویژه در سال های اخیر با تفسیرهای قیم مآبانه و ناسازگار با روح قانون اساسی حق انتخاب مردم محدود و محدودتر شد و انحراف هایی بوجود آمد که بحران اخیر یکی از پیامدهای آن است. بی شک برای حل این بحران و سایر معضلات راهی جز بازگشت به اصول بنیادین نظام جمهوری اسلامی و تن دادن به قانون اساسی وجود ندارد.
2- نامگذاری روز شهادت استاد مطهری به عنوان "روز معلم" فرصتی است تا جامعه ضمن ارج نهادن به مقام معلم و تقدیر از معلمان و استادان، توجه بیشتری را به این سرمایه های اجتماعی معطوف دارد. بی تردید نیل به جامعه ای "برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متکي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايهي اجتماعي در توليد ملي"، که در سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی از ویژگیهای جامعه ایرانی در افق سال 1404 بر شمرده شده، مستلزم بزرگداشت واقعی و غیر صوری معلمان، استادان، دانشجویان و دانش آموزان و پاسداشت کرامت انسانی آنان است. روز معلم همچنین فرصتی است تا سیاست ها، برنامه ها و روش های جاری کشور از این زاویه مورد نقد و ارزیابی و در صورت لزوم اصلاح و بازنگری قرار گیرد.
در اوضاع و احوال کنونی، متولیان امور از یک سو با رسانه ای کردن پیشرفت های علمی، که حاصل سالها برنامه ریزی و کار و تلاش مسئولان و جامعه علمی کشور است، سعی در انتساب این دستاوردها به خود را دارند. از سوی دیگر امنیت شغلی استادان دانشگاه را، که از لوازم اولیه برای کار علمی و پژوهشی است، در معرض مخاطره جدی قرار داده اند. هر از گاه خبرهای ناگواری از بازنشسته کردن زودهنگام یا تعلیق استادی یا انفصال و اخراج معلمی به گوش می رسد. چه بسیار استادانی که نظر به ویژگیهای علمی و اخلاقی و سوابق انقلابی و خدمات اجرایی شان شایسته تکریم در روزی چون روز معلم اند، لیکن در این دوران مورد غضب واقع شده اند. شماری از استادان برجسته بر خلاف موازین عام آیین دادرسی و مقررات خاص، از جمله قانون مقررات انتظامی هیأت علمی دانشگاهها و آیین نامه اجرایی آن، بدون اعلان قبلی و بدون برخورداری از فرصت دفاع با احکام تعلیق، یا قطع حقوق خود مواجه شده اند. آنچه جای تأسف و درنگ بیشتر دارد این است که بنا به قرائن و شواهد، از جمله اظهارات بعضی از مسئولین دانشگاهها، این برخوردهای خلاف شئون علمی و اخلاقی در اثر فشارهای اشخاص و نهادهای بیرونی و با نقض استقلال دانشگاه صورت می گیرد. شک نیست اعمال این روشها موجب سرخوردگی و یأس و دلمردگی در محیط دانشگاه می شود و آرامش روحی و امنیت خاطر را از جامعه علمی کشور سلب می کند و آنان را از پرداختن به برنامه ریزی برای تحقیقات دامنه دار علمی باز می دارد. رشد دوباره روند مهاجرت نخبگان و فرار مغزها به خارج از کشور از علایم هشداردهنده این وضعیت است که متأسفانه مسئولان با تجاهل و بازی با الفاظ از کنار آن می گذرند .
روشن است در نظامی مثل جمهوری اسلامی بر اساس مقررات قانون اساسی هر چند وقت یک بار دولت ها تغییر می کنند. اما این تغییر نباید موجب شود دولتی که قدرت را به دست می گیرد تمام بنیان های کشور را بر مبنای دید و سلیقه خود دگرگون سازد و آنچه را نمی پسندد از بن بر کند. در وضعیت فعلی برنامه هایی برای دگرگون ساختن بافت دانشگاهها در حال اجرا ست. از یک طرف کوشش مضاعفی برای حذف اساتیدی که منتقد سیاست ها و سلایق دولت کنونی هستند با ادعاهایی از قبیل مقابله با سکولاریسم صورت می گیرد. از طرف دیگر جذب سریع اعضای هیأت علمی جدید از میان همفکران بدون رعایت معیارهای علمی در دستور کار وزارت علوم قرار گرفته است. در مورد دانشجویان نیز وضع به همین منوال است. از یک سو دانشجویان غیر همسو را با بهانه های واهی و به صرف اختلاف سلیقه سیاسی که امری جزئی و زودگذر است اخراج یا چند نیمسال تحصیلی از ادامه تحصیل محروم می کنند، از سوی دیگر راه را برای ورود کسانی که آنها را با سلیقه خود همراه می پندارند، بخصوص در مقاطع تحصیلی بالاتر، تسهیل می کنند.
ما از سر خیرخواهی به برادران متولی امور تذکر می دهیم قانون اساسی را، که میثاق ملی و نتیجه جانفشانی های ملت برای استقرار نظام جمهوری اسلامی است، مبنای عمل قرار دهند. مطابق بند 6 اصل دوم قانون اساسی نه تنها حل معضلات کشور از طریق استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری، بلکه پیشبرد آنها از وظایف نظام است که از طریق مؤسسات آموزشی و پژوهشی تحقق می یابد. بندهای مختلفی از اصل سوم، از جمله بندهای 3، 4، 6، 9 و 14 نیز وظایف دولت را در این مورد با صراحت مشخص کرده است.. بنا بر این محروم کردن دانشگاهها از اساتید و انباشتن آن از کسانی که طول می کشد تا متخصص شوند و نیز محروم کردن جوانان از کسب علم زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. در نظامی که موظف به پای بندی به احکام و موازین اسلامی است و در مبانی اعتقادی و ارزشی آن علم و عالم و طالبان از احترام خاص برخوردارند، توقع آن است که نه تنها به بهانه های واهی و سلیقه ای و تفسیرهای ناصواب و غیر منطقی از مقررات جوانان را از تحصیل محروم و دانشگاه را از اساتید مجرب خالی نکنند. بلکه با اقدام به اصلاح قوانین و مقررات همه راههای احتمالی این محدودیت ها را سد کنند و برای خانواده های شریف که از تصور چنین اتفاقاتی مضطرب اند اطمینان قلبی فراهم آورند.
3- جامعه جهانی به منظور قدردانی از کارگران، اول ماه مه (مصادف با روز 11 اردیبهشت) هر سال را «روز جهانی کارگر» نام نهاده است. این روز فرصتی است تا علاوه بر تجلیل از خدمات کارگران، به مسائل و نیازهای آنان توجه شود و بهبود شرایط کاری آنان مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از کشورها در این روز تشکل های مستقل کارگری فرصت می یابند آزادانه مطالبات خود را بیان کنند و با برپایی اجتماعات خواسته های خود را به اطلاع عموم برسانند. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بنا بر مبانی دینی و اصول مختلف قانون اساسی و قوانین عادی متعهد و مکلف به حمایت از حقوق کارگران و حفظ کرامت انسانی آنها است. اصل 28 قانون اساسی دولت را موظف به ایجاد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي براي احراز مشاغل برای همه ساخته است. اصل 29 نیز برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، ازكارافتادگي، بي سرپرستي، را حقي همگاني دانسته و دولت موظف را موظف به تأمین این خدمات و حمایت های مالی برای یک یک افراد کشور می داند. قانون کار نیز متناسب با این اصول خود چارچوب حقوقی مناسبی را برای تأمین حقوق کارگران ایجاد نموده است. در چند سال اخیر اقدامات و پیشنهادهایی برای اصلاح این قانون، بویژه اصلاح مواد 21، 27 و 191 آن صورت گرفته، که مورد اعتراض و انتقاد جدی کارگران و تشکل های کارگری قرار دارد. انتظار می رود دست اندرکاران امور مطابق قانون حق برگزاری اجتماعات مستقل و بیان مسالمت آمیز مطالبات کارگران عزیز را به رسمیت بشناسند و در هر اقدامی حفظ حقوق آنان را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند. مبادا به عنوان اصلاح قانون، حقوق مکتسبه کارگران در معرض آسیب و تضییع قرار گیرد. نکته دیگری که تذکر آن در این فرصت لازم است هشدار نسبت به رشد بی رویه واردات کالا به کشور است. سیاستی که لطمه جدی به بازار کار و صنعت و تولید داخلی وارد و زمینه افزایش بیکاری و گسترش فقر را فراهم ساخته است. روز کارگر باید فرصتی باشد تا همه دست اندرکاران و مدیران بالای کشور به این معضل توجه کنند و به یافتن راه حل های اساسی بیاندیشند. چه هر اقدامی برای جلوگیری از طرح مشکل و حل معضل و ایجاد محدودیت مشکلی را حل نخواهد کرد و فقط پاک کردن صورت مسأله است.
...........................
سومین روز اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه آزاد شهرکرد با عقب نشینی مسئولین همراه شد
جــرس: سومین روز از اعتصاب غذای دانشجویان عضو تشکل مستقل آزاد اندیشان دانشگاه آزاد شهرکرد، با عقب نشینی مسئولین دانشگاه و قول همکاری آنها همراه شد.
بعد از صدور بيانيۀ اعتراضی روز دوشنبۀ تشکل «سازمان مستقل آزاد انديشان دانشگاه آزاد شهرکرد» که در اعتراض به عدم کسب مجوز انتخابات شورای مرکزی آن تشکل صورت گرفت، دانشجویانِ عضو آن تشکل منتقد دانشجویی، از روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه با تجمع مقابل دفتر نهاد رهبری در آن دانشگاه، اعتراض خود را نشان دادند.
بنا به گزارش منابع خبری جرس، یکی از کاندیدای شورای مرکزی تشکل مذکور خاطرنشان کرده است "جلسه ای در روز شنبه برای بررسی خواسته های دانشجویان تشکیل خواهد شد و خبر ها حاکی از این است که اعضای آن تشکل در صورت نگرفتن جواب مطلوب، دامنۀ اعتراضات خود را گسترده تر خواهند کرد."
بعد از صدور بيانيۀ اعتراضی روز دوشنبۀ تشکل «سازمان مستقل آزاد انديشان دانشگاه آزاد شهرکرد» که در اعتراض به عدم کسب مجوز انتخابات شورای مرکزی آن تشکل صورت گرفت، دانشجویانِ عضو آن تشکل منتقد دانشجویی، از روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه با تجمع مقابل دفتر نهاد رهبری در آن دانشگاه، اعتراض خود را نشان دادند.
بنا به گزارش منابع خبری جرس، یکی از کاندیدای شورای مرکزی تشکل مذکور خاطرنشان کرده است "جلسه ای در روز شنبه برای بررسی خواسته های دانشجویان تشکیل خواهد شد و خبر ها حاکی از این است که اعضای آن تشکل در صورت نگرفتن جواب مطلوب، دامنۀ اعتراضات خود را گسترده تر خواهند کرد."
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه
افشای جزئیات بازداشتگاه سروش ۱۱۱ در گفتگو با مهدی خزعلی
جرس:در پی انتشار نامه سرگشاده مهدی خزعلی به رییس قوه قضائیه درباره به کارگیری مجدد بازداشتگاه کهریزک، مهدی خزعلی درمورد جزئیات احیای این بازداستگاه می گوید" بازگشایی مجدد کهریزک تحت پوشش یک نام دیگر، به نوعی اعلام خطر محسوب می شود که مسئولان پیش از بروز بحرانی مشابه رسوایی کهریزک باید در صدد پیگیری بر آیند .او می گوید"باید خود آقای مرتضوی نیز در کنار سایر متهمان بازخواست و مورد مواخذه قرار گیرد اما متاسفانه دستگاه قضایی ما یک دستگاه مستقل نیست و بررسی پرونده کسی که پیش از این در جایگاه دادستانی بوده است نیز چندان آسان نیست. قضات تحت فشارهای زیادی هستند تا آنجا که اگر بگویم دادگاه متهمان کهریزک و صدور احکام برای آنها هم فرمایشی است شاید چندان بیراه نگفته باشم"،متن کامل این مصاحبه که در سایت وی نیز آمده، در پی می آید:
ـ آقای دکتر شما گفته اید منابع موثق، خبر آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهریزک را در اختیارتان قرار داده اند ممکن است بفرمایید این منابع موثق مشخصا چه کسانی بوده اند؟
ـ طی دیداری که با یکی از مقامات عالی رتبه دستگاه قضایی کشور داشته ام، ایشان به عنوان دردل نکاتی را در مورد وضعیت بازداشتگاه غیراستاندارد کهریزک مطرح کردند و در عین حال خبر دادند که علی رغم دستور مقام رهبری مبنی بر تعطیلی این بازداشتگاه غیراستاندارد، کسانی به شکل خودسر اقدام به بازگشایی مجدد این بازداشتگاه کرده اند این مقام عالی رتبه قضایی همچنین از تغییر نام بازداشتگاه کهریزک به سروش ۱۱۱ خبر داده و بسیار ابراز نگرانی کرد
ـ یعنی کسی که خبر را به شما داده است، در حال حاضر در دستگاه قضایی سمت دارد؟
ـ ایشان یکی از مسئولین مستقیم قوه قضاییه استان تهران است. البته این یک موضوع جدیدی نیست و در واقع اوایل فروردین، خبرهای جسته گریخته ای از آغاز به کار مجدد کهریزک به گوشمان رسید که با پیگیری های بعدی مشخص شد که این خبر متاسفانه واقعیت دارد.
ـ بر اساس خبر دریافتی شما آیا به کارگیری مجدد این بازداشتگاه به معنی فعالیت دوباره بازجویان و دست اندرکاران سابق کهریزک است و یا احیانا کسانی در این بازداشتگاه همچنان نگهداری می شوند؟
ـبله متاسفانه این بازداشتگاه زندانی دارد و کسانی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده اند در این بازداشتگاه نگهداری می شوند. در حالی که وقتی دستور تعطیلی یک بازداشتگاه صادر می شود بی شک نگهداری زندانی در چنین بازداشتگاهی تنها به واسطه تغییر نام آن نمی تواند قانونی باشد. لذا به دنبال دریافت چنین اخبار نگران کننده ای تصمیم گرفتم مراتب را از طریق نامه سرگشاده ای به اطلاع آقای لاریجانی ریاست محترم قوه قضایی برسانم تا ایشان پیگیر ماجرا باشند.
آیا در جریان هستید که این بازداشتگاه زیر نظر چه کسانی مدیریت می شود؟
گفته شده، آقای سردار رادان نیز با هلی کوپتر از محل این بازداشتگاه بازدید کرده است و...
ـ آیا پیش از این مکاتباتی با سردار رادان هم داشته اید تا صحت و سقم اخباری که در اختیارتان قرار گرفته بود را جویا شوید؟
ـاز دیدگاه ما که عزیزان مان را زیر شکنجه از دست داده ایم، سردار رادان و سعید مرتضوی به عنوان متهمان اصلی پرونده کهریزک محسوب می شوند و طبیعی است که هیچ ضرورتی برای نامه نوشتن به متهم وجود ندارد. به این دلیل به آقای لاریجانی نامه نوشته ام که ایشان در روزهایی که چهار تن از زندانیان بنا به اقرار و گزارش خود نهادهای امنیتی در زیر شکنجه در کهریزک کشته شدند، ریاست قوه قضاییه را عهده دار نبودند، لذا نامه را به شخص ایشان نوشته ام تا مبادا خارج از دستگاه قضایی بازداشتگاه کهریزک دوباره احیا شود.
آیا از طریق های نهادهای دیگر هم پیگیر این موضوع شده اید؟
مجلس شورای اسلامی به عنوان یک قوه ناظر بر عملکرد دستگاه های اجرایی و قضایی پس از ارسال نامه به رییس قوه قضایی در جریان این مسئله قرار دارد و همانطور که آقای داریوش قنبری، سخنگوی فراکسون اقلیت مجلس، گفته اند در صورت فعالیت مجدد این بازداشتگاه باید با متخلفان و کسانی که برخلاف نظر مسئولین عمل کردهاند با شدت و قاطعانه برخورد شود. اما متاسفانه در سیستم مدیریت کشور فعلا پاسخگویی تعطیل است و عملا کسی خودش را مسئول پاسخگویی به اخبار نگران کننده ای که در مورد مسائل جاری می رسد نمی داند. به هر حال بازگشایی مجدد کهریزک تحت پوشش یک نام دیگر، به نوعی اعلام خطر محسوب می شود که مسئولان پیش از بروز بحرانی مشابه رسوایی کهریزک باید در صدد پیگیری بر آیند و امیدوارم که مجلس شورای اسلامی نیز به زودی کمیته دیگری برای تحقیق و تفحص در زمینه بازگشایی مجدد کهریزک تشکیل داده و موضوع را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد.
ـ مگر در موارد گذشته که مجلس کمیته تحقیق و تفحص در مورد نحوه بازجویی ها و نگهداری زندانیان در بازداشتگاهها تشکیل داده بود به نتیجه مشخصی منتهی شده است؟
دغدغه اصلی همین است که در موارد گذشته کسانی چون علاءالدین بروجردی به عنوان نماینده ویژه مجلس روانه بازداشتگاهها و زندان ها شده بودند که متاسفانه واقعیت تاسف برانگیز وضعیت زندان ها را کاملا وارونه جلوه می دادند. به عنوان مثال آقای بروجردی در همان جریان تحقیق از زندان ها، گفته بودند آقای ابطحی در یک سلول پنجاه متری مجهز نگهداری می شد و همه چیز کاملا منطبق بر قانون بوده است. در حالی که در همان زمان و پس از آزادی ام از زندان، آقای بروجردی به دیدار پدرم آمده بودند که بنده همآنجا به ایشان گفتم اگر شما وضعیت و نحوه نگهداری آقای ابطحی را منعکس کرده اید من هم یکی دیگر از زندانیان هستم که گزارش واقعی را در اختیار شما قرار می دهم و شما به عنوان یک نماینده مسئول وظیفه دارید اخبار بنده را هم منعکس کنید که در یک سلول شش متری با وضعیت اسف باری که حتی گردش شب و روز هم در آن سلول مشخص نبود، نگهداری می شدم، در مدت بازداشت حتی یک روز هم از هواخوری که جزء شرایط اولیه نگهداری زندانی محسوب می شود بهره مند نبوده ام. آقای بروجردی هیچ جوابی به بنده ندادند. لذا اگر قرار باشد بار دیگر کسانی چون بروجردی در مورد آغاز به کار مجدد کهریزک تحقیق و تفحص کنند نمی توان امید چندانی به گزارش مجلس داشت.
در مورد کسانی چون سعید مرتضوی که اشاره کردید به عنوان متهمان اصلی کهریزک محسوب می شوند مدتی است هیچ خبری منتشر نمی شود، شما می دانید ایشان در حال حاضر کجا هستند و چه می کنند؟
ایشان پس از آنکه به عنوان معاونت دادستان کل کشور منصوب شدند، در یک اتاق کوچک و تقریبا در انزوا قرار گرفته اند. دیگر از آن اتاق کار بزرگ و سر و صداهای گذشته ایشان خبری نسیت اما ظاهرا خود آقای مرتضوی از این انزوا استقبال می کند تا خیلی سر زبان ها نباشد چرا که می داند با قرار گرفتن در صدر خبرها باید در مورد آنچه در کهریزک بر جوانان این کشور رفته است خود او نیز پاسخگو باشد.
فکر می کنید دستگاه قضایی به اتهامات سعید مرتضوی هم رسیدگی کند یا پرونده کهریزک به ماجرای اعدام همان چندنفری که اعلام کرده اند ختم شود؟
اگر کسانی در پرونده ایشان اعمال نفوذ نکنند باید خود آقای مرتضوی نیز در کنار سایر متهمان بازخواست و مورد مواخذه قرار گیرد اما متاسفانه دستگاه قضایی ما یک دستگاه مستقل نیست و بررسی پرونده کسی که پیش از این در جایگاه دادستانی بوده است نیز چندان آسان نیست. قضات تحت فشارهای زیادی هستند تا آنجا که اگر بگویم دادگاه متهمان کهریزک و صدور احکام برای آنها هم فرمایشی است شاید چندان بیراه نگفته باشم.
به عنوان سوال آخر؛ آیا خود شما از افشای آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهریزک نگران نیستید و آیا با شما تماسی از جانب مسولان امنیتی کشور گرفته نشده است تا شما را تحت فشار قرار دهند که در این زمینه دیگر مطلب ننویسید و یا مصاحبه ای انجام ندهید؟
فشاری که بر روی زندگی شخصی من است چنان رنج آور است که حتی بچه های من هم گاهی اصرار می کنند تا پدرشان دیگر ننویسد و در معرض خطر دوباره بازداشت و زندان قرار نگیرد. پس همین نا امنی ها و فشارهای اقتصادی که ناشی از ایجاد محدودیت کامل در کار انتشارات من است، به اندازه کافی شکننده هست. همین که یک بچه از اینکه پدرش به یک مقام قضایی نامه بنویسد که هیچ کار غیرقانونی هم نیست، احساس نا امنی و نگرانی می کند به اندازه کافی می تواند مرا تحت فشار قرار دهد. این روزها این احساس نا امنی در همه جای کشور هست. ما ملت طنز پردازی داریم اما مردم ما این روزها در کوچه و خیابان، حتی از یک شوخی ساده هم می ترسند، این فضای ناامنی در زمان شاه هم وجود نداشت اما نمی شود در برابر همه چیز سکوت کرد.
ـ آقای دکتر شما گفته اید منابع موثق، خبر آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهریزک را در اختیارتان قرار داده اند ممکن است بفرمایید این منابع موثق مشخصا چه کسانی بوده اند؟
ـ طی دیداری که با یکی از مقامات عالی رتبه دستگاه قضایی کشور داشته ام، ایشان به عنوان دردل نکاتی را در مورد وضعیت بازداشتگاه غیراستاندارد کهریزک مطرح کردند و در عین حال خبر دادند که علی رغم دستور مقام رهبری مبنی بر تعطیلی این بازداشتگاه غیراستاندارد، کسانی به شکل خودسر اقدام به بازگشایی مجدد این بازداشتگاه کرده اند این مقام عالی رتبه قضایی همچنین از تغییر نام بازداشتگاه کهریزک به سروش ۱۱۱ خبر داده و بسیار ابراز نگرانی کرد
ـ یعنی کسی که خبر را به شما داده است، در حال حاضر در دستگاه قضایی سمت دارد؟
ـ ایشان یکی از مسئولین مستقیم قوه قضاییه استان تهران است. البته این یک موضوع جدیدی نیست و در واقع اوایل فروردین، خبرهای جسته گریخته ای از آغاز به کار مجدد کهریزک به گوشمان رسید که با پیگیری های بعدی مشخص شد که این خبر متاسفانه واقعیت دارد.
ـ بر اساس خبر دریافتی شما آیا به کارگیری مجدد این بازداشتگاه به معنی فعالیت دوباره بازجویان و دست اندرکاران سابق کهریزک است و یا احیانا کسانی در این بازداشتگاه همچنان نگهداری می شوند؟
ـبله متاسفانه این بازداشتگاه زندانی دارد و کسانی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده اند در این بازداشتگاه نگهداری می شوند. در حالی که وقتی دستور تعطیلی یک بازداشتگاه صادر می شود بی شک نگهداری زندانی در چنین بازداشتگاهی تنها به واسطه تغییر نام آن نمی تواند قانونی باشد. لذا به دنبال دریافت چنین اخبار نگران کننده ای تصمیم گرفتم مراتب را از طریق نامه سرگشاده ای به اطلاع آقای لاریجانی ریاست محترم قوه قضایی برسانم تا ایشان پیگیر ماجرا باشند.
آیا در جریان هستید که این بازداشتگاه زیر نظر چه کسانی مدیریت می شود؟
گفته شده، آقای سردار رادان نیز با هلی کوپتر از محل این بازداشتگاه بازدید کرده است و...
ـ آیا پیش از این مکاتباتی با سردار رادان هم داشته اید تا صحت و سقم اخباری که در اختیارتان قرار گرفته بود را جویا شوید؟
ـاز دیدگاه ما که عزیزان مان را زیر شکنجه از دست داده ایم، سردار رادان و سعید مرتضوی به عنوان متهمان اصلی پرونده کهریزک محسوب می شوند و طبیعی است که هیچ ضرورتی برای نامه نوشتن به متهم وجود ندارد. به این دلیل به آقای لاریجانی نامه نوشته ام که ایشان در روزهایی که چهار تن از زندانیان بنا به اقرار و گزارش خود نهادهای امنیتی در زیر شکنجه در کهریزک کشته شدند، ریاست قوه قضاییه را عهده دار نبودند، لذا نامه را به شخص ایشان نوشته ام تا مبادا خارج از دستگاه قضایی بازداشتگاه کهریزک دوباره احیا شود.
آیا از طریق های نهادهای دیگر هم پیگیر این موضوع شده اید؟
مجلس شورای اسلامی به عنوان یک قوه ناظر بر عملکرد دستگاه های اجرایی و قضایی پس از ارسال نامه به رییس قوه قضایی در جریان این مسئله قرار دارد و همانطور که آقای داریوش قنبری، سخنگوی فراکسون اقلیت مجلس، گفته اند در صورت فعالیت مجدد این بازداشتگاه باید با متخلفان و کسانی که برخلاف نظر مسئولین عمل کردهاند با شدت و قاطعانه برخورد شود. اما متاسفانه در سیستم مدیریت کشور فعلا پاسخگویی تعطیل است و عملا کسی خودش را مسئول پاسخگویی به اخبار نگران کننده ای که در مورد مسائل جاری می رسد نمی داند. به هر حال بازگشایی مجدد کهریزک تحت پوشش یک نام دیگر، به نوعی اعلام خطر محسوب می شود که مسئولان پیش از بروز بحرانی مشابه رسوایی کهریزک باید در صدد پیگیری بر آیند و امیدوارم که مجلس شورای اسلامی نیز به زودی کمیته دیگری برای تحقیق و تفحص در زمینه بازگشایی مجدد کهریزک تشکیل داده و موضوع را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد.
ـ مگر در موارد گذشته که مجلس کمیته تحقیق و تفحص در مورد نحوه بازجویی ها و نگهداری زندانیان در بازداشتگاهها تشکیل داده بود به نتیجه مشخصی منتهی شده است؟
دغدغه اصلی همین است که در موارد گذشته کسانی چون علاءالدین بروجردی به عنوان نماینده ویژه مجلس روانه بازداشتگاهها و زندان ها شده بودند که متاسفانه واقعیت تاسف برانگیز وضعیت زندان ها را کاملا وارونه جلوه می دادند. به عنوان مثال آقای بروجردی در همان جریان تحقیق از زندان ها، گفته بودند آقای ابطحی در یک سلول پنجاه متری مجهز نگهداری می شد و همه چیز کاملا منطبق بر قانون بوده است. در حالی که در همان زمان و پس از آزادی ام از زندان، آقای بروجردی به دیدار پدرم آمده بودند که بنده همآنجا به ایشان گفتم اگر شما وضعیت و نحوه نگهداری آقای ابطحی را منعکس کرده اید من هم یکی دیگر از زندانیان هستم که گزارش واقعی را در اختیار شما قرار می دهم و شما به عنوان یک نماینده مسئول وظیفه دارید اخبار بنده را هم منعکس کنید که در یک سلول شش متری با وضعیت اسف باری که حتی گردش شب و روز هم در آن سلول مشخص نبود، نگهداری می شدم، در مدت بازداشت حتی یک روز هم از هواخوری که جزء شرایط اولیه نگهداری زندانی محسوب می شود بهره مند نبوده ام. آقای بروجردی هیچ جوابی به بنده ندادند. لذا اگر قرار باشد بار دیگر کسانی چون بروجردی در مورد آغاز به کار مجدد کهریزک تحقیق و تفحص کنند نمی توان امید چندانی به گزارش مجلس داشت.
در مورد کسانی چون سعید مرتضوی که اشاره کردید به عنوان متهمان اصلی کهریزک محسوب می شوند مدتی است هیچ خبری منتشر نمی شود، شما می دانید ایشان در حال حاضر کجا هستند و چه می کنند؟
ایشان پس از آنکه به عنوان معاونت دادستان کل کشور منصوب شدند، در یک اتاق کوچک و تقریبا در انزوا قرار گرفته اند. دیگر از آن اتاق کار بزرگ و سر و صداهای گذشته ایشان خبری نسیت اما ظاهرا خود آقای مرتضوی از این انزوا استقبال می کند تا خیلی سر زبان ها نباشد چرا که می داند با قرار گرفتن در صدر خبرها باید در مورد آنچه در کهریزک بر جوانان این کشور رفته است خود او نیز پاسخگو باشد.
فکر می کنید دستگاه قضایی به اتهامات سعید مرتضوی هم رسیدگی کند یا پرونده کهریزک به ماجرای اعدام همان چندنفری که اعلام کرده اند ختم شود؟
اگر کسانی در پرونده ایشان اعمال نفوذ نکنند باید خود آقای مرتضوی نیز در کنار سایر متهمان بازخواست و مورد مواخذه قرار گیرد اما متاسفانه دستگاه قضایی ما یک دستگاه مستقل نیست و بررسی پرونده کسی که پیش از این در جایگاه دادستانی بوده است نیز چندان آسان نیست. قضات تحت فشارهای زیادی هستند تا آنجا که اگر بگویم دادگاه متهمان کهریزک و صدور احکام برای آنها هم فرمایشی است شاید چندان بیراه نگفته باشم.
به عنوان سوال آخر؛ آیا خود شما از افشای آغاز به کار دوباره بازداشتگاه کهریزک نگران نیستید و آیا با شما تماسی از جانب مسولان امنیتی کشور گرفته نشده است تا شما را تحت فشار قرار دهند که در این زمینه دیگر مطلب ننویسید و یا مصاحبه ای انجام ندهید؟
فشاری که بر روی زندگی شخصی من است چنان رنج آور است که حتی بچه های من هم گاهی اصرار می کنند تا پدرشان دیگر ننویسد و در معرض خطر دوباره بازداشت و زندان قرار نگیرد. پس همین نا امنی ها و فشارهای اقتصادی که ناشی از ایجاد محدودیت کامل در کار انتشارات من است، به اندازه کافی شکننده هست. همین که یک بچه از اینکه پدرش به یک مقام قضایی نامه بنویسد که هیچ کار غیرقانونی هم نیست، احساس نا امنی و نگرانی می کند به اندازه کافی می تواند مرا تحت فشار قرار دهد. این روزها این احساس نا امنی در همه جای کشور هست. ما ملت طنز پردازی داریم اما مردم ما این روزها در کوچه و خیابان، حتی از یک شوخی ساده هم می ترسند، این فضای ناامنی در زمان شاه هم وجود نداشت اما نمی شود در برابر همه چیز سکوت کرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)
