به گزارش دانشجویان هوادار حاضر در جلسه نخبگان با رهبر کودتا
زمانی که رهبر کودتا خودش را می خواست ظبق روال همیشه تظاهر به کسی نماید که سخنان مخالف را می شنود و جواب می دهد. غافل از ان بود که یکی از دانشجویان با شجاعت تمام دست بلند کرده و اجازه سخن بگیرد. این دانشجو زمانی که با علامت مثبت رهبر کودتا روبرو شد به پشت تریبون رفته و سخنان اعتراضی انجام می دهد که کسانی که در جلسه حضور داشته اند به شدت وحشت کرده بودند. این دانشجوی توانا و شجاع با اعتراض به عملکرد صداو سیمای میلی در جریانات اخیر و این که چرا رهبری دور خودش هاله ای از تقدس پیجانده و اجازه نمی دهد که مردم انتقاد داشته باشند.
که رهبر کودتا در پاسخ گفته که چرا این طورها هم نیست به رهبری هم انتقاد می شود و گزارش به ما می رسد.
۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه
۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه
پیش بینی وحشت آمیز دروغین کودتا گران از روز 13 آبان و حضور دانشجویان
روزنامه جوان نوشت: تشکل غیرقانونی تحکیم وحدت طیف علامه تصمیم گرفته در١٣ آبان به سفارت روسیه درتهران حمله و آن را تسخیرکند! این روزنامه ادامه داد: "تشکل غیرقانونی تحکیم وحدت طیف علامه که همواره به عنوان یک تشکل وابسته ، از جریانات خارج از دانشگاه خط می گیرد، اخیراً همسو با برخی اصلاح طلبان تندرو تصمیم گرفته است،جهت ایجاد اغتشاش و نا آرامی در ١٣ آبان به تاسی از اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام در سال ۵٨ که به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا درتهران منجر شد، اقدام به محاصره سفارت روسیه و تسخیر آن نمایند."
۱۳۸۸ آبان ۵, سهشنبه
توهین نماینده حامی دولت کودتا به دانشجویان و آیت الله منتظری- دانشگاه پیام نور مشهد در محاصره نیروهای حامی کودتا
حميد رسايی نماينده حامی دولت كودتا دانشجويان منتقد در دانشگاه پيام نور مشهد را به دم سگ و گربه سياه تشبيه كرد.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، در مراسمی كه امروز دوشنبه در دانشگاه پیام نور شهر مشهد برگزار شد، حمید رسایی نماینده حامی دولت كودتا، دانشجویان مخالف كودتا را به دم سگ تشبیه كرد. رسایی همچنین در این مراسم با توهین به مرجعیت شیعه كه به كودتا انتخاباتی اعتراض كرده بودند، به مرجع عالیقدر شیعه آیتالله العظمی منتظری توهینهای مكرری نمود. این توهینهای رسایی به اعتراض گسترده دانشجویان با شعار «مرگ بر دولت كودتاچی» منجر شد.
گفتنی است علیرغم اینكه بسیجیان دانشگاههای مشهد از پیش از مراسم به دانشگاه پیام نور منتقل شده و در داخل سال قرار داده شده بودند، دانشجویان معترض دانشگاه پیام نور مشهد موفق به حضور در سالن آمفی تئاتر این دانشگاه شدند و به دولت كودتایی احمدینژاد و رسایی نماینده حامی كودتا اعتراض كردند.
برای حضور دراین مراسم به طور خصوصی فقط از بسیجیان دانشگاههای مشهد دعوت شده بود. بنا بر گزارشهای رسیده دانشجویان معترض به حضور حمید رسایی نماینده دولت كودتا در دانشگاه پیام نور، با شعارهای «مرگ بر دولت كودتاچی»، «دولت كودتا استعفا استعفا »، «مرگ بر دیكتاتور» و «رسایی بی عرضه برگرد برو به حوزه» خواستار خروج نماینده حامی كودتا از این دانشگاه شدند.
ساعتی پیش درهای این دانشگاه بسته شد و دانشجویان از داخل و خارج در محاصره نیروهای امنیتی و گارد ویژه نیروی انتظامی گرفتار شدند. سپس نیروهای بسیجی و امنیتی و انتظامی حامی كودتا با باتوم و گاز اشكآور و اسپری فلفل به دانشجویان معترض حمله ور شدند. به گزارش فعالین دانشجویی شهر مشهد در این مراسم كه حضور نیروهای امنیتی به صورت گسترده داخل و خارج دانشگاه پیام نور ملموس بود و تعدادی از اعضای بسیج دانشجویی و نهادهای امنیتی از دانشجویان معترض به كودتا فیلم و عكس تهیه میكردند.
بسیجیان حامی دولت كودتا به ضرب و شتم شدید دانشجویان معترض پرداختند و در پی ادامه درگیری نیروهای حامی كودتا و دانشجویان، كلاسهای درسی عصر روز دوشنبه دانشگاه پیام نور تعطیل شد و بسیاری از دانشجویان به كمك دانشجویان معترض كه تحت محاصره نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیجی حامی كودتا قرار گرفته بودند شتافتند. وضعیت دانشگاه پیام نور و خیابانهای منتهی با این دانشگاه در شهر مشهد امنیتی و ملتهب گزارش شده است.
گزارش های تایید نشده از بازداشت تعدادی از دانشجویان معترض حكایت دارد. اطلاعات و اخبار تكمیلی متعاقبا منتشر خواهد.
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها- حوزه اهواز در استانه فرا رسیدن سیزدهم ابان
متن این بیانیه بدین شرح است:
به نام خدا
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها - حوزه اهواز
در آستانه فرارسیدن سیزدهم آبان ، روز ملی مبارزه با استکبار
سیزدهم آبان سالروز رویدادهایی مهم در تاریخ انقلاب اسلامی ، یعنی تبعید حضرت امام خمینی(ره) توسط رژیم شاه در سال 43 به ترکیه ، کشتار دانش آموزان ودانشجویان در دانشگاه تهران به سال 57 وتسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در سال 58 می باشد.
هر سه رویداد امروز ازسمبل های سیاسی انقلاب اسلامی بشمار می روند. در رویداد اول حضرت امام خمینی با احساس خطر از سیاست های رژیم طاغوت و انحراف آن از باورها وآموزه های اسلامی ؛ بدون توجه به قوانین خود ساخته رژیم ، قیام خود را آغاز وبا حمایت مردم، جنبشی را پایه ریزی نمود که سرانجام رژیم شاهنشاهی را با همه اقتدار نظامی واطلاعاتی اش سرنگون کرد.
در رویداد دوم و در اوج خیزش انقلابی مردم مسلمان ، این دانشجویان ودانش آموزان بودند که پیشگام وپیشرو در مبارزات ملت ایران ؛ سیاست های رژیم را با حرکت های اعتراضی وجنبش فراگیر خود مورد انتقاد قرار دادند ، ولی رژیم با خود داری از پاسخگویی به خواسته ها ی مردم ؛ با اعمال خشونت هر چه بیشتر علیه این حرکت اصلاحی ، فاصله خود را با ملت بیشتر نمود.
در رویداد سوم که پس از انقلاب ودر سال 58 رخ داد؛ دوباره این دانشجویان بودند که با درک محتوای پیام های امام ، دشمن اصلی انقلاب را شناختند وفریاد خود را علیه آن هر چه بیشتر رساتر نمودند و سفارت آمریکا ، کانون حرکت های ضد انقلابی را به کنترل خود در آوردند.
ولی آنچه که امروز موجب تاسف است اینکه حماسه سازانی که امام خمینی کار آنان را " انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول " نامید؛ اکنون در زندان بسر می برند یا به حاشیه رانده شده اند. پرسشی که امروز با آن روبه رو هستیم اینکه اگر عبرت آموزی از گذشته کار انسان های بصیر است؛ چگونه است که دولتمردان ، بلند پایگان نظام وجناح سیاسی حاکم ، عبرت ها ی موجود در این سه رویداد را نادیده گرفته وقدم در راهی گذاشته اند که سر انجام آن بر همگان روشن است.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها - حوزه اهواز بر این باور است که دلسوزی واقعی وعملی نسبت به آینده نظام ومیهن اسلامی ایجاب می کند تا مسئولان با ارزیابی منصفانه از رفتارهای گذشته خود ، این عبرت ها ودرس ها ی تاریخی را بشنوند ودر فرآیندی آرام وقانونی وبا کمترین هزینه به آنها عمل نمایند.
به امید آن روز
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها- حوزه اهواز
( دانشگاه های شهید چمران اهواز ، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز ، کشاورزی ومنابع طبیعی رامین )
آبان-1388
به نام خدا
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها - حوزه اهواز
در آستانه فرارسیدن سیزدهم آبان ، روز ملی مبارزه با استکبار
سیزدهم آبان سالروز رویدادهایی مهم در تاریخ انقلاب اسلامی ، یعنی تبعید حضرت امام خمینی(ره) توسط رژیم شاه در سال 43 به ترکیه ، کشتار دانش آموزان ودانشجویان در دانشگاه تهران به سال 57 وتسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در سال 58 می باشد.
هر سه رویداد امروز ازسمبل های سیاسی انقلاب اسلامی بشمار می روند. در رویداد اول حضرت امام خمینی با احساس خطر از سیاست های رژیم طاغوت و انحراف آن از باورها وآموزه های اسلامی ؛ بدون توجه به قوانین خود ساخته رژیم ، قیام خود را آغاز وبا حمایت مردم، جنبشی را پایه ریزی نمود که سرانجام رژیم شاهنشاهی را با همه اقتدار نظامی واطلاعاتی اش سرنگون کرد.
در رویداد دوم و در اوج خیزش انقلابی مردم مسلمان ، این دانشجویان ودانش آموزان بودند که پیشگام وپیشرو در مبارزات ملت ایران ؛ سیاست های رژیم را با حرکت های اعتراضی وجنبش فراگیر خود مورد انتقاد قرار دادند ، ولی رژیم با خود داری از پاسخگویی به خواسته ها ی مردم ؛ با اعمال خشونت هر چه بیشتر علیه این حرکت اصلاحی ، فاصله خود را با ملت بیشتر نمود.
در رویداد سوم که پس از انقلاب ودر سال 58 رخ داد؛ دوباره این دانشجویان بودند که با درک محتوای پیام های امام ، دشمن اصلی انقلاب را شناختند وفریاد خود را علیه آن هر چه بیشتر رساتر نمودند و سفارت آمریکا ، کانون حرکت های ضد انقلابی را به کنترل خود در آوردند.
ولی آنچه که امروز موجب تاسف است اینکه حماسه سازانی که امام خمینی کار آنان را " انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول " نامید؛ اکنون در زندان بسر می برند یا به حاشیه رانده شده اند. پرسشی که امروز با آن روبه رو هستیم اینکه اگر عبرت آموزی از گذشته کار انسان های بصیر است؛ چگونه است که دولتمردان ، بلند پایگان نظام وجناح سیاسی حاکم ، عبرت ها ی موجود در این سه رویداد را نادیده گرفته وقدم در راهی گذاشته اند که سر انجام آن بر همگان روشن است.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها - حوزه اهواز بر این باور است که دلسوزی واقعی وعملی نسبت به آینده نظام ومیهن اسلامی ایجاب می کند تا مسئولان با ارزیابی منصفانه از رفتارهای گذشته خود ، این عبرت ها ودرس ها ی تاریخی را بشنوند ودر فرآیندی آرام وقانونی وبا کمترین هزینه به آنها عمل نمایند.
به امید آن روز
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها- حوزه اهواز
( دانشگاه های شهید چمران اهواز ، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز ، کشاورزی ومنابع طبیعی رامین )
آبان-1388
۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه
بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت)
"جرم زيدآبادی اين است که متراکمترين واحد اختيارات را به اندکی مسئوليت فراخوانده است"
سازمان دانش آموختگان ايران (ادوارتحکيم وحدت) با صدور هفتمين بيانيه خود پس از کودتاي 22 خرداد، نسبت به تحت فشار قرار گرفتن احمد زيدآبادی، دبيرکل اين سازمان براي اخد اعترافات اجباری پس از بيش از 40 روز بیخبری مطلق از او هشدار داده و همچنين ضمن محکوم کردن حمله به مهدی کروبی و اشاره به صدور احکام سنگين حبس برای فعالان سياسی زندانی، تاکيد کرده است که ملت نخواهد گذاشت فرزندانش سالها در حبس بمانند. متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:
بیش از چهارماه از گروگانگیری احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) می گذرد و عوامل دولت کودتایی که در کلیه قوای حاکمیت و از صدر تا ذیل آن ریشه دواندهاند حتی آداب آدمربایی را نیز رعایت نکرده و فریبکارانه امکان هر گونه تماسی را میان وابستگان و زندانیان برای دهها روز سلب میکنند.
اینک بیش از چهل روز است که هیچ اطلاعی از وضعیت احمد زیدآبادی در دست نیست. در این مدت همسر و فرزندان او بارها به امید ملاقات یا صرفا آگاهی از سلامتی او به زندان و دادگاه مراجعه کردهاند اما هر بار با پاسخی متفاوت از این حق قانونی آنها ممانعت به عمل آمده است و در این شرایط بیم و خوف نسبت به وضعیت جسمانی زیدآبادی بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است.
اما واقعیت این پنهانکاری آن است که احمد زیدآبادی چهل روز است که بار دیگر در مقابل بازجویان و کارشناسان کارگاه توابسازی بند 2الف قامت برافراشته و یکبار دیگر با تحمل مصائب و شکنجههایی که ابعاد آن جز نزد او و خدایاش برای احدی آشکار نیست، حسرت عذرخواهی و نگارش توبهنامه را بر دل عمال دیکتاتوری حاکم گذاشته است، گرچه حاکمانی که حتی از تشخیص منافع خود نیز عاجزند نه تنها از نمایش اعترافات سایر گروگانها سودی نبردند که تنها بر عمق نفرت عمومی نسبت به خویش افزودند و در این میان سرنوشتی شومتر را برای خود رقم زدند.
گناه نابخشودنی احمد زیدآبادی که این چنین مظلومانه بر سر آرمان آزادی و کرامت انسانیاش جانبازی میکند چیزی نیست جز پرسشگری؛ جرم او این است که متراکمترین واحد اختیارات و قدرت را به اندکی مسئولیت و سر سوزنی پاسخ فراخوانده و دریغا در کشوری که قرنها پیش حقوق انسان بر سنگ نوشته و اسطوره مردمان آن جانش را فدای مدارای با مخالفان کرده و از زبان بیلکنت مومنان در برابر حکمرانان سخن گفته است، این چنین با داغ و درفش به پرسشگر پاسخ میدهند.
با این همه سرمستان از باده قدرت باید بدانند که احمد زیدآبادی تنها نیست، امروز یک ملت با حضور خود مشروعیت و تمامیت حاکمیت آنان را با شعارهای پرسشگرانه خود طی تجمعات میلیونی در خیابانها به زیر علامت سوال بزرگی کشاندهاند. موج میلیونی این ملت دیگر جسم نحیف زیدآبادی نیست که ماهها در سلول انفرادیاش بیاندازند و پوزشنامه در مقابل او بگذارند، بلکه این فوج انسانهای آزاده که به راه افتاده است تا برانداختن بساط ظلم و استبداد از حرکت باز نمیایستد.
از سوی دیگر، به تدریج احکام حبس برای فعالان سیاسی دربند صادر شده و بر همین روال باید منتظر صدور احکامی از همین دست برای اعضای زندانی این سازمان یعنی احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی نیز باشیم؛ طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر صدور حکم حبس برای آقایان، دکتر سعید حجاریان، شهابالدین طباطبایی، مسعود باستانی، کیان تاجبخش، هدایت آقایی و ... منتشر شده است. اما این احکام با خود چه پیامی دارند؟
آیا جز این است که ناظران صحنه سیاست در ایران با اطلاع از این احکام به این باور میرسند که آمران و نویسندگان این به اصطلاح آراء قضایی افزون بر بیماری نابینایی در برابر جنایت، دچار توهم قدرت نیز شدهاند؟ و آیا به واقع آنان میپندارند عدد سالهای حبسی را که با گشاده دستی در برابر نام این گروگانها قرار میدهند زمانی کوتاهتر از حکمرانی غاصبانه آنان است؟ آیا چنین برآورد نادرستی در مورد قدرت اراده ملت آزاده ایران دارند که بنشیند و فرزندان مظلوماش سالهایی را در زندان مشتی کودتاچی به سر کنند؟
دولت شاید گمان میکند که با این اقدامات ملتی را ترسانده و به عقب خواهند راند، اما به واقع این خود اوست که بیم فروپاشی سراپای دستگاهاش را به لرزه انداخته و بی محابا به هر اقدام کرده و ناکردهای دست میزند؛ اگر نشانه ترس نیست پس گواه چیست وقتی حکومتی که با ادعای نمایندگی پروردگار در زمین حکمرانی میکند در تاریکی به خانه اسیر دربندش هجوم میبرد و به دستهایی که به سوی آسمان بلند شده درحالی که "یا غیاث المستغیثین" میگویند، دستبند زده و در عتاب و خطاب صغیر از کبیر بازنمیشناسد. این گونه کردار جز اصرار و لجاجت بر گام نهادن در کوره راهی که آغاز آن با خیانت در آراء و ادامه آن با قتل، تجاوز، شکنجه و ... توام شده است، نشانگر چیست؟
چرا حاکمیت مسیر روشن بازیابی اعتماد عمومی را از طریق احقاق حقوق ملت و محاکمه عوامل جنایات اخیر نمیپیماید و دائما در تلاشی نافرجام در پی سرپوش گذاردن بر رفتار ننگین ماموران خود است؟ آیا حمله، تهدید و ایراد جراحت به مهدی کروبی این قهرمان بی بدیل ایران زمین، پرسشهای بیپاسخی را که او مطرح کرد از یادها میبرد؟ آیا حاکمیت با انکار کروبی میتواند جنایات بیسابقهای را که علیه شهروندان خود مرتکب شده است، لاپوشانی کند؟
عدهای که سوابق مزدوری و مشارکت آنان در جنایات پس از انتخابات نزد افکار عمومی روشن است، با مشاهده چراغ سبز از سوی کدام مقام حکومتی چماقها را بالای سر میگردانند و با رکیکترین توهینها به سوی مردی که عمری را در راه مبارزه با استبداد و دفاع از مظلومان گذارده است حملهور میشوند؟ بیدادگرانی که یادآوری وظایف مجلس خبرگان رهبری بر آنها گران آمده و تصور میکردند با پلمپ دفتر و محل فعالیت کروبی، پناهگاهی را به روی قربانیان خویش میبندند هنوز به این واقعیت پی نبردهاند که این سوابق روشن و شخصیت مهدی کروبی است که ملجاء مظلومان شده است نه اسباب و قدرت حکومتی او؟
اینها پرسشهایی است که عالیترین مقامات نظام باید به آن پاسخ گویند.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) بار دیگر با صراحت اعلام میکند که همچنان در کنار اعضای دربند خود احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و سایر اسرای کودتای 22 خرداد ایستاده و لحظهای آنها و خانوادههای گرانقدرشان را تنها نخواهد گذاشت و یقینا سکوت و بیعملی پاسخ خیال باطل صادرکنندگان احکام حبسهای چندساله نبوده و آزادسازی این فرزندان ملت همچنان در اولویت برنامههای سازمان خواهد بود.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)سوم آبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
در پی بی اطلاعی از وضعیت دانشجوی بازدداشتی پس از 45 روز
"گسترش شایعه فوت افتخار برزگریان در بازداشتگاه اطلاعات شهر مشهد"
با گذشت بیش از 45 روز از بازداشت افتخار برزگريان عضو سابق انجمناسلامی دانشجويان دانشگاه فردوسی و علوم پزشكی مشهد، همچنان شبهه در مورد وضعيت سلامتی وی وجود دارد. این فعال دانشجویی زندانی از اولین روز بازداشت تا کنون هیچگونه تماسی با خانواده خود نداشته است.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی افتخار برزگریان كه در انتخابات ریاست جمهوری مشاور ارشد ستاد دانشجویان مهدی كروبی در استان خراسان رضوی بود در اواخر شهریور سال جاری طی یورش نیروهای امنیتی در شهر مشهد دستگیر و به مكان نا معلومی منتقل شد و تاكنون هیچ یك از اعضای خانواده اش موفق به كسب هرگونه اطلاعی در مورد علت بازداشت، وضعیت سلامتی و محل نگهداری وی نشده اند.
در هفته های اخیر شایعاتی مبنی بر مرگ افتخار برزگریان در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد شنیده شد است ولی مسئولین نهادهای امنیتی و قضایی شهر مشهد تا کنون ازارائه هرگونه توضیحی در مورد سلامتی افتخار برزگریان خودداری می کنند و عدم هرگونه تماس تلفنی این دانشجوی زندانی با خانواده اش، شایعه فوت این دانشجوی زندانی را تقویت کرده است.
عدم اجازه تماس تلفنی به این فعال دانشجوی بازداشتی و مبهم بودن علت و مکان بازداشت وی بر شدت نگرانی خانواده وی افزوده است. نگرانی دانشجویان مشهد در مورد سلامتی افتخار برزگریان سبب شده است که این جمله بین فعالین سیاسی و دانشجویی مشهد دهان به دهان بچرخد که "آیا افتخار برزگریان زنده است؟"
۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه
بیانیه دانشجویان آزادی خواه ملی پیرامون حوادث تروریستی اخیر
هم میهنان؛
اکنون که موج حق طلبی ، آزادیخواهی و اعتراض به سیاست های نابجا وسرکوبگرانه دولتمردان در غالب جنبشی ملی و مسالمت آمیز سراسر میهن عزیزمان را در نوردیده و غرور و افتخار را به تمامی ایرانیان بازگردانده است؛ چشم جهانیان به ایران دوخته شده تا نظاره کنند چگونه ملتی در برابر خشن ترین روشها برای سرکوب هر ندای حق طلبانه ای ، به مسالمت آمیز ترین ابزارها متوسل می شوند و آنچه این غرور و آن افتخار را باعث گردیده دقیقاً همین نکته است. بدیهی است هرگاه ملتی برای دستیابی به حقوق خود بپا می خیزد و جنبشی به راه می افتد ، عده ای فرصت طلب نیز که اهدافشان هیچ گونه سنخیتی با منافع ملی و مطالبات ملت ندارد ، سعی بر آن دارند تا از شرایط پیش آمده نهایت سوء استفاده را نموده و از آب گل آلود ماهی دلخواه خود را صید کنند. سازمان های تروریستی و تجزیه طلبانه ای که متأسفانه چند سالی است در کشور ما مشغول به فعالیت های اهریمنی خویش اند و از هر کوششی برای تهدید تمامیت سرزمینی و منافع ملی ایران فروگذار نمی کنند؛از آن جمله اند.
هم میهنان؛
حوادث تروریستی اخیر در کردستان و سیستان و بلوچستان – صرف نظر از توجیهاتی که به حق یا ناحق، از سوی تروریست ها بیان می شود ، زنگ خطری است که باید تمامی دلسوزان این مرز و بوم را به هوش گرداند. براه افتادن موج ترور و خشونت در جامعه به خصوص در شرایطی این چنین حساس ، تنها نتیجه اش که نتیجه محتوم هر کنشی از این دست است ، امنیتی شدن بیش از پیش فضای کشور و بهانه دادن به دست سرکوبگران است . چنین حرکاتی و در عین حال سکوت فعالان ، نخبگان و گروههای مختلف سیاسی و مدنی ، آن هم در شرایطی که نگاه جهانیان به ما دوخته شده است ، چهره ای خشن از ایران نشان خواهد داد و افکار عمومی را نسبت به ایرانیان بدبین می سازد. لذا معتقدیم بر تمامی میهن پرستان و آزادیخواهان با هر گرایش ، ایدئولوژی و مرام است که چنین حوادثی را به شدت محکوم کنند. گروههای تروریستی نیز باید بدانند که این گونه حرکات نه تنها حاصلی برای آنان در کسب وجهه عمومی ندارد ، بلکه تنها حس انزجار ملی را نسبت به ایشان در پی دارد. اگرچه در عین حال معتقدیم حاکمیت نیز با در پیش گرفتن سیاست های نادرست اقتصادی ، مذهبی و سیاسی-اجتماعی در مناطقی که چنین تحرکاتی در آن صورت می گیرد در واقع علت اصلی این وقایع است و هرگونه فرافکنی در نسبت دادن ریشه چنین حوادثی به "دست های پنهان دولت های خارجی" و غیره ، از سوی آگاهان عرصه مسائل ایران پذیرفتنی نیست. اگرچه نشانه هایی از حضور فرصت طلبانه برخی از قدرتهای جهانی و یا منطقه ای در این قبیل حوادث بتوان دید، اما زمینه مساعد برای این مداخلات نیز در پی نا به سامانی های ناشی از ناکارآمدیها پدید آمده است.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
اکنون که موج حق طلبی ، آزادیخواهی و اعتراض به سیاست های نابجا وسرکوبگرانه دولتمردان در غالب جنبشی ملی و مسالمت آمیز سراسر میهن عزیزمان را در نوردیده و غرور و افتخار را به تمامی ایرانیان بازگردانده است؛ چشم جهانیان به ایران دوخته شده تا نظاره کنند چگونه ملتی در برابر خشن ترین روشها برای سرکوب هر ندای حق طلبانه ای ، به مسالمت آمیز ترین ابزارها متوسل می شوند و آنچه این غرور و آن افتخار را باعث گردیده دقیقاً همین نکته است. بدیهی است هرگاه ملتی برای دستیابی به حقوق خود بپا می خیزد و جنبشی به راه می افتد ، عده ای فرصت طلب نیز که اهدافشان هیچ گونه سنخیتی با منافع ملی و مطالبات ملت ندارد ، سعی بر آن دارند تا از شرایط پیش آمده نهایت سوء استفاده را نموده و از آب گل آلود ماهی دلخواه خود را صید کنند. سازمان های تروریستی و تجزیه طلبانه ای که متأسفانه چند سالی است در کشور ما مشغول به فعالیت های اهریمنی خویش اند و از هر کوششی برای تهدید تمامیت سرزمینی و منافع ملی ایران فروگذار نمی کنند؛از آن جمله اند.
هم میهنان؛
حوادث تروریستی اخیر در کردستان و سیستان و بلوچستان – صرف نظر از توجیهاتی که به حق یا ناحق، از سوی تروریست ها بیان می شود ، زنگ خطری است که باید تمامی دلسوزان این مرز و بوم را به هوش گرداند. براه افتادن موج ترور و خشونت در جامعه به خصوص در شرایطی این چنین حساس ، تنها نتیجه اش که نتیجه محتوم هر کنشی از این دست است ، امنیتی شدن بیش از پیش فضای کشور و بهانه دادن به دست سرکوبگران است . چنین حرکاتی و در عین حال سکوت فعالان ، نخبگان و گروههای مختلف سیاسی و مدنی ، آن هم در شرایطی که نگاه جهانیان به ما دوخته شده است ، چهره ای خشن از ایران نشان خواهد داد و افکار عمومی را نسبت به ایرانیان بدبین می سازد. لذا معتقدیم بر تمامی میهن پرستان و آزادیخواهان با هر گرایش ، ایدئولوژی و مرام است که چنین حوادثی را به شدت محکوم کنند. گروههای تروریستی نیز باید بدانند که این گونه حرکات نه تنها حاصلی برای آنان در کسب وجهه عمومی ندارد ، بلکه تنها حس انزجار ملی را نسبت به ایشان در پی دارد. اگرچه در عین حال معتقدیم حاکمیت نیز با در پیش گرفتن سیاست های نادرست اقتصادی ، مذهبی و سیاسی-اجتماعی در مناطقی که چنین تحرکاتی در آن صورت می گیرد در واقع علت اصلی این وقایع است و هرگونه فرافکنی در نسبت دادن ریشه چنین حوادثی به "دست های پنهان دولت های خارجی" و غیره ، از سوی آگاهان عرصه مسائل ایران پذیرفتنی نیست. اگرچه نشانه هایی از حضور فرصت طلبانه برخی از قدرتهای جهانی و یا منطقه ای در این قبیل حوادث بتوان دید، اما زمینه مساعد برای این مداخلات نیز در پی نا به سامانی های ناشی از ناکارآمدیها پدید آمده است.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه
جنبش مسلمانان مبارز وسخنرانان یکم آبان
یکم آبان روز جمعه ساعت30/9
مینو مرتاضی لنگرودی با موضوع نقش زنان و جنبش زنان در جنبش سبزو سخنران دوم: دکتر حبیب الله پیمان خواهد بود که موضوع هفته قبل را ادامه خواهد داد.
آدرس محل تشکیل: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار . خ دولتشادشرقی. جام. تایباد. پ20
اعتراض هزاران دانشجوی شریف به برخورد با معترضان
در پی افزایش فشارها بر دانشجویان فعال سیاسی در دانشگاه صنعتی شریف که به صدور حکم محرومیت از تحصیل برای 6 تن از آنان منجر شده است، بیش از 2500 تن از دانشجویان این دانشگاه با امضای نامهای سرگشاده خواستار لغو احکام محرومیت از تحصیل هم کلاسیهای خود شدند.
به گزارش دانشجویان هواداردردانشگاه شریف دو دانشجوی دیگر در دانشگاه حکم محرومیت از تحصیل به مدت یک نیم سال و ممنوعیت ورود به دانشگاه دریافت کردهاند. به این ترتیب و در حالی که کمتر از یک ماه از آغاز سال تازه تحصیلی میگذرد تعداد دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه شریف به 6 تن رسیده است.
اتهام این دانشجویان شرکت در تجمع هفتم مهر ماه در این دانشگاه است که در اعتراض به حضور کامران دانشجو، وزیر آموزش عالی دولت کودتا در برگزار شد. بنابر حکم کمیته انضباطی، این دانشجویان ضمن آن که برای یک نیم سال از تحصیل محروم شدهاند، در این مدت حق ورود به دانشگاه را نیز ندارند.
در واکنش به این رویداد، بیش از 2500 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف در نامهای خطاب به دکتر سهرابپور، رییس دانشگاه خواستار صدور حکم تبرئه برای این دانشجویان محروم از تحصیل شدهاند. قرار گرفتن چنین تعداد بالایی امضا پای یک نامه که در آن درخواستی صنفی-سیاسی مطرح میشود در تاریخ دانشگاه صنعتی شریف بیسابقه است.
امضا کنندگان نامه «احکام صادره از سوی کمیته انضباطی بدوی برای عدهای از دانشجویان از بین چند صد شرکت کننده تجمع 7 مهر 88 را محکوم کرده و خواستار صدور حکم تبرئه برای این دانشجویان در کمیته انضباطی تجدیدنظر» شدهاند.
40 گروه دانشجویی (اعم از شوراهای صنفی، انجمن های علمی، گروههای فرهنگی و هنری، گروههای فوقبرنامه) دانشگاه صنعتی شریف نیز در خواست مشابهی را از دکتر سهرابپور مطرح کردهاند. هم نظری و همراهی این تعداد از گروههای دانشجویی نیز تاکنون در دانشگاه صنعتی شریف سابقه نداشته است.
به گزارش دانشجویان هواداردردانشگاه شریف دو دانشجوی دیگر در دانشگاه حکم محرومیت از تحصیل به مدت یک نیم سال و ممنوعیت ورود به دانشگاه دریافت کردهاند. به این ترتیب و در حالی که کمتر از یک ماه از آغاز سال تازه تحصیلی میگذرد تعداد دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه شریف به 6 تن رسیده است.
اتهام این دانشجویان شرکت در تجمع هفتم مهر ماه در این دانشگاه است که در اعتراض به حضور کامران دانشجو، وزیر آموزش عالی دولت کودتا در برگزار شد. بنابر حکم کمیته انضباطی، این دانشجویان ضمن آن که برای یک نیم سال از تحصیل محروم شدهاند، در این مدت حق ورود به دانشگاه را نیز ندارند.
در واکنش به این رویداد، بیش از 2500 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف در نامهای خطاب به دکتر سهرابپور، رییس دانشگاه خواستار صدور حکم تبرئه برای این دانشجویان محروم از تحصیل شدهاند. قرار گرفتن چنین تعداد بالایی امضا پای یک نامه که در آن درخواستی صنفی-سیاسی مطرح میشود در تاریخ دانشگاه صنعتی شریف بیسابقه است.
امضا کنندگان نامه «احکام صادره از سوی کمیته انضباطی بدوی برای عدهای از دانشجویان از بین چند صد شرکت کننده تجمع 7 مهر 88 را محکوم کرده و خواستار صدور حکم تبرئه برای این دانشجویان در کمیته انضباطی تجدیدنظر» شدهاند.
40 گروه دانشجویی (اعم از شوراهای صنفی، انجمن های علمی، گروههای فرهنگی و هنری، گروههای فوقبرنامه) دانشگاه صنعتی شریف نیز در خواست مشابهی را از دکتر سهرابپور مطرح کردهاند. هم نظری و همراهی این تعداد از گروههای دانشجویی نیز تاکنون در دانشگاه صنعتی شریف سابقه نداشته است.
بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه رازی در حمایت از دانشجویان
"ﻫﺮ ﺳﺎل ﺑﺎ آﻏﺎز ﻣﺎه ﻣﻬﺮ، ﻣﯿﻠﯿﻮنﻫﺎ ﺗﻦ از دانشآموزان و دانشجویان با شور و نشاط در ﻣﺤﯿﻂﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺣﻀﻮر ﻣﯽﯾﺎﺑﻨﺪ ﺗﺎ از جهل و تاریکی رهایی یابند و ﻣﺮاﺗﺐ و ﻣﺪارج ﻓﻀﻞ و داﻧﺎﯾﯽ را ﺑﮕﺬراﻧﻨﺪ و برای نیل به آیندهای روشن و گشودن ﮔﺮﻫﯽ از ﻣﺸﮑﻼت ﻣﯿﻬﻦ ﺧﻮد تلاش نمایند. ولی با کمال تاسف در دانشگاه رازی سال جدید تحصیلی با بیمهری آغاز گردید و با اتخاذ تصمیمات غیر منطقی، نسنجیده و شتابزده با صدور احکام سنگین از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شاهد محرومیت از تحصیل جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه که نسبت به آینده سیاسی کشور خود حساسیت داشتهاند و در عرصه انتخابات ریاست جمهوری فعال بودهاند هستیم که ذائقه بسیاری از دانشگاهیان را تلخ نموده است."
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه رازی بی تفاوتی نسبت به اینگونه رفتارهای افراطی که قطعاٌ به سود دانشگاه نخواهد بود را جایز نمی داند و ﺑﺎ ﻫـﺪف حفظ آرامش و ﺑـﺎ ﻧـﺸﺎط ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻓﻀﺎی داﻧﺸﮕﺎه و ﺑﺮای ﺑﺮون رﻓﺖ از وﺿﻌﯿﺖ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب کنونی لازم می داند نکات ذیل را به عرض برساند:
الف) ﺑﻪ رﻏﻢ اﻋﺘﺮاﺿﺎت ﺳﺮاﺳﺮی ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت رﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮری ، این اﻧﺠﻤﻦ ، ﺑﺎ درك وﺿﻌﯿﺖ حساس دانشگاه و ﺑﺎ ﻫﺪف آرام ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ اوﺿـﺎع ، از ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ واﮐﻨﺶ اﻋﺘﺮاﺿﯽ ﺣﺘﯽ اﻗﺪام ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﺮای ﻧﺸﺎن دادن ﻧﺎرﺿﺎﯾﺘﯽ ، ﺧﻮد داری نمود و ضمن محکوم نمودن هرگونه تشنج آفرینی و اقدامات غیر قانونی و توام با خشونت، تمامی سعی و تلاش خود را جهت حفظ آرامش در محیط دانشگاه در ایام پس از انتخابات بکار برده است.
ب) دانشگاه در درجه اول دارای یک هویت علمی-فرهنگی است و ﻣﺤﻞ درس وﺑﺤﺚ، ﺗﻮﺟﯿﻪ وﺗﺸﮑﯿﮏ وﻓﺮاﮔﯿﺮی داﻧﺶ ﻫﺎی ﺑﺸﺮی وﻧﻘﺪ وﺑﺮرﺳﯽ آﺧﺮﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾـﺎت ﻋﻠﻤـﯽ اﺳـﺖ و در این مسیر، پرسش گری، نقادی و به ویژه نقد قدرت، سرزندگی و بهره مندی از آزادی های علمی و سیاسی و فضای آرام و شاداب و سرشار از امید و امنیت معنوی و شغلی، لازمه اجتناب ناپذیر چنین کارکردهایی است و این مهم وقتی حاصل می گردد که در دانشگاه مدیرانی دلسوز، وظیفه شناس، کاردان و توانمند حضور داشته باشند و ﺑﺴﺘﺮﻫﺎی ﻻزم از ﺟﻤﻠﻪ تامین آراﻣـﺶ روﺣﯽ را فراهم آورند و از هر گونه اقدام نسنجیده و افراط گرایانه که دانشگاه را از اهداف خود دور نگه می دارد و قطعا دارای تبعات منفی بسیار خواهد بود جدا خودداری نمایند.
ج) انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه رازی بر این نکته اصرار می ورزد که اﺳﺘﻔﺎده ازاهرم هایی نظیر محرومیت از تحصیل ﺑﺮای مقابله با مطالبات دانشجویی، راه ﺣﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ ، ﻋﺎدﻻﻧـﻪ ، ﻣﻔﯿﺪ و ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ. لازم است که مسئولین محترم دانشگاه نسبت به بازنگری و لغو احکام صادره که هیچ تناسبی با تعداد دانشجویان و اقدامات انجام شده ندارد، جهت دانشجویان به عنوان فرزندان معنوی خود و سرمایه های بزرگ آینده کشور اقدام نمایند و زﻣﯿﻨﻪ ﺑﺮوز ﻧﺎرﺿﺎﯾﺘﯽ ﻫﺎی دانشجویی وﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﯿﺮی دانشجویان از مسئولین دانشگاه و گسترش موج ناامیدی به آینده که به صلاح دانشگاه و کشور نیست از بین ببرند و ازخطر فرار یا خروج مغزها و استعدادهای برجسته که متاسفانه از هم اکنون خبرهای ناخوشایند آن به گوش می رسد، پدیدهای که سرمایه گذاریها و زحمات چندین ساله کشور را به باد می دهد جلوگیری گردد.
د) ﻗﺎﻧﻮن ﮔﺮاﯾﯽ اﻣﺮ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪه ای اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻣﺮدم وﻫﻢ ﻣﺴﺌﻮﻻن ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﻪ آن ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗـﺸﻮﯾﻖ ﺑـﺮای ﻋﺎدت دادن به قانون گرایی اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻃﻌﻢ ﺷﯿﺮﯾﻦ اﺟﺮای ﻗﺎﻧﻮن در ﻫﻤﻪ ﻣﻮارد ؛ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﭼﺸﺎﻧﺪه و زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎی ﻗﺎﻧﻮن ﺷﮑﻨﯽ وﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺑﻪ رﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻣﻨﺘﻘﺪان ﺧـﺸﮑﺎﻧﺪه ﺷﻮد. ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ در ﺳﻄﺢ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ، ﺻﺪور ﻣﺠﻮز از ﺳﻮی ﻣﺴﺌﻮﻻن داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺮای ﺑﺮﮔﺰاری ﺗﺠﻤﻌﺎت وﻧﺸﺴﺖ ﻫﺎ ی ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﻗﺮار دادن اﻣﮑﺎﻧﺎت وﺑﻮدﺟﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﻃﻮر ﺑﺮاﺑﺮدر اﺧﺘﯿﺎر ﮐﻠﯿﻪ ﺟﻨﺎح ﻫﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در آراﻣﺶ ودﻟﮕـﺮم ﻧﻤـﻮدن داﻧـﺸﺠﻮﯾﺎن ﺑـﻪ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻫﺎی ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ از اﯾﺸﺎن ، ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ . ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮان ﺗﺸﮑﻞ ﻫﺎی ﻣﻌﺘﺮض در داﻧﺸﮕﺎه را ﺑﻪ رﻋﺎﯾﺖ ﻗـﺎﻧﻮن واداﺷـﺖ وﻟﯽ ﺑﻪ آﻧﺎن اﺟﺎزه ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ وﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺪاد که خود مصداق عدم التزام به قانون است. محروم کردن جامعه از برکات نقد خیرخواهانه به گسترش فضای یاس و ناامیدی در حیات اجتماعی کشور منجر خواهد شد.
امید است در سال تحصیلی جدید شاهد افزایش تحرک و پویایی کلیه دانشگاهیان در زمینه های آموزشی و پژوهشی وافزایش کیفیت خدمات دانشجویی باشیم و دانش آموختگان دانشگاه با توشه قوی و پربار و خاطره ای شیرین و آموزنده دانشگاه را ترک نمایند واز دانشجویان عزیز نیز انتظار دارد با هوشیاری و تدبیر، دانشگاه را زنده و شاداب نگه دارند و خود نگهبان این محیط مقدس باشند و بهانه به دست افراط گرایان ندهند.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه رازی
جان دکتر محمد ملکی درخطر است
با وجود آنکه نزدیک به دو ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی میگذرد، تاکنون تنها یک بار اجازه ملاقات به خانواده وی داده شده است و اکنون بیش از 35 روز است که خانواده و وکلای دکتر ملکی اطلاعی از وضعیت نگران کننده سلامتی وی ندارند.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از خانواده دکتر ملکی، در چندین تماس تلفنی کوتاه نیز که تاکنون وی با خانواده داشته است، صدای لرزان و ضعیف او نشان از وخامت وضعیت سلامتیاش داشته و این در حالی است که حدود دو هفته است حتی اجازه تماس تلفنی نیز به وی داده نشده است.
در پی مراجعه مکرر وکلا به دادگاه انقلاب و زندان اوین مشخص شده است که قاضی پرونده دکتر ملکی (قاضی سبحانی) و همچنین معاون امنیت دادگاه انقلاب (قاضی حداد) که آمر بازداشت وی بوده است و بسیاری دیگر از مقامات قضایی مرتبط، همگی تغییر کردهاند و در نتیجه مسئولیت پاسخگویی درباره پرونده ایشان مشخص نیست و ظاهرا بازجوی پرونده تنها مقام تصمیم گیر است.
خانواده دکتر ملکی بشدت نگران خطرات تهدید کننده جان او است و بار دیگر با یادآوری نیاز فوری به اقدامات درمانی، تاکید کرده است که هر چه زودتر لازم است وی را آزاد و یا در بیمارستان دی و تحت نظر پزشکان متخصص خود بستری نمایند. این خانواده بار دیگر هشدار میدهد که نگهداری دکتر محمد ملکی در زندان مصداق شکنجه این بیمار کهن سال است و وقوع هر گونه اتفاق ناگواری برای وی ناشی از قصد قبلی مقامات عالی جمهوری اسلامی در ممانعت عمدی از درمان دکتر ملکی است.
دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز نیز به نوبه خود به مرتجعان و زالوصفتان هشدار می دهد که نسبت به عواقب کار خودشان اندیشه کنند زیرا هر گونه وخامت حال دکتر ملکی و هرگونه پیشامدی در زندان مستقیما برعهده مسئولان حکومتی ودرراس آن رهبر حکومت است.
۱۳۸۸ مهر ۲۸, سهشنبه
مبارزات جوانان جنبش سبز علنی تر می شود
به نظر می رسد تمام تمهیدات و تلاشهای کودتاچیان برای ایجاد ترس در بدنه جنبش سبز و توقف حرکت این جنبش به تدریج بی اثر میشود.
پس از حضور جوانان جنبش سبز مقابل غرفه روزنامه حامی کودتا و سبز کردن این غرفه، به گزارش خبرنگار "موج سبز آزادی" دیروز و امروز جمعی از جوانان اقدام به توزیع اعلامیه های دعوت به 13 آبان در برخی از تقاطع های پر رفت و آمد شهر تهران کردند.
این فعالیت ها که هر روز عیان تر و آشکارتر دنبال می شود، نشان از درماندگی کودتاچیان در برابر جنبش سبز دارد. در هفته ها و ماههای گذشته کودتاچیان سعی کردند با روشهای مختلفی مانند اعلامیه های تهدید آمیز سپاه قبل از روز قدس، انتشار اخبار دستگیری جوانان در سطح گسترده، تهدیدات مقامات قضایی، صدور حکم اعدام برای برخی متهمان و برخورد فیزیکی با مردم در تجمعات قانونی و مواردی از این دست سعی در ایجاد خفقان و سرکوب جنبش داشتند.
اما تنوع، سادگی و در عین حال گستردگی فعالیتهای جوانان موج سبز که به نوعی در راستای توصیه مهندس موسوی به اینکه "هر کس به هر قسمی که می تواند به راه سبز امید کمک برساند" می باشد، نیروهای کودتا را با درماندگی مواجه کرده است. در همین راستا گسترش اعتراضات دانشجویی در سطح دانشگاههای کشور نیز بر مشکلات کودتاچیان افزوده است.
پس از حضور جوانان جنبش سبز مقابل غرفه روزنامه حامی کودتا و سبز کردن این غرفه، به گزارش خبرنگار "موج سبز آزادی" دیروز و امروز جمعی از جوانان اقدام به توزیع اعلامیه های دعوت به 13 آبان در برخی از تقاطع های پر رفت و آمد شهر تهران کردند.
این فعالیت ها که هر روز عیان تر و آشکارتر دنبال می شود، نشان از درماندگی کودتاچیان در برابر جنبش سبز دارد. در هفته ها و ماههای گذشته کودتاچیان سعی کردند با روشهای مختلفی مانند اعلامیه های تهدید آمیز سپاه قبل از روز قدس، انتشار اخبار دستگیری جوانان در سطح گسترده، تهدیدات مقامات قضایی، صدور حکم اعدام برای برخی متهمان و برخورد فیزیکی با مردم در تجمعات قانونی و مواردی از این دست سعی در ایجاد خفقان و سرکوب جنبش داشتند.
اما تنوع، سادگی و در عین حال گستردگی فعالیتهای جوانان موج سبز که به نوعی در راستای توصیه مهندس موسوی به اینکه "هر کس به هر قسمی که می تواند به راه سبز امید کمک برساند" می باشد، نیروهای کودتا را با درماندگی مواجه کرده است. در همین راستا گسترش اعتراضات دانشجویی در سطح دانشگاههای کشور نیز بر مشکلات کودتاچیان افزوده است.
همچنان 30 دانشجو خوابگاه دانشگاه تهران ممنوع الورودند
وضعیت حدود ۸۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران که از ورود به خوابگاه منع شده بودند توسط معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران اعلام شد.
سید مهدی قمصری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این خبر گفت: حکم ممنوع الورود بودن به خوابگاه در کل برای ۸۰ نفر از دانشجویان صادر شده بود. وضعیت این دانشجویان در یک مرحله در کمیته انضباطی بررسی شد که بر اساس آن برای ۵۰ نفر از این دانشجویان تعیین تکلیف شد و مقرر شد که ممنوعیت ورود این ۵۰ نفر با اخذ تعهد کان لم یکن تلقی شود و بتوانند از خوابگاه استفاده کنند.وی خاطرنشان کرد: تعیین تکلیف بقیه افراد (حدود ۳۰ نفر) منوط به طی شدن مسیر لازم در کمیته انضباطی است.معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران افزود: افرادی که تعیین تکلیف شده اند و با اخذ تعهد امکان استفاده از خوابگاه را دارند افرادی بودند که سابقه قبلی نداشتند و نظر کمیته انضباطی نیز بر این بود که با اخذ تعهد این امکان فراهم شود تا پرونده آنها به سوی صدور حکم نرود و سابقه ای برای آنها ایجاد نشود.قمصری اضافه کرد: عده ای که سابقه قبلی داشته یا تخلفات سنگین تری به آنها نسبت داده بودند جهت اثبات نیاز به رسیدگی بیشتری دارد بنابراین مقرر شد مراحل احضار، اخذ دفاعیه و مراحلی که لازم است در کمیته انضباطی طی شود و سپس تعیین تکلیف صورت گیرد.
۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه
تسلیت میرحسین موسوی به بازماندگان حادثه تروریستی در زاهدان
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر شهادت تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران و دیگر افراد بیگناه در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان مردم ما را متاثر کرده است. خشونت لجام گسیختهای که تعصب و قشریگری در مرزهای شرقی کشور ما بر انگیخته است جا دارد این تامل را در ما برانگیزد که بذرهایی از این نوع در هر کجا و هر زمان که کاشته شوند به فاصله چند سال چه بحران های ریشهداری را شکل میدهند و چگونه مجال زندگی را بر انسانها تنگ میکنند.
وظیفه ملی همه ایرانیان از هر قشر و قومیتی است که اجازه صدور بحرانهایی که هنوز به خارج از مرزهای ما تعلق دارند را به خاک خود ندهند. امنیت، وحدت و تمامیت ارضی کشور ودیعهای بزرگ است که همه ما در زمینه حراست از آن در برابر نسلهای آینده مسئولیت داریم.
اینجانب ضمن محکوم کردن حادثه تروریستی اخیر برای شهیدان آن رحمت و مغفرت و برای بازماندگانشان صبر و اجر از خداوند مسئلت میکنم.
وظیفه ملی همه ایرانیان از هر قشر و قومیتی است که اجازه صدور بحرانهایی که هنوز به خارج از مرزهای ما تعلق دارند را به خاک خود ندهند. امنیت، وحدت و تمامیت ارضی کشور ودیعهای بزرگ است که همه ما در زمینه حراست از آن در برابر نسلهای آینده مسئولیت داریم.
اینجانب ضمن محکوم کردن حادثه تروریستی اخیر برای شهیدان آن رحمت و مغفرت و برای بازماندگانشان صبر و اجر از خداوند مسئلت میکنم.
تعویض سنگ قبر عزت الله ابراهیم نژاد، شهید راه آزادی 18 تیر78
به گزارش هواداران سنگ قبر شهید عزت الله ابراهیم نژاد از شهدای راه ازادی در واقعه 18 تیر 78 بدون اجازه
خانواده آن شهید و شبانه تعویض شده است.
به گزارش هوادار مقیم در این شهر ؛ سنگ قبر ان شهید بزرگوار با عنوان شهید و کشته شه 18 78 نوشته شده بوده
که به جایش نوشته اند درگذشت در 19 تیر
واقعا این ایادی کجای کارند که از نوشته بر روی یک سنگ قبر نیز در هراس اند. اینها به کجا می خواهند پناه برند.
۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه
زندگی عاشقانه و همسویی سیاسی و فرهنگی موسوی و رهنورد کانون حمله بنگاه های شایعه پراکنی
پس از انتشار اخبار خانوادگی در باره یکی از همکاران دولت دهم که در چند روز گذشته توجه زیادی را در رسانههای داخلی و خارجی، به خود جلب کرده، تعدادی از رسانههای وابسته به دولت با شتابزدگی زیاد دست به انتشار شایعات سیاسی خانوادگی در باره زهرا رهنورد و میرحسین موسوی زدند.
یکی از افراد نزدیک به میرحسین موسوی در این باره میگوید: "همسویی و مشایعت شتابزده برخی از رسانههای وابسته به مراجع رسمی در انتشار شایعات سراسر كذب و نازل از جنس سیاسی خانوادگی جالب توجه به نظر میرسد. ادعاهای روزنامه الجزیره كه شباهت زیادی به نشریات مبتذل و زرد دارد و این روزها تبدیل به بنگاه دروغ پراكنی و شایعه پردازی شده، پدیده تازه ای نیست، اما انتشار اخباری مبنی بر طلاق مهندس موسوی و دكتر رهنورد و منازعات ادعایی بین آنها كه از قضا برای برخی خبرگزاری های رسمی وابسته به دولت سوژه جالبی بوده و با ذوق زدگی و دست پاچگی مبادرت به انتشار آن کردهاند ابهامات و تردیدهای جدی را در باره مدیریت این رسانه ها بوجود می آورد."
وی در ادامه اظهار داشت: "دلائل همسویی خبرگزاری دولتی ایرنا با برخی بنگاه های خبری كه حمایت بی شائبه و خوش خدمتی آنها نسبت به اسرائیل و استكبار برکسی پوشیده نیست، در این شرایط زمانی چه معنایی جز این دارد که برخی برای لكه داركردن رقیب و بلكه تاكتیك همسان سازی در بدیل یكی از مشاوران دولت از دروغ های شاخدار و سست بنیان، حتی به نقل از یكی از نامشروع ترین رسانه ها ابائی ندارند."
این فرد آگاه سپس گفت: "بازتولید شایعه های زرد سیاسی خانوادگی در حالی توسط رسانه های رسمی و دولتی انجام می شود که بسیاری از متعهدان به اخلاق سیاسی و رسانه ای در هفته های اخیر از گسترش فضای دروغ و تهمت و تشویش اذهان و شایعه پردازی اظهار نگرانی کرده و همه افراد و گروهها را از آن برحذر داشته اند. در چنین شرایطی انتظار می رفت رسانه هایی كه از بیت المال ارتزاق می كنند بیش از دیگران پایبندی خود را به ارزش ها و اصول اخلاقی نشان دهند."
خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا )به نقل از یک روزنامه چاپ عربستان(الجزیره) که ربطی به تلویزیون "الجزیره" قطر ندارد نوشته است: "اختلافات بین "محمود احمدی نژاد" رییس جمهورایران و "میر حسین موسوی"رقیب سرسخت وی در انتخابات دهم اکنون به حدی زندگی خانوادگی موسوی را تحت تاثیر قرار داده که همسر وی حاضر نشده زندگی کردن در کنار موسوی را حتی برای لحظه ای ادامه دهد."!
شایعه های مربوط به اختلافات خانوادگی مهندس موسوی در حالی منتشر شده، که در چند ماهه اخیر بویژه در اوج فعالیتهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری دهم حمایت و همسویی سیاسی و فرهنگی مهندس موسوی و دكتر رهنورد مورد توجه اقشار مختلف جامعه بویژه زنان و جوانان قرار گرفته است. بسیاری از چهره های شناخته شده و نام آشنا نیز از سالهای دور تاکنون از آنها به عنوان یك زوج نمونهٴ مسلمان انقلابی یاد کرده اند که به عنوان یك مدل موفق از زندگی عاشقانه و مكتبی مطرح بوده و خواهد بود.
دکتر علی شریعتی یکی از این افراد است که سی و چند سال پپیش قبل از یکی از سخنرانی هایش در حسینیه ارشاد از مخاطبانش خواست تا از نمایشگاه نقاشی یک زوج جوان و موفق در راهروهای حسینیه ارشاد دیدن کنند. زوجی که شریعتی آینده آنها را درخشان توصیف کرد. آن زوج میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بودند.
برگرفته از: پایگاه اینترنتی کانون زنان ایرانی
یکی از افراد نزدیک به میرحسین موسوی در این باره میگوید: "همسویی و مشایعت شتابزده برخی از رسانههای وابسته به مراجع رسمی در انتشار شایعات سراسر كذب و نازل از جنس سیاسی خانوادگی جالب توجه به نظر میرسد. ادعاهای روزنامه الجزیره كه شباهت زیادی به نشریات مبتذل و زرد دارد و این روزها تبدیل به بنگاه دروغ پراكنی و شایعه پردازی شده، پدیده تازه ای نیست، اما انتشار اخباری مبنی بر طلاق مهندس موسوی و دكتر رهنورد و منازعات ادعایی بین آنها كه از قضا برای برخی خبرگزاری های رسمی وابسته به دولت سوژه جالبی بوده و با ذوق زدگی و دست پاچگی مبادرت به انتشار آن کردهاند ابهامات و تردیدهای جدی را در باره مدیریت این رسانه ها بوجود می آورد."
وی در ادامه اظهار داشت: "دلائل همسویی خبرگزاری دولتی ایرنا با برخی بنگاه های خبری كه حمایت بی شائبه و خوش خدمتی آنها نسبت به اسرائیل و استكبار برکسی پوشیده نیست، در این شرایط زمانی چه معنایی جز این دارد که برخی برای لكه داركردن رقیب و بلكه تاكتیك همسان سازی در بدیل یكی از مشاوران دولت از دروغ های شاخدار و سست بنیان، حتی به نقل از یكی از نامشروع ترین رسانه ها ابائی ندارند."
این فرد آگاه سپس گفت: "بازتولید شایعه های زرد سیاسی خانوادگی در حالی توسط رسانه های رسمی و دولتی انجام می شود که بسیاری از متعهدان به اخلاق سیاسی و رسانه ای در هفته های اخیر از گسترش فضای دروغ و تهمت و تشویش اذهان و شایعه پردازی اظهار نگرانی کرده و همه افراد و گروهها را از آن برحذر داشته اند. در چنین شرایطی انتظار می رفت رسانه هایی كه از بیت المال ارتزاق می كنند بیش از دیگران پایبندی خود را به ارزش ها و اصول اخلاقی نشان دهند."
خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا )به نقل از یک روزنامه چاپ عربستان(الجزیره) که ربطی به تلویزیون "الجزیره" قطر ندارد نوشته است: "اختلافات بین "محمود احمدی نژاد" رییس جمهورایران و "میر حسین موسوی"رقیب سرسخت وی در انتخابات دهم اکنون به حدی زندگی خانوادگی موسوی را تحت تاثیر قرار داده که همسر وی حاضر نشده زندگی کردن در کنار موسوی را حتی برای لحظه ای ادامه دهد."!
شایعه های مربوط به اختلافات خانوادگی مهندس موسوی در حالی منتشر شده، که در چند ماهه اخیر بویژه در اوج فعالیتهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری دهم حمایت و همسویی سیاسی و فرهنگی مهندس موسوی و دكتر رهنورد مورد توجه اقشار مختلف جامعه بویژه زنان و جوانان قرار گرفته است. بسیاری از چهره های شناخته شده و نام آشنا نیز از سالهای دور تاکنون از آنها به عنوان یك زوج نمونهٴ مسلمان انقلابی یاد کرده اند که به عنوان یك مدل موفق از زندگی عاشقانه و مكتبی مطرح بوده و خواهد بود.
دکتر علی شریعتی یکی از این افراد است که سی و چند سال پپیش قبل از یکی از سخنرانی هایش در حسینیه ارشاد از مخاطبانش خواست تا از نمایشگاه نقاشی یک زوج جوان و موفق در راهروهای حسینیه ارشاد دیدن کنند. زوجی که شریعتی آینده آنها را درخشان توصیف کرد. آن زوج میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بودند.
برگرفته از: پایگاه اینترنتی کانون زنان ایرانی
۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه
تشنج کشیده شدن تجمعات دانشجویان واحد تهران مرکز
فعالان دانشجويی می گويند: تجمع مسالمت امیز دانشجويان دانشکده فنی، دانشگاه آزاد واحد «تهران مرکزی» روز سه شنبه ۲۱ مهرماه با حمله نیروهای بسیج به خشونت کشيده شده است.يک فعال دانشجويی دانشگاه آزاد واحد مرکز تهران در اين باره به راديو فردا گفت: نيروهای بسيجی روز شنبه با گاز فلفل و اشک اور به تجمع مسالمت آميز دانشجويان اين دانشکده حمله کرده و تعدادی از دانشجويان را مضروب کرده اند.اين فعال دانشجويی که نخواست نامش فاش شود، افزود: تعداد نيروهای بسيجی که از دانشگاه های امبير کبير، علم صعنت و تهران با اتوبوس به اين دانشکده اورده بودند در حدود صد نفر بود، ولی در حدود دو هزار نفر از دانشجويان پس از تعطيلی کلاس در ساعت دوازده ظهر در تجمع در حیاط دانشکده حاضر بودند.اين فعال دانشجويی همچنين گفته است: از چند روز پيش قرار بود که تجمع اعتراضی در اين دانشکده برگزار شود و همزمان روز سه شنبه مراسمی توسط بسيج دانشجويی در نمازخانه دانشکده به مناسبت «شهادت امام ششم شيعيان» برگزار شد که به هنگام پايان اين مراسم انها با امدن به حياط دانشگاه، شعارهايی مانند «مرگ بر منافق» عليه تجمع دانشجويان سردادند.به گفته اين فعال دانشجويی، در مقابل دانشجويان دانشکده فنی با شعار هايی مانند «بسيجی حيا کن دانشگاه را رها کن» و «بسيجی واقعی، همت بود و باکری» به شعارهای آنها پاسخ دادند.اين فعال دانشجويی می گويد : نيروهای بسيج دانشجويی در اين لحظه با حمله به دانشجويان تعدادی از آنها را ربوده و مورد ضرب و شتم قرار می دهند. اما به دليل جمعيت زياد دانشجويان معترض نيروهای بسيج دانشجويی مجبور به عقب نشينی می شوند.به گفته فعالان دانشجويی دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی کلاس های عصر اين دانشکده را تعطيل کرده است و هم اکنون نيروهای ضد شورش پليس به همراه «لباس شخصی ها»در خيابان های اطراف اين دانشکده حضور چشم گير دارند.اين فعالان می گويند نيروهای پليس دانشجويانی که از دانشگاه خارج می شوند را متوقف کرده و موبايل های انها را بازرسی می کنند.به گفته اين دانشجويان دست کم ده دانشجو در حوادث روز سه شنبه اين دانشکده فنی دانشگاه آزاد مجروح شده اند.خبرنامه امبير کبير، نيز گزارش داده است که حدود دو هزار دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهران سومين تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. اما در ادامه اين تجمع دانشجويان با اسپری فلفل و گاز اشکاور مورد حمله قرار گرفته اند.در حالی که یک وب سایت خبری از بازداشت یک دانشجو خبر داده است، آمار مشخصی از دانشجويان بازداشت شده در دست نیست.آزا اغاز فصل تحصيلی جديد، دانشگاه های تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد برگزاری تظاهرات مسالمت اميز دانشجويان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری بوده است. تجمع های مشابه ای در دانشگاه تهران و شريف نيز برگزار شده است.
طوماردانشجویان علم وصنعت برای بازگشت دانشجویان ممنوع الورود
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران با جمع آوری طوماری خواهان بازگشت دانشجویان ممنوع الورود به دانشگاه و ادامه تحصیل آنها شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، میلاد ابراهیمی، علی اسداللهی، سجاد حسینی فخر، سجاد درویش، پویا شریفی و حمیدرضا صحرائی 6 دانشجویی هستند که تابستان امسال پس از صدور احکام سنگین دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات، به دانشگاه علم و صنعت نیز ممنوع الورود گشته اند.در عین حال از هفته پیش همه روزه در سلف غذاخوری دانشگاه علم و صنعت فریاد "الله اکبر" در اعتراض به احکام سنگین کمیته انضباطی طنین انداز می شود.گفتنی است در سراسر دانشگاه نیز برچسب هایی که بر روی آنها "دوستان ما را به دانشگاه باز گردانید" نوشته شده ، به چشم می خورد.
۱۳۸۸ مهر ۲۱, سهشنبه
(با 500 هزار تومان چک پول از کسانی که مردم را به خاک و خون کشیدند قدردانی به عمل امد
به گزارش سلام نیوز، بر روي چك اين مبلغ كه از سوي امور مالي وزارت صنايع (زیر نظر محرابیان خواهرزاده احمدی نژاد) صادر شده است نوشته شده ”به خاطر كنترل حوادث بعد از انتخابات“.
كاركنان بسيجي وزارت صنايع و معادن به دليل آنچه كمك آنها به كنترل حوادث بعد از انتخابات ناميده شده است پاداش 500 هزار توماني دريافت كردند.به گزارش سلام امور مالي وزارت صنايع و معادن به دستور مقامات ارشد اين وزارتخانه براي كاركنان بسيجي اين نهاد كه در حوادث بعد از انتخابات فعال بودند و با معترضين برخورد مي كردند مبلغ 500 هزار تومان پاداش در نظر گرفته است.جالب آنكه بر روي چك اين مبلغ كه از سوي امور مالي وزارت صنايع صادر شده است نوشته شده ”به خاطر كنترل حوادث بعد از انتخابات“.اين اقدام وزارت صنايع مورد اعتراض ديگر كاركنان اين وزارتخانه قرار گرفت.
منبع: سلام نیوز
نامعلومی وضعیت پیمان عارف
کمیته گزارشگران حقوق بشر- پیمان عارف، فعال دانشجویی که در مدت بازداشت خود تنها یک بار موفق به ملاقات کابینی با خانواده اش شده است، از هفته گذشته توسط ریاست زندان اوین ممنوع الملاقات شد. هفته گذشته، "صداقت" رئیس زندان اوین در دستوری به عباسی رئیس اندرزگاه 8، ملاقات این فعال دانشجویی با خانواده اش را موکول به دستور شخصی خود نمود. پیمان عارف پیرو اطلاع از این مسأله در نامه ای درخواست ملاقات خود را به رئیس زندان ارسال کرد، با این حال به او گفته شده است که این نامه می بایست از طریق خانواده اش به زندان تحویل داده شود. همچنین این فعال دانشجویی در مدت 110 روز بازداشت خود، از حق ملاقات با وکیلش محروم بوده است. طبق مواد 180 تا 197 آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی مصوب 9 دی ماه 84، استفاده از امکان ملاقات به صورت تلفنی، حضوری و خصوصی از حقوق غیرقابل سلب هر زندانی محسوب می شود.
۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه
lمیرحسین موسوی در منزل شیخ اصلاحات
ميرحسين موسوى و مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات رياست جمهورى در ايران از سركوب معترضان به شدت انتقاد كردند.به گزارش پايگاه اطلاع رسانى حزب اعتماد ملى، ميرحسين موسوى، نخست وزیر پیشین ایران روز شنبه به منزل مهدى كروبى، رییس سابق مجلس شورای اسلامی رفت و با وى درباره رويدادهاى پس از انتخابات به رايزنى پرداخت. ديدار این دو کاندیدای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری با حضور خبرنگاران برگزار شد. ابتدا مهدى كروبى در سخنانى با ابراز تاسف از «رفتار هاى پس از انتخابات» آن را دور از شان نظامى دانست كه «امام راحل آن را پايه گذارى كرده بود.»
بیشتر بخوانید:
· خاتمی: مطمئن باشید مردم از راه خود برنمیگردند
· مقام سپاه: موسوی، خاتمی و کروبی باید مجازات شوند
دبير كل حزب اعتماد ملى همچنين برخوردهاى صورت گرفته با «نيروهاى انقلاب و دانشجويان» را «عجيب و غريب» خواند و از رهبران جمهورى اسلامى خواست، «مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آيندگان به نيكى از آنها ياد كنند.»مهدى كروبى همچنين در پاسخ به انتقادهاى «برخى از نظاميان همچون فرمانده سپاه از اصلاحطلبان» اظهار داشت: «چه كسى سخنان تند مى گويد ما يا شما؟ چه كسى برخوردهاى تند را سرلوحه كارهاى خود قرار داده است ما يا شما؟»وى با اشاره به شركت انبوه معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در تظاهرات روز قدس و واكنش برخى از مقامهاى جمهورى اسلامى نسبت به شعارهاى معترضان اظهار داشت: «عموم كسانى كه به دعوت ما به اين مراسم آمدند، شعارى هايى كه دادند دررابطه با ايران و كشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمى توان به مردم گفت كه نگران كشور خود نباشيد... آقايان توضيح دهند كه چه اتفاقى در كشور افتاده است كه روز فلسطين ناگهان مردم دو دسته مى شوند و عده اى نگرانى هاى خود را در شعارهايشان بازتاب مى دهند؟»مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات اظهار داشت: « برخى درباره انتخابات به گونهاى سخن مى گويند كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. نه خانى رفته نه خانى آمده است. مى گويند تقلب نشده است. آخر چرا اين حرف ها را به مردم مى زنيد؟ يعنى مردم نمى دانند كه چه برسرشان آمده است؟ پس اين اعتراضات چيست؟»وى همچنين خطاب به مقامهاى جمهورى اسلامى و حاميان محمود احمدىنژاد گفت: « اگر راست مىگوييد در برابر دهها ساعت انكار تقلب در رسانه ملى و فشار بر زندانيان بيگناه براى اعتراف، به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون دلايل و مدارک خود را ارايه دهيم.»ميرحسين موسوى: دانشجويان پاسخ مىخواهندميرحسين موسوى ديگر نامزد معترض به نتايج انتخابات در ايران نيز در سخنانى با اشاره به در پيش بودن سيزده آبان سالگرد اشغال سفارت آمريكا در تهران در سال ۱۳۵۸ توسط گروهى از دانشجويان از اين رويداد با عنوان يک «حماسه» ياد كرد و افزود: « كسانى كه آن حماسه را آفريدند ، امروز در گوشههاى زندان هستند و اين طنز تلخى است كه اين روزها متاسفانه رخ داده است و من نمى دانم كه چرا اين مسايل و اين اتفاقات در حال روى دادن است و چرا بايد با نيروهاى مومن انقلاب چنين كنند.»ميرحسين موسوى همچنين با نمايشى خواندن برگزارى دادگاه براى شمارى از فعالان سياسى و بازداشتشدگان در رويدادهاى پس از انتخابات، خطاب به مقامهاى جمهورى اسلامى گفت: « چه نتيجه اى از اين نمايش عايد شما شد؟ آيا به دنبال برگزارى دادگاه تفتيش عقايد هستيد؟ آيا متوجه اثرات منفى آن در جامعه هستيد؟»وى «برخى نهادهاى قدرت» در جمهورى اسلامى را به «سواستفاده از دارايىهاى مالى كشور» متهم كرده و نسبت به «ابهام در واگذارى سهام مخابرات و منابع تامين ۸۰۰۰ ميليارد تومان هزينه خريد آن از سوى سپاه پاسداران» ابراز تاسف كرد.ميرحسين موسوى همچنين تلويحاً به مقايسه جمهورى اسلامى با حكومت اتحاد جماهير شوروى پيشين پرداخت و اظهار داشت:«در مقطعى افرادى بر سركار آمدند و تلاش كردند، نيروهايى را كه انقلاب كرده بودند حذف كنند. در كتاب ها و عكسهاى انقلاب خود، نقش آفرينان انقلاب را حذف كردند و تلاش كردند با جعل تاريخ ، تاريخ ديگرى را براى مردم خود و دنيا بيافرينند. حكومت آنها برچيده شد، تاريخ نگاران آمدند و تاريخ واقعى را نگاشنتد.»وى نيز صدا و سيماى جمهورى اسلامى را به تلاش براى تخريب چهره معترضان متهم كرده و افزود:«.سه، چهارماه است كه عليه بنده و آقاى كروبى و افراد ديگرى كه از ما حمايت مىكردند، به صورت يك طرفه در صدا و سيما و رسانههاى خود دورغ مىپراكنند و ما را تخريب مىكنند. آيا ما حق نداريم در صدا و سيما از خود دفاع كنيم؟»وى با انتقاد شديد از حاميان دولت به خاطر استفاده از تريبون صدا و سيما براى تخريب مخالفان اظهار داشت: «خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستيد چرا نگران حضور ما در سيما هستيد يا چرا از حضور كارشناسان ما در سيما خود دارى مى كنيد؟ اگر صادقانه سخن مى گوييد ميزگردى را با حضور كارشناسانى از ما و خودتان برگزار كنيد تا دو طرف سخن خود را بگويد.»به گفته ميرحسين موسوى، آيت الله شاهرودى رييس پيشين قوه قضاييه به وى پيشنهاد برگزارى تجمعى قانونى را داده بود كه با موافقت شوراى عالى امنيت ملى نيز روبرو شده بود. ولى در نهايت با درخواست كتبى وى مخالفت شده است.ميرحسين موسوى با انتقاد از «رواج دروغ در ميان برخى مسوولان» افزود: «مدام اطلاعات غلط به مردم مىدهند و فكر مىكنند كه مردم باور مى كنند. همين تعداد كشتههاى پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مى گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخى بسيج شدند تا وانمود كنند كه تقلبى صورت نگرفته است.»ميرحسين موسوى در پايان با اشاره به اين كه نمىتوان پرسشهاى مردم و دانشجويان را بىپاسخ گذاشت، ابراز اميدوارى كرد، «دلسوزان نظام تدبير كنند و مشكلات بوجود آمده را حل كنند.»
بیشتر بخوانید:
· خاتمی: مطمئن باشید مردم از راه خود برنمیگردند
· مقام سپاه: موسوی، خاتمی و کروبی باید مجازات شوند
دبير كل حزب اعتماد ملى همچنين برخوردهاى صورت گرفته با «نيروهاى انقلاب و دانشجويان» را «عجيب و غريب» خواند و از رهبران جمهورى اسلامى خواست، «مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آيندگان به نيكى از آنها ياد كنند.»مهدى كروبى همچنين در پاسخ به انتقادهاى «برخى از نظاميان همچون فرمانده سپاه از اصلاحطلبان» اظهار داشت: «چه كسى سخنان تند مى گويد ما يا شما؟ چه كسى برخوردهاى تند را سرلوحه كارهاى خود قرار داده است ما يا شما؟»وى با اشاره به شركت انبوه معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در تظاهرات روز قدس و واكنش برخى از مقامهاى جمهورى اسلامى نسبت به شعارهاى معترضان اظهار داشت: «عموم كسانى كه به دعوت ما به اين مراسم آمدند، شعارى هايى كه دادند دررابطه با ايران و كشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمى توان به مردم گفت كه نگران كشور خود نباشيد... آقايان توضيح دهند كه چه اتفاقى در كشور افتاده است كه روز فلسطين ناگهان مردم دو دسته مى شوند و عده اى نگرانى هاى خود را در شعارهايشان بازتاب مى دهند؟»مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات اظهار داشت: « برخى درباره انتخابات به گونهاى سخن مى گويند كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. نه خانى رفته نه خانى آمده است. مى گويند تقلب نشده است. آخر چرا اين حرف ها را به مردم مى زنيد؟ يعنى مردم نمى دانند كه چه برسرشان آمده است؟ پس اين اعتراضات چيست؟»وى همچنين خطاب به مقامهاى جمهورى اسلامى و حاميان محمود احمدىنژاد گفت: « اگر راست مىگوييد در برابر دهها ساعت انكار تقلب در رسانه ملى و فشار بر زندانيان بيگناه براى اعتراف، به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون دلايل و مدارک خود را ارايه دهيم.»ميرحسين موسوى: دانشجويان پاسخ مىخواهندميرحسين موسوى ديگر نامزد معترض به نتايج انتخابات در ايران نيز در سخنانى با اشاره به در پيش بودن سيزده آبان سالگرد اشغال سفارت آمريكا در تهران در سال ۱۳۵۸ توسط گروهى از دانشجويان از اين رويداد با عنوان يک «حماسه» ياد كرد و افزود: « كسانى كه آن حماسه را آفريدند ، امروز در گوشههاى زندان هستند و اين طنز تلخى است كه اين روزها متاسفانه رخ داده است و من نمى دانم كه چرا اين مسايل و اين اتفاقات در حال روى دادن است و چرا بايد با نيروهاى مومن انقلاب چنين كنند.»ميرحسين موسوى همچنين با نمايشى خواندن برگزارى دادگاه براى شمارى از فعالان سياسى و بازداشتشدگان در رويدادهاى پس از انتخابات، خطاب به مقامهاى جمهورى اسلامى گفت: « چه نتيجه اى از اين نمايش عايد شما شد؟ آيا به دنبال برگزارى دادگاه تفتيش عقايد هستيد؟ آيا متوجه اثرات منفى آن در جامعه هستيد؟»وى «برخى نهادهاى قدرت» در جمهورى اسلامى را به «سواستفاده از دارايىهاى مالى كشور» متهم كرده و نسبت به «ابهام در واگذارى سهام مخابرات و منابع تامين ۸۰۰۰ ميليارد تومان هزينه خريد آن از سوى سپاه پاسداران» ابراز تاسف كرد.ميرحسين موسوى همچنين تلويحاً به مقايسه جمهورى اسلامى با حكومت اتحاد جماهير شوروى پيشين پرداخت و اظهار داشت:«در مقطعى افرادى بر سركار آمدند و تلاش كردند، نيروهايى را كه انقلاب كرده بودند حذف كنند. در كتاب ها و عكسهاى انقلاب خود، نقش آفرينان انقلاب را حذف كردند و تلاش كردند با جعل تاريخ ، تاريخ ديگرى را براى مردم خود و دنيا بيافرينند. حكومت آنها برچيده شد، تاريخ نگاران آمدند و تاريخ واقعى را نگاشنتد.»وى نيز صدا و سيماى جمهورى اسلامى را به تلاش براى تخريب چهره معترضان متهم كرده و افزود:«.سه، چهارماه است كه عليه بنده و آقاى كروبى و افراد ديگرى كه از ما حمايت مىكردند، به صورت يك طرفه در صدا و سيما و رسانههاى خود دورغ مىپراكنند و ما را تخريب مىكنند. آيا ما حق نداريم در صدا و سيما از خود دفاع كنيم؟»وى با انتقاد شديد از حاميان دولت به خاطر استفاده از تريبون صدا و سيما براى تخريب مخالفان اظهار داشت: «خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستيد چرا نگران حضور ما در سيما هستيد يا چرا از حضور كارشناسان ما در سيما خود دارى مى كنيد؟ اگر صادقانه سخن مى گوييد ميزگردى را با حضور كارشناسانى از ما و خودتان برگزار كنيد تا دو طرف سخن خود را بگويد.»به گفته ميرحسين موسوى، آيت الله شاهرودى رييس پيشين قوه قضاييه به وى پيشنهاد برگزارى تجمعى قانونى را داده بود كه با موافقت شوراى عالى امنيت ملى نيز روبرو شده بود. ولى در نهايت با درخواست كتبى وى مخالفت شده است.ميرحسين موسوى با انتقاد از «رواج دروغ در ميان برخى مسوولان» افزود: «مدام اطلاعات غلط به مردم مىدهند و فكر مىكنند كه مردم باور مى كنند. همين تعداد كشتههاى پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مى گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخى بسيج شدند تا وانمود كنند كه تقلبى صورت نگرفته است.»ميرحسين موسوى در پايان با اشاره به اين كه نمىتوان پرسشهاى مردم و دانشجويان را بىپاسخ گذاشت، ابراز اميدوارى كرد، «دلسوزان نظام تدبير كنند و مشكلات بوجود آمده را حل كنند.»
۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه
تلاش کودتا گران برای جلوگیری از قرائت تحقیقات حوادث کوی دانشگاه
شنبه، 18 مهر 1388
در شرایطی که این روزها کودتاگران و باند قاضی مرتضوی تلاش خود را بیشتر کردهاند تا مانع قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس برای پیگیری تخلفات بازداشتگاه کهریزک شوند، یک نماینده مجلس خبر از فشار بر کمیته ویژه مجلس برای پیگیری حوادث کوی دانشگاه تهران و مجتمع سبحان داد.
حمیدرضا کاتوزیان، عضو کمیته ویژه مجلس برای پیگیری حوادث کوی دانشگاه و مجتمع سبحان گفت:«این کمیته نباید تسلیم فشارها موجود شود و گزارش جامعی برای ارائه به مجلس تهیه کند.»
نماینده تهران در گفتگو با «پارلماننیوز»، در پاسخ به سئوالی در خصوص علت تعویق در ارائه گزارش کمیته ویژه مجلس درباره حوادث پس از انتخابات، اظهار داشت:«قرار بود گزارش در شهریورماه تهیه و به جمعبندی برسیم اما جلسات برگزار نشد.»
وی تاکید کرد:« این کمیته نمیتواند تا آخر مجلس برپا باشد باید به هرحال گزارشی ارائه و پایان کار خود را اعلام کند.»
کاتوزیان در خصوص علت تعویق در تهیه گزارش گفت:« جلسهای برگزار نشده که ما بتوانیم بررسی کنیم افرادی که قرار بوده گزارش تهیه کنند به کجا رسیدهاند.»وی در پاسخ به این سئوال که آیا مقاومت در برابر تهیه این گزارش صورت میگیرد، گفت:« میشود برخی تصورات را داشت که نمیگذارند اطلاعات تکمیل شود اما من فکر میکنم این کمیته باید به وظیفه خود عمل و گزارشش را تهیه کند.»
کاتوزیان تصریح کرد:« منتظرهستیم آقای ابوترابی که مسئول جلسات این کمیته هستند، اعلام جلسه کند.»وی در پاسخ به این سئوال که کمیته ویژه مسئولیت رسیدگی به کدام حوادث را داشته است، گفت:«کوی دانشگاه، مجتمع سبحان و مجتمع نمایندگان مجلس بوده اما باید گزارش تجمیع و کامل تهیه شود.»
این نماینده اصولگرای مجلس با بیان اینکه گزارش مربوط به مجتمع سبحان با من بوده که آماده است، تصریح کرد:«به نظر میرسد گزارش کوی از جهت مسایل مختلفی که آنجا رخ داده مهمتر از سایر بخشها است.»
کاتوزیان اظهار امیدواری کرد هرچه سریعتر گزارش جمعبندی و برای قرائت تحویل هیات رییسه مجلس شود.
فشار بر دانشجویان دانشگاه آزاد
روز پنجشنبه 16 مهر حدود 20 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز به دفتر ریاست واحد این دانشگاه احضار شدند.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، این عده از دانشجویان مستقیما توسط رئیس واحد، "دکتر گذشتی" برای ارائه توضیحات راجع به تجمعات اخیر در این دانشگاه احضار شدهاند.
در این جلسه دانشجویان با تاکید بر خودجوش بودن تجمعات، فعالیتهای تشکیلاتی برای برگزاری تجمعات را رد کردهاند که این اظهارات مورد قبول رئیس واحد واقع نشده و وی با تهدید دانشجویان نسبت به عواقب برگزاری هرگونه تجمع در دانشگاه تهران مرکز به دانشجویان هشدار داده است.
دانشگاه آزاد تهران مرکز در روزهای اخیر یکی از فعالینترین دانشگاههای کشور در اعتراض به حوادث اخیر بوده است.
۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه
بیانیه شورای مرکزی بنیاد ایران ما
فرياد بر بيداد
امروز، مورخه اول مهر ماه سال 2548 حقوق بشري ( 1388 خورشيدي ) ثمره دو سال و نيم تلاش خود را در راه ايران و ايراني گرفتيم. دو سال و نيم خون دل خورديم و بي خوابي كشيديم به اميد اين كه شايد انديشه و آرمان ما راهگشاي حل بسياري از مشكلات اين مملكت ويران باشد. اين گونه مي پنداشتيم كه آغازگر جنبشي هستيم كه روزي موج سركش و طغيان گرش ويران گر ساحل امن اهريمنان خواهد بود و هر قطره اش روياننده نهالي خواهد بود كه در سايه اش روزگاري خواهيم زيست.
در طول دو سال و نيم فعاليت هيچگاه هدفي سياسي به اهداف بنياد نيافزوديم، مبادا كه مرتجعين ديو سيرت همين چشمه كوچك را نيز بخشكانند. مبادا كه از آرمان اصلي مان كه همانا همزيستي مسالمت آميز و برابر ملت ايران با هر قوميت و مذهبي است دور شويم. همواره در تلاش بوديم تا در نبرد با عناصر جدايي خواه پيشگام باشيم و به ادعاي همين گروهك ها، مانعي باشيم سهمگين سد راه اهداف پليدشان.
اما آنچه كه امروز شاهد آن هستيم اين است كه در پيوندي تاريخي، كوتاه فكران مسند نشين دست در دست جدايي خواهان انيراني، ملي گرايان ايران زمين را با هر گرايش سياسي هدف قرار داده و با هر ابزاري و به هر طريقي راه را سوي ما مبارزين راه ايران – راه آزادي مسدود كرده اند. به راستي معني اين كار چيست ؟ مگر نه اين كه با سركوب ما ترازو را به سود تجزيه طلبان و گروهك هاي تروريستي سنگين تر كرده و هر روز بر قدرت اين قبيل جريانات مي افزاييد ؟
مگر ما چه مي خواهيم ؟ آيا اگر بر حقوق مسلم خود در درياي مازندران و خليج فارس تاكيد ورزيده ايم، آيا اگر از كم كاري سران نظام در تحقق آرمان هاي ناسيوناليستيمان دم زده ايم، آيا اگر تخريب آثار باستاني و محيط زيست ايران زمين را محكوم كرده ايم و آيا اگر منشور حقوق بشر را بر هر مكتوبي ارجعيت داديم سزاوار چنين برخورد ناجوان مردانه و ظالمانه اي هستيم.
مقصر نه شما ضحاكانيد و نه مارهاي انسان خوارتان. مقصر خود ماييم كه با برخورد محافظه كارانه و محتاطانه خود اجازه داديم شما مارهاي حقير، و تو ضحاك زمان تير خود را سوي ما نشانه رفته و ما را به مرگ انديشه تهديد كني. اما بدانيد اين نه تنها پايان كار نيست بلكه آغاز راهي است كه همواره از پاي نهادن در آن خود را بر حذر داشته ايم. امروز راهي را پيش پاي ما نهاديد كه جز رفتن آن راهي براي دوام و بقا نداريم و شرايط را به گونه اي رقم زده ايد كه يا بايد تا آخرين نفس پيش رفته و به آرمان هاي جديدمان دست يازييم و يا به دست جلاد هايتان اين راه پر فراز و نشيب را با جسم و جان ما، لاله گون كنيد.
بدانيد كه اقداماتي اين چنيني نه بر قدرت شما مي افزايد و نه اعتباري برايتان ايجاد مي كند، بلكه باعث شُديد تا نام بنياد " ايران ما " در كنار ساير احزاب و گروه هاي تاريخ ساز جاي گيرد و ناخواسته از ما بتي ساختيد كه شايد خود براي ايجاد آن نياز به سال ها زمان داشتيم.
زين رو، از شما كوته فكران و كژ انديش بخاطر اين همه مهر و محبت سپاس گزاريم و با سينه اي باز آماده شليك تير خلاصتان هستيم. باشد كه بدين طريق آيندگان به نيكي از ما ياد كنند؛ باشد كه روزي نوادگان ما به داشتن چنين نياكان نيك انديشي بر خويشتن ببالند و چه زيباست روزي كه شاهد چكيدن قطرات خون خود بر سراي ايران و در راه آزادي باشيم
امروز، مورخه اول مهر ماه سال 2548 حقوق بشري ( 1388 خورشيدي ) ثمره دو سال و نيم تلاش خود را در راه ايران و ايراني گرفتيم. دو سال و نيم خون دل خورديم و بي خوابي كشيديم به اميد اين كه شايد انديشه و آرمان ما راهگشاي حل بسياري از مشكلات اين مملكت ويران باشد. اين گونه مي پنداشتيم كه آغازگر جنبشي هستيم كه روزي موج سركش و طغيان گرش ويران گر ساحل امن اهريمنان خواهد بود و هر قطره اش روياننده نهالي خواهد بود كه در سايه اش روزگاري خواهيم زيست.
در طول دو سال و نيم فعاليت هيچگاه هدفي سياسي به اهداف بنياد نيافزوديم، مبادا كه مرتجعين ديو سيرت همين چشمه كوچك را نيز بخشكانند. مبادا كه از آرمان اصلي مان كه همانا همزيستي مسالمت آميز و برابر ملت ايران با هر قوميت و مذهبي است دور شويم. همواره در تلاش بوديم تا در نبرد با عناصر جدايي خواه پيشگام باشيم و به ادعاي همين گروهك ها، مانعي باشيم سهمگين سد راه اهداف پليدشان.
اما آنچه كه امروز شاهد آن هستيم اين است كه در پيوندي تاريخي، كوتاه فكران مسند نشين دست در دست جدايي خواهان انيراني، ملي گرايان ايران زمين را با هر گرايش سياسي هدف قرار داده و با هر ابزاري و به هر طريقي راه را سوي ما مبارزين راه ايران – راه آزادي مسدود كرده اند. به راستي معني اين كار چيست ؟ مگر نه اين كه با سركوب ما ترازو را به سود تجزيه طلبان و گروهك هاي تروريستي سنگين تر كرده و هر روز بر قدرت اين قبيل جريانات مي افزاييد ؟
مگر ما چه مي خواهيم ؟ آيا اگر بر حقوق مسلم خود در درياي مازندران و خليج فارس تاكيد ورزيده ايم، آيا اگر از كم كاري سران نظام در تحقق آرمان هاي ناسيوناليستيمان دم زده ايم، آيا اگر تخريب آثار باستاني و محيط زيست ايران زمين را محكوم كرده ايم و آيا اگر منشور حقوق بشر را بر هر مكتوبي ارجعيت داديم سزاوار چنين برخورد ناجوان مردانه و ظالمانه اي هستيم.
مقصر نه شما ضحاكانيد و نه مارهاي انسان خوارتان. مقصر خود ماييم كه با برخورد محافظه كارانه و محتاطانه خود اجازه داديم شما مارهاي حقير، و تو ضحاك زمان تير خود را سوي ما نشانه رفته و ما را به مرگ انديشه تهديد كني. اما بدانيد اين نه تنها پايان كار نيست بلكه آغاز راهي است كه همواره از پاي نهادن در آن خود را بر حذر داشته ايم. امروز راهي را پيش پاي ما نهاديد كه جز رفتن آن راهي براي دوام و بقا نداريم و شرايط را به گونه اي رقم زده ايد كه يا بايد تا آخرين نفس پيش رفته و به آرمان هاي جديدمان دست يازييم و يا به دست جلاد هايتان اين راه پر فراز و نشيب را با جسم و جان ما، لاله گون كنيد.
بدانيد كه اقداماتي اين چنيني نه بر قدرت شما مي افزايد و نه اعتباري برايتان ايجاد مي كند، بلكه باعث شُديد تا نام بنياد " ايران ما " در كنار ساير احزاب و گروه هاي تاريخ ساز جاي گيرد و ناخواسته از ما بتي ساختيد كه شايد خود براي ايجاد آن نياز به سال ها زمان داشتيم.
زين رو، از شما كوته فكران و كژ انديش بخاطر اين همه مهر و محبت سپاس گزاريم و با سينه اي باز آماده شليك تير خلاصتان هستيم. باشد كه بدين طريق آيندگان به نيكي از ما ياد كنند؛ باشد كه روزي نوادگان ما به داشتن چنين نياكان نيك انديشي بر خويشتن ببالند و چه زيباست روزي كه شاهد چكيدن قطرات خون خود بر سراي ايران و در راه آزادي باشيم
پیام یک هوادار از رشت به مناسبت سی و دو ساله شدن جنبش مسلمانان مبارز
سی و دو سال پیش جنبش جدیدی پا به عرصه سیاسی ایران گذاشت که امروز در عین جوانی وشادابی - پختگی و تجربه ای مثال زدنی را با خود به همراه دارد. جنبشی جوان و پویا برای مسلمانان متعهدی که مبارزه اجتماعی وسیاسی را بر نشستن در کنج عافیت ترجیح داده و اگاهانه و عاشقانه به مصاف دریای متلاطم حوادث پرشمار تاریخ سی سال اخیر سرزمین ایران رفته اند.
و اما امسال جنبش مسلمانان مبارز این ثمره عمر پر حاصل دکتر پیمان عزیز (که به حق یکی از سرآمدان نیروهای تحول خواه و دموکراسی خواه کشورمان میباشند) در حالی تولد سی ودو سالگی اش را جشن می گیرد که شاهد یکی از مهمترین بزنگاه های تاریخ معاصر ایران هستیم. جنبش مسلمانان در حالی 32 ساله شده که در همین چند ماه گذشته جنبش جدیدی در ایران متولد گردیده که نورانیت ومعنویت ان چشم ها را خیره وقلب ها را تسخیر خود کرده است. جنبشی سبز برای پاسداشت آزادی وعدالت و مدنیت واعتدال و احترام به قانون و عقلانیت و دموکراسی و سربلندی ایران و ایرانی.
جنبش مسلمانان مبارز در مقطع انقلاب اسلامی خود هنوز حرکتی جدید بود که با موج انقلاب همراه شد و از ان تاثیر پذیرفت و امروز در این نقطه عطف تاریخی می تواند نقشی پدرانه و گرانقدر برای جنبش نوپای سبز ملت ایران بازی کند و تجربیات ارزشمند خود را در اختیار این نورسیده مبارک قرار دهد.
در انتها این مناسبت فرخنده را به بنیانگذار و دبیرکل وارسته جنبش مسلمانان مبارز -اندیشمند فرزانه- جناب آقای دکترحبیبالله پیمان و همسر بزرگوارشان سرکار خانم مرتاضی وبه همه دوستانی که در سنگر این جنبش ملی و مذهبی به مبارزه فکری و سیاسی قانونی و مدنی و دموکراتیک و مسالمت جویانه ودر عین حال رهایی بخش می پردازند صمیمانه تبریک عرض نموده و خاضعانه در برابر همه شما سر تعظیم و تکریم فرود می اورم.
و اما امسال جنبش مسلمانان مبارز این ثمره عمر پر حاصل دکتر پیمان عزیز (که به حق یکی از سرآمدان نیروهای تحول خواه و دموکراسی خواه کشورمان میباشند) در حالی تولد سی ودو سالگی اش را جشن می گیرد که شاهد یکی از مهمترین بزنگاه های تاریخ معاصر ایران هستیم. جنبش مسلمانان در حالی 32 ساله شده که در همین چند ماه گذشته جنبش جدیدی در ایران متولد گردیده که نورانیت ومعنویت ان چشم ها را خیره وقلب ها را تسخیر خود کرده است. جنبشی سبز برای پاسداشت آزادی وعدالت و مدنیت واعتدال و احترام به قانون و عقلانیت و دموکراسی و سربلندی ایران و ایرانی.
جنبش مسلمانان مبارز در مقطع انقلاب اسلامی خود هنوز حرکتی جدید بود که با موج انقلاب همراه شد و از ان تاثیر پذیرفت و امروز در این نقطه عطف تاریخی می تواند نقشی پدرانه و گرانقدر برای جنبش نوپای سبز ملت ایران بازی کند و تجربیات ارزشمند خود را در اختیار این نورسیده مبارک قرار دهد.
در انتها این مناسبت فرخنده را به بنیانگذار و دبیرکل وارسته جنبش مسلمانان مبارز -اندیشمند فرزانه- جناب آقای دکترحبیبالله پیمان و همسر بزرگوارشان سرکار خانم مرتاضی وبه همه دوستانی که در سنگر این جنبش ملی و مذهبی به مبارزه فکری و سیاسی قانونی و مدنی و دموکراتیک و مسالمت جویانه ودر عین حال رهایی بخش می پردازند صمیمانه تبریک عرض نموده و خاضعانه در برابر همه شما سر تعظیم و تکریم فرود می اورم.
ممانعت از برگزاری مراسم سی و دو سالگی تاسیس جنبش مسلمانان مبارز
جنبش مسلمانان مبارز در ادامه نهضت خداپرستان سوسیالیست و جاما توسط دکتر حبیب الله پیمان و عده ای از دوستان ایشان در 15 آبان1357 تاسیس شد. به همین مناسبت مجلسی از طرف هواداران قرار بود که در منزل دکتر پیمان برگزار شود که با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو شده و از برگزاری مراسم جلوگیری به عمل آمد.
دانشجویان هوادار نیز ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم سی دو سالمین سال تاسیس جنبش را محکوم می کند.
دانشجویان هوادار نیز ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم سی دو سالمین سال تاسیس جنبش را محکوم می کند.
وظیفه دانشجو چیست؟
"وقتی حاکمیت شهروندان خود را نادیده میگیرد و نظراتشان را به پشیزی نمیخرد و کوس"انا ربکم الاعلی" می زند،دانشجو نیز از مسیر اصلی خود که همانا دانشآموختن است خارج میشود و به جنبش و تکاپو علیه استبداد و خودکامگی میرسد،چرا که دانش،مطلق العنانی و یکهتازی را خوش نمیدارد."
"تمام مسلمانان در قرون اخیر به اندازهی یکسال از عمر فلسفی ویتگن اشتاین "اندیشه" عرضه نکردهاند. تعارف با هیچ کس نداریم."(1)
قدمت تاسیس دانشگاه را در این کشور چه از زمان شاهپور اول ساسانی و دانشگاه جندی شاپور بدانیم و چه به خود ببالیم که از زمان خلقت آدم و یا پیش از آن! ما ایرانیان با دانش و دانشاندوزی و دانشگاه سروکار داشتهایم،امروز اینجاییم که هستیم. بین شش هزار دانشگاه برتر در جهان، دانشگاه تهرانمان رتبهی 987 دارد و "شریف"اش 1977 و این یعنی فاجعه.
اگر از نام به معنا نقب زنیم دانشجو میشود کسی که جویای دانش است. وظیفهی اصلی او دانشاندوزی است و از قرار دانشگاه نیز اسم مکانی است که در آن فعل ِ دانشاندوختن صرف میشود. اما وقتی با داشتن چند میلیون دانشجو هنوز تیراژ کتاب در سرزمینات به دو هزار تا هم نمیرسد در مییابی که فاجعه عمیقتر از آن است که وصف شود. این سخنان به آن معنا نیست که رشد کمی آموزش عالی و کثرت دانشجویان تاثیری بر ارتقای سطح دانش و فرهنگ جامعه نداشته است. اما نسبت به رشد سریع دانش در جهان ما هنوز اندر خم پسکوچهایم.
تازه همین دانشگاه نیم بند ِ بی رتبهی ما نیز از حملهی فرهنگی و سرهنگی ِ زعمای امورمان مصون نیست و گویا آنان هنوز از این رتبه و مرتبت شرم آور، ناراضیاند و تا دانشگاه را به لحاظ علمی به قعر جدول جهانی نزول ندهند، نمیتوانند سر بر بالین آرامش بگذارند. با باز شدن دوباره دانشگاهها و ادامهی روند اعتراضات دانشجویان به سیاستهای حاکمیت، این پرسش همیشگی مطرح میشود که آیا دانشجو وظیفهای جز درس خواندن دارد؟ آیا ظاهر شدن دانشجو در قامت و قوارهی یک فعال سیاسی از وظایف او است؟ باید گفت جواب منفی است.
دانشگاه مکان علماندوزی است و دانشجو موظف و مکلف است که تنها و تنها در پی کسب علم و فن باشد تا در رشتهای خاص تخصص پیدا کند. اما در جایی که حکومت از وظیفهی اصلی و اساسی و ذاتی خود دست میکشد و در همهی شئونات خصوصی و عمومی شهروندان خود مداخله میکند، زندگی شهروندان نیز از مسیر اصلی خود خارج میشود.
وقتی حاکمیت شهروندان خود را نادیده میگیرد و نظراتشان را به پشیزی نمیخرد و کوس"انا ربکم الاعلی" می زند،دانشجو نیز از مسیر اصلی خود که همانا دانشآموختن است خارج میشود و به جنبش و تکاپو علیه استبداد و خودکامگی میرسد،چرا که دانش، مطلق العنانی و یکهتازی را خوش نمیدارد.دانش در ذات خود تقلید را برنمیتابد. دانش ذلیل ِ دلیل است و قدرتی که تحلیل را نمیپسندد و از تجلیل غرق لذت میشود و دانشجو را ذلیل ِ علیل میپسندد،به دانشگاه و دانشجو حمله میبرد تا قدرت به ظاهر مرکوز اما به واقع مرفوض و مردود خود را بازسازی کند.
در این میان، هم قدرت - شر لازم- و هم دانش است که زیان میبینند.حاکمیت که به خاطر حفظ قدرت - که برای رتق و فتق امور و البته بر اساس رضایت عمومی به قدرت نیازمند است-، شوکت علم و عقلانیت را تاب نمیآورد،بیش از پیش ضعیفتر و مستهلکتر میشود و دانش و دانشجو و دانشگاه نیز از قافلهی تمدن بشری دور میافتد.دانشجویی که آمده است تا در محیطی آرام و به دور از تنش تواناییهای بالقوه خود را به فعل در آورد،یا وقتاش صرف اعتراضات - البته به حق -سیاسی میشود و یا در گوشهی زندان گرفتار میآید.
حکومت نیز، به جای انجام وظیفهاش که همانا تامین امنیت و پاسداشت آزادی های فردی و اجتماعی ِ شهروندان است، سرمایههای مادی و معنوی مردم را خرج سرکوب مردم میکند و اینچنین است که این چرخهی معیوب ادامه مییابد.
بهزاد مهرانی
۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه
سخنرانی در جنبش مسلمانان مبارز
دومین جلسه سخنرانی فصل پاییز در جنبش مسلمانان مبارز فردا
جمعه 17مهر درمنزل دبیر کل دکتر حبیب الله پیمان برگزار می گردد.
برگزاری مراسم: ساعت 30/9 الی30/12
آدرس: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار. دولتشاد شرقی. تایباد . پ20
حضور برای عموم آزاد است.
دانشجویان هوادار تهران
احضار عابد توانچه به دادگاه ا نقلاب
عابد توانچه، وبلاگ نويس و دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، آقای توانچه یکی از 55 فعال دانشجویی است که تحت عنوان «دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب» در سال 86 بازداشت و کمی بعد با قید وثیقه آزاد شده بود. گفته میشود این احضار به دادگاه که به صورت تلفنی انجام شده است، جهت اخذ آخرین دفاع و صدور حکم در هفته آتی است.آقای توانچه در حالی به دادگاه احضار می شود که در طی روزهای گذشته برای برخی از دانشجویان متهم در پرونده مورد اشاره از سوی دادگاه انقلاب احکام بسیار سنگینی صادر شده است .فرهاد حاج میرزایی، مهدی گرایلو، کیوان امیری الیاسی، علی کانطوری، مهدی بخارایی و مهدی الله یاری از جمله متهمان این پرونده هستند که مجموعا به 27 سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده اند.لازم به توضیح است اتهامات وارد شده به آقای توانچه "اقدام علیه امنیت ملی، شرکت در تظاهرات و نشر عقاید کمونیستی" است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، آقای توانچه یکی از 55 فعال دانشجویی است که تحت عنوان «دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب» در سال 86 بازداشت و کمی بعد با قید وثیقه آزاد شده بود. گفته میشود این احضار به دادگاه که به صورت تلفنی انجام شده است، جهت اخذ آخرین دفاع و صدور حکم در هفته آتی است.آقای توانچه در حالی به دادگاه احضار می شود که در طی روزهای گذشته برای برخی از دانشجویان متهم در پرونده مورد اشاره از سوی دادگاه انقلاب احکام بسیار سنگینی صادر شده است .فرهاد حاج میرزایی، مهدی گرایلو، کیوان امیری الیاسی، علی کانطوری، مهدی بخارایی و مهدی الله یاری از جمله متهمان این پرونده هستند که مجموعا به 27 سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده اند.لازم به توضیح است اتهامات وارد شده به آقای توانچه "اقدام علیه امنیت ملی، شرکت در تظاهرات و نشر عقاید کمونیستی" است.
ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم ختم یکی از کارمندان کشته شده امیر کبیر
مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سیمه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد.این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد.ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است.هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند.گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پیرامون این حادثه هولناک تلاش های زیادی نموده اند.
برگزاری مراسم یادبود شهیدمحمدجوادبرانداخ، دردانشگاه صنعتی اصفهان
برگزاری مراسم یادبود شهید محمدجواد پرانداخ، در دانشگاه صنعتی اصفهان
روز سه شنبه 14 مهر ماه مراسم یادبود محمد جواد پرنداخ با حضور حدود 200 تن از دانشجویان و همکلاسی های وی در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، برگزاری این مراسم در جو ملتهب این دانشگاه و نیز سرکوب گسترده ی دانشجویان این دانشگاه نقطه ی عطفی در از سر گیری دوباره ی اعتراضات دانشجویان این دانشگاه بود. لازم به ذکر است بعد از اتمام برنامه چند تن از شرکت کنندگان و بانیان مراسم به حراست دانشگاه احضارشده و با اجبار از آنان تعهد گرفته شد.
محمد جواد پرنداخ دانشجوی سال چهارم مهندسی شیمی صنعتی اصفهان در شهریور 88 توسط اطلاعات اصفهان بازداشت و به طرز مشکوکی جان باخت. گفتنی است تعدادی از دانشجویان دانشگاه های مختلف در حوادث پس از انتخابات و بدلیل شرکت در اعتراضات علیه دولت کودتا جان سپرده اند که از میان آنها می توان به ندا آقا سلطان، مصطفی غنیان، ناصر امیری نژاد، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، کیانوش آسا و محمد جواد پرانداخ دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان و نیز چند دانشجوی دیگر اشاره کرد.
روز سه شنبه 14 مهر ماه مراسم یادبود محمد جواد پرنداخ با حضور حدود 200 تن از دانشجویان و همکلاسی های وی در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، برگزاری این مراسم در جو ملتهب این دانشگاه و نیز سرکوب گسترده ی دانشجویان این دانشگاه نقطه ی عطفی در از سر گیری دوباره ی اعتراضات دانشجویان این دانشگاه بود. لازم به ذکر است بعد از اتمام برنامه چند تن از شرکت کنندگان و بانیان مراسم به حراست دانشگاه احضارشده و با اجبار از آنان تعهد گرفته شد.
محمد جواد پرنداخ دانشجوی سال چهارم مهندسی شیمی صنعتی اصفهان در شهریور 88 توسط اطلاعات اصفهان بازداشت و به طرز مشکوکی جان باخت. گفتنی است تعدادی از دانشجویان دانشگاه های مختلف در حوادث پس از انتخابات و بدلیل شرکت در اعتراضات علیه دولت کودتا جان سپرده اند که از میان آنها می توان به ندا آقا سلطان، مصطفی غنیان، ناصر امیری نژاد، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، کیانوش آسا و محمد جواد پرانداخ دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان و نیز چند دانشجوی دیگر اشاره کرد.
۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه
برخورد بادانشجویان معترض دردانشگاه شریف
معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف، گفت: برخی از دانشجویانی که سه شنبه هفته گذشته (7 مهرماه) در تجمع مقابل کتابخانه مرکزی این دانشگاه تجمع داده و شعار سر دادهاند، به کمیته انضباطی فراخوانده خواهند شد.
به گزارش خبرگزاری کودتا؛ ایرنا، "بیژن وثوقی وحدت" اظهار داشت: دانشگاه محل تحصیل است و با دانشجویانی که خارج از هنجارهای سیاسی دانشگاه عملی مرتکب شوند، برخورد خواهد شد و به کمیته انضباطی فراخوانده میشوند و و چنانچه جرمی بر اساس قوانین کمیته انضباطی مرتکب شده باشند بر اساس قانون با آنها برخورد خواهد شد.
معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف، به فریادهای تکبیر عدهای از دانشجویان خوابگاههای این دانشگاه اشاره کرد و گفت: در این زمینه برخی از دانشجویانی که تکبیر میدادند را به کمیته انضباطی احضار کردیم و این مسأله با گفتوگو با این دانشجویان خاتمه یافت و برخورد دیگری صورت نگرفت.
وثوقی وحدت خاطرنشان کرد: قصد برخورد شدید با این تحرکات دانشجویی نداریم و سعی میکنیم که این موضوعات را به صورت پدرانه حل کنیم.
وی درباره شعارهایی که برخی دانشجویان در سخنرانی عصر یکشنبه (12 مهر) "محمدجواد لاریجانی" در تالار جابربن حیان دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف دادهاند، گفت: در مورد این جلسه تاکنون گزارشی به دست من نرسیده است.
گفتنی است، دانشجویان دانشگاه شریف در روز هفتم مهر به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید تجمعی هزار نفره در دانشگاه تشکیل داده و نسبت به حضور کامران دانشجو، وزیر متقلب دولت کودتا در دانشگاه اعتراض کردند.
گفتگو با همسردکتر ملکی
همسر دکترملکی: برای من صد درصد قطعی است که دکتر ملکی وضع بدی دارد که به ما اجازهی ملاقات نمیدهند
روز سهشنبه چهاردهم مهرماه ۱۳۸۸ خانوادهی دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب که ۴۵ روز پیش از این در بستر بیماری دستگیر و به زندان اوین منتقل شده است، طی نامهی سرگشادهای اعلام کردند مطمئن هستند که آقای ملکی از نظر سلامتی در وضعیت خطرناکی به سر میبرد. در همین باره خانم قدسی میرمعز همسر دکتر ملکی میگوید:
پیش از این ما درخواست کرده بودیم که آقای ملکی به خاطر شرایط جسمانیاش به بیمارستان منتقل شود. اما قاضی پرونده به آقای مولایی، وکیل ایشان پیشنهاد داده بود که فعلاً ما ملاقاتی با وی داشته باشیم و بعد به مسألهی انتقال به بیمارستان پرداخته شود. به همین خاطر نامهای مبنی بر اجازهی ملاقات به وکیل داده بودند. روز دوشنبه سیزدهم مهرماه، من همراه پسر و دخترم با نامهی قاضی برای ملاقات به اوین رفتیم. از حدودهای ساعت هشت تا ۱۱ صبح منتظر ماندیم. در نهایت به ما گفتند که ایشان ممنوعالملاقات است. وقتی اعتراض کردیم که قاضی پرونده به ما نامه داده است که به ملاقات بیاییم، مسئول بازجویی گفت: «بروید به قاضی بگویید مسئول بازجویی گفته است ممنوعالملاقات است.»
ولی به لحاظ قانونی، قاضی پرونده مسئول ملاقات دادن یا ندادن به متهم است. روال قانونی مگر این نیست؟
همین طور است. اما در مدتی که حوادث پس از انتخابات پیش آمده است، رئیس و مرئوس و بالا و پایین ندارد.
این که نتوانستید آقای ملکی را ملاقات کنید، چرا باعث این همه نگرانی شما از وضعیت سلامتی ایشان شده است؟
چون این سابقه را از دههی ۶۰ و سال ۸۰ که دکتر در زندان بود، داریم. هر وقت زندانی حالش وخیم بود، اجازهی ملاقات داده نمیشد. از سوی دیگر، دکتر حدود ۲۵ روز پیش تماس تلفنی گرفت و خواست برایش لباس ببریم. در این تماس گفت که در زندان به او آرامبخش میدهند. اما ایشان اصلاً احتیاج به آرامبخش ندارد. خود وی داروهای لازم را دارد. داروهای آرامبخشی که در زندان به ایشان میدهند، با سابقهای که ما از سال ۸۰ که دکتر در زندان ۵۹ سپاه نگاهداری میشد داریم، آرامبخش نیست؛ بلکه روانگردان است.
آن سال هم که از این قرصها به او داده بودند، خود دادستانی انقلاب ناچار شد ایشان را ۲۲ روز در بیمارستان بستری کند. با توجه به این مسائل، من با اطمینان میگویم که حال دکتر ملکی بد است. چون هم ۴۸ سال است با ایشان زندگی میکنم، از وضع جسمی و روحی وی باخبرم و هم طی این مدت برخوردها را در این گونه موارد تجربه کردهام. مجموعهی آنچه گذشته است این اطمینان را به من میدهد که اینگونه قضاوت کنم. برای من صد درصد قطعی است که ایشان وضع بدی دارد که به ما اجازهی ملاقات ندادند.
در حال حاضر اعتراض یا خواستهی مشخص شما در وضعیتی که دکتر ملکی دارند، چیست؟
درخواست ما حتی این نبود که ایشان را آزاد کنند. ما گفتیم میدانیم که ایشان اتهامی ندارد و در نهایت شما شرمنده خواهید شد؛ ولی از نظر قانون اساسی، حقوق بشر و حتی از نظر اخلاق انسانی و اخلاق اسلامی، وظیفهی شما این است که او را برای درمان بفرستید. باید قرارش را تبدیل کنید که به بیمارستان فرستاده شود.
در مقابل درخواست شما برای اعزام به بیمارستان، چه پاسخی دادند؟
وقتی ما اعتراض کردیم، گفتند که او را به بهداری اوین میبرند. حال شما توجه کنید که کدام دکتر متخصصی میرود در زندان و در بهداری اوین کار کند؟ چرا که ایشان آریتمی دارد و نیاز به دکتر متخصص قلب دارد. مشکل پروستات او را حتماً باید دکتر متخصص درمان کند. دیابت و انواع و اقسام بیماریها را دارد که همه هم در اثر زندان رفتنها در جمهوری اسلامی به وجود آمده است.
آخرین ملاقات حضوری شما با دکتر ملکی کی بوده و ایشان در چه وضعیتی بودند؟
۴۶ روز از دستگیری ایشان گذشته است. ۱۰ یا ۱۵ روز بعد از دستگیریاش، با اصرار وکیل ایشان، به ما ملاقاتی دادند که در آن بازجو، آقای دکتر مولایی وکیل ایشان و من حضور داشتیم. در این ملاقات، ایشان به شدت مریض بود. یعنی دستهایش میلرزید و زانوهایش درد و لرزش داشت. چون همان طور که گفتم اگر سرطان پروستات ایشان درمان نشود، امکان متاستاز هست. آریتمی قلبی هم که دارد و باعث میشود ایشان یکباره مانند یک جنازه بیفتد و باید حتماً کمکهای اولیه به او برسد. باید پایش را بالا گرفت که خون به مغز برسد. تازه بعد از کمکهای اولیه، ایشان یک هفته در سیسییو بستری میشد.
با نوشتن این نامه، قصد گفتن چه مطلبی یا یادآوری دوبارهی چه نکتهای را داشتید؟
این که علیرغم نامهی قاضی، به ما اجازه ملاقات داده نشد، برای ما محرز است که حتماً دکتر ملکی وضع وخیمی دارد و نمیخواهند خانوادهاش او را در این شرایط ببینند. اگر برای ایشان خطری ایجاد شود، همهی مسئولین جمهوری اسلامی، حتی ولی فقیه، همه در کشتن دکتر ملکی مسئول هستند. چون آنان، با نبردن ایشان به بیمارستان و جلوگیری از درمان او، قصد کشتنش را دارند.
روز سهشنبه چهاردهم مهرماه ۱۳۸۸ خانوادهی دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب که ۴۵ روز پیش از این در بستر بیماری دستگیر و به زندان اوین منتقل شده است، طی نامهی سرگشادهای اعلام کردند مطمئن هستند که آقای ملکی از نظر سلامتی در وضعیت خطرناکی به سر میبرد. در همین باره خانم قدسی میرمعز همسر دکتر ملکی میگوید:
پیش از این ما درخواست کرده بودیم که آقای ملکی به خاطر شرایط جسمانیاش به بیمارستان منتقل شود. اما قاضی پرونده به آقای مولایی، وکیل ایشان پیشنهاد داده بود که فعلاً ما ملاقاتی با وی داشته باشیم و بعد به مسألهی انتقال به بیمارستان پرداخته شود. به همین خاطر نامهای مبنی بر اجازهی ملاقات به وکیل داده بودند. روز دوشنبه سیزدهم مهرماه، من همراه پسر و دخترم با نامهی قاضی برای ملاقات به اوین رفتیم. از حدودهای ساعت هشت تا ۱۱ صبح منتظر ماندیم. در نهایت به ما گفتند که ایشان ممنوعالملاقات است. وقتی اعتراض کردیم که قاضی پرونده به ما نامه داده است که به ملاقات بیاییم، مسئول بازجویی گفت: «بروید به قاضی بگویید مسئول بازجویی گفته است ممنوعالملاقات است.»
ولی به لحاظ قانونی، قاضی پرونده مسئول ملاقات دادن یا ندادن به متهم است. روال قانونی مگر این نیست؟
همین طور است. اما در مدتی که حوادث پس از انتخابات پیش آمده است، رئیس و مرئوس و بالا و پایین ندارد.
این که نتوانستید آقای ملکی را ملاقات کنید، چرا باعث این همه نگرانی شما از وضعیت سلامتی ایشان شده است؟
چون این سابقه را از دههی ۶۰ و سال ۸۰ که دکتر در زندان بود، داریم. هر وقت زندانی حالش وخیم بود، اجازهی ملاقات داده نمیشد. از سوی دیگر، دکتر حدود ۲۵ روز پیش تماس تلفنی گرفت و خواست برایش لباس ببریم. در این تماس گفت که در زندان به او آرامبخش میدهند. اما ایشان اصلاً احتیاج به آرامبخش ندارد. خود وی داروهای لازم را دارد. داروهای آرامبخشی که در زندان به ایشان میدهند، با سابقهای که ما از سال ۸۰ که دکتر در زندان ۵۹ سپاه نگاهداری میشد داریم، آرامبخش نیست؛ بلکه روانگردان است.
آن سال هم که از این قرصها به او داده بودند، خود دادستانی انقلاب ناچار شد ایشان را ۲۲ روز در بیمارستان بستری کند. با توجه به این مسائل، من با اطمینان میگویم که حال دکتر ملکی بد است. چون هم ۴۸ سال است با ایشان زندگی میکنم، از وضع جسمی و روحی وی باخبرم و هم طی این مدت برخوردها را در این گونه موارد تجربه کردهام. مجموعهی آنچه گذشته است این اطمینان را به من میدهد که اینگونه قضاوت کنم. برای من صد درصد قطعی است که ایشان وضع بدی دارد که به ما اجازهی ملاقات ندادند.
در حال حاضر اعتراض یا خواستهی مشخص شما در وضعیتی که دکتر ملکی دارند، چیست؟
درخواست ما حتی این نبود که ایشان را آزاد کنند. ما گفتیم میدانیم که ایشان اتهامی ندارد و در نهایت شما شرمنده خواهید شد؛ ولی از نظر قانون اساسی، حقوق بشر و حتی از نظر اخلاق انسانی و اخلاق اسلامی، وظیفهی شما این است که او را برای درمان بفرستید. باید قرارش را تبدیل کنید که به بیمارستان فرستاده شود.
در مقابل درخواست شما برای اعزام به بیمارستان، چه پاسخی دادند؟
وقتی ما اعتراض کردیم، گفتند که او را به بهداری اوین میبرند. حال شما توجه کنید که کدام دکتر متخصصی میرود در زندان و در بهداری اوین کار کند؟ چرا که ایشان آریتمی دارد و نیاز به دکتر متخصص قلب دارد. مشکل پروستات او را حتماً باید دکتر متخصص درمان کند. دیابت و انواع و اقسام بیماریها را دارد که همه هم در اثر زندان رفتنها در جمهوری اسلامی به وجود آمده است.
آخرین ملاقات حضوری شما با دکتر ملکی کی بوده و ایشان در چه وضعیتی بودند؟
۴۶ روز از دستگیری ایشان گذشته است. ۱۰ یا ۱۵ روز بعد از دستگیریاش، با اصرار وکیل ایشان، به ما ملاقاتی دادند که در آن بازجو، آقای دکتر مولایی وکیل ایشان و من حضور داشتیم. در این ملاقات، ایشان به شدت مریض بود. یعنی دستهایش میلرزید و زانوهایش درد و لرزش داشت. چون همان طور که گفتم اگر سرطان پروستات ایشان درمان نشود، امکان متاستاز هست. آریتمی قلبی هم که دارد و باعث میشود ایشان یکباره مانند یک جنازه بیفتد و باید حتماً کمکهای اولیه به او برسد. باید پایش را بالا گرفت که خون به مغز برسد. تازه بعد از کمکهای اولیه، ایشان یک هفته در سیسییو بستری میشد.
با نوشتن این نامه، قصد گفتن چه مطلبی یا یادآوری دوبارهی چه نکتهای را داشتید؟
این که علیرغم نامهی قاضی، به ما اجازه ملاقات داده نشد، برای ما محرز است که حتماً دکتر ملکی وضع وخیمی دارد و نمیخواهند خانوادهاش او را در این شرایط ببینند. اگر برای ایشان خطری ایجاد شود، همهی مسئولین جمهوری اسلامی، حتی ولی فقیه، همه در کشتن دکتر ملکی مسئول هستند. چون آنان، با نبردن ایشان به بیمارستان و جلوگیری از درمان او، قصد کشتنش را دارند.
برگرفته از: رادیو زمانه
۱۳۸۸ مهر ۱۴, سهشنبه
چهارمین روز اعتراضات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
سه شنبه 14 مهر 1388 برای چهارمین روز متوالی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت هم صدا با دیگر دانشجویان سراسر کشور فریاد اعتراض سر دادند.
به گزارش موج سبز آزادی، از ساعت 12:30 ظهر مانند روزهای گذشته جمعیت بسیاری در نهارخوری پسران با سر دادن شعارهای "الله اکبر" و "یا حسین میر حسین" فریاد اعتراض خود را به گوش حامیان کودتا رساندند. رئیس حراست دانشگاه علم و صنعت به همراه تعدادی از مامورین حراست و افراد بسیج دانشگاه نیز مانند روزهای قبل با حضور در نهارخوری و اطراف آن سعی در ارعاب و تهدید دانشجویان داشتند. شنیده ها حاکی از آن است که این عده با شناسایی دانشجویان ساعاتی بعد با خانواده آنها تماس گرفته و سعی در تهدید دانشجویان و خانوادههای آنها برای در سرکوب اعتراضات دارند.
طی روزهای گذشته مامورین حراست نسبت به اخذ کارتهای دانشجویی برخی از معترضین و ممنوع الورود کردن و احضار تعدادی از آن ها به کمیتهی انضباطی اقدام کردهاند که این تحرکات از موج اعتراضات دانشجویان نکاسته و باعث طرحریزیهای دیگری نیز از جانب دانشجویان شدهاست.
همچنین در دانشکدههای مختلفی از دانشگاه علم و صنعت دانشجویان به مناسبت سالروز تولد مهدی کروبی به توزیع شیرینی و شکلات پرداخته و از شجاعتهای وی تجلیل کردند.
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه ازاد شیراز
در ادامه اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه های مختلف به سرکوب گسترده دانشگاهیان، دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز واحد صدرا نیز دست به یک تجمع اعتراضی زدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در تجمعی که دو روز پیش در دانشگاه آزاد شیراز(واحد صدرا)برگزار شد دانشجویان ضمن اعتراض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وضع موجود در جامعه خواستار استعفای دولت کودتا شدند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی چون دانشجو می میرد؛ذلت نمی پذیرد،نصرمن الله و فتح الغریب ننگ بر این دولت مردم فریب،دروغ گو،دروغ گو، اعتراض خود را به وضع موجود کشور وودولت نامشروع کنونی که بدون رای مردم بر سر کار آمده است بیان کردند. در ادامه نیز دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی به تجمع خود پایان دادند.
۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه
فراخوان دانشجویان علوم اجتماعی برای آزادی مهدی شیرزاد
عدهای از همکلاسیها و دوستان مهدی شیرزاد با راه اندازی وبلاگی و انتشار نامهای خواستار آزادی این دانشجوی علوم اجتماعی شدند. در این وبلاگ از کلیه فارغالتحصیلان و اساتید علوم اجتماعی دعوت شده است که نامه تهیهشده را برای آزادی مهدی شیرزاد امضا کنند. علاقمندان به امضای نامه مذکور میتوانند به آدرس wwww.freeshirzad.blogfa.com مراجعه و با درج مشخصات خود در بخش نظرات، این نامه را امضا کنند.
به گرارش موج سبز آزادی، متن این نامه که در این وبلاگ منتشر شده به قرار زیر است:
نزدیک به ده روز است که دانشجو و همکلاسی سابق ما، مهدی شیرزاد، بازداشت شده و هنوز از اتهامات احتمالی او اطلاعی در دست نیست. یکی دیگر از دانشجویان سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، علی پیرحسینلو، دانشآموخته سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (دبیرستان علامه حلی تهران) و وبلاگنویس نیز بیش از دو هفته است با وضعیتی مشابه بازداشت شده است. بازداشت چنین افرادی بیش از هر چیز به شکافی دامن میزند که متاسفانه مدتی است میان نخبگان کشور و متولیان امور پدید آمده و تدوام آن میتواند عواقب بسیار تلخی برای کشور به دنبال داشته باشد.
برای اهالی علوم اجتماعی بازداشت امثال مهدی شیرزاد این پرسش را بر می انگیزد که چرا در میان متولیان ادره امور نظام کسانی هستند که به محققان، مدرسان و دانشجویان علوم اجتماعی و به دانش آنان به چشم خطری برای خود مینگرند؟ چرا کار به جایی رسیده که در متن کیفرخواستی که در دادگاه متهمان ناآرامیهای پس از انتخابات قرائت میشود، پای شماری از برجسته ترین متفکرین علوم اجتماعی جهان مانند ماکس وبر، یورگن هابرماس و جان کین به عنوان متهم به میان می آید، و از آنان طوری یاد می شود که گویی اینان ماموران سازمان های امنتیتی شرق و غرب بوده و هستند. آیا به راستی کار به جایی رسیده که کسانی در سطوح مختلف نظام باور دارند که در آکادمیهای علوم اجتماعی توطئهای هماهنگ علیه حکومت ایران در حال شکلگیری است؟ صراحتا باید گلایه کنیم که چنین نگاهی به معنای آن است که صدها عالم و دانشجوی علوم اجتماعی خود نمیفهمند در کلاسها و کتابهایشان چه میگذرد اما، فیالمثل، یک کارمند دادگستری استان تهران این موضوع را میفهمد.
لازم می بینیم در همین فرصت بکوشیم تا تصویر روشنی از خصلت های نسل نوین علوم انسانی در ایران ارائه دهیم تا شاید بهانه ای باشد برای آشنا کردن متولیان امور با چند و چون و ذغدغه های این نسل. از دهه هفتاد شمسی نسل نوینی پا به دانشگاههای کشور گذاشت. نسلی که مهدی شیرزاد بی تردید یکی از برجستهترینهای آنهاست. جامعهای که تا سالیان سال علوم انسانی در آن رشتهای بود که افراد از بد حادثه آن را انتخاب می کردند و در عرف جامعه مختص کسانی بود که توانایی علمی و درسی اندکی داشتند، به ناگاه با نسلی نو مواجه شد که با ذهنی پرسشگر و خلاق دست به انتخاب رشتههای علوم انسانی زدند. اینان نسلی بودند که پس از انقلاب متولد شده، کودکیشان را در جنگ سپری کرده و تجربه سالهای جوانیشان با حوادثی مانند دوم خرداد مصادف شده بود. خصلت این نسل تنها یک چیز بود: ذهنی سرشار از سوال و دغدغه برای حل مسایل اساسی اجتماع ایران.
امثال مهدی شیرزاد وارد علوم انسانی شدند نه برای این که توش و توان علمی اندکی داشتند، درست برعکس، آن ها با هوش و زکاوتی درخشان، ذهنی جستجوگر و دغدغه هایی برای ساختن سرزمینی آبادترعلوم انسانی را انتخاب کردند.
اما نکته قابل توجه و شاید راهگشا برای متولیان امور روشن کردن نوع نگاه این نسل به سیاست است. اگرجوانان سال های دهه پنجاه شمسی با وجود همه اختلافات و تضادهای فکری و عقیدتی ـ که پس از انقلاب به شکلی خشونت بار خود را نشان داد ـ در یک ویژگی مشترک بودند و همگی فکر می کردند پاسخی قطعی برای همه مسائل بشری در اختیار دارند، نگاه نسل نوین به سیاست دیگر هیچ شباهتی به خیالاندیشی های ایدئولوژیزده نسل قبل از خود ندارد. ما به خلاف نسل پیش از خود، دیگر تصور نمی کنیم که پاسخ قطعی و نهایی هر چیز را در اختیار داریم. شاید مهمترین ویژگی نسل جدید وجود نوعی نگاه انتقادی در رویکرد آنان به پدیده های سیاسی و دوریشان از هر گونه خود مطلق انگاری بوده است. از چنین چشماندازی است که برای این نسل "اصلاحات" نه نام یک جریان سیاسی خاص، بلکه روشیست عالمانه برای ساختن جهانی به مراتب انسانیتر. از همین روست که اطلاق عنوان "برانداز" به نسل جدید دانشجویان و مدرسان علوم اجتماعی نه تنها ناشی از ناآگاهی، بلکه عنوانی است نامتجانس و باید بگوییم تداوم نگاه امنیتی به ما و نسل مهدی شیرزاد فقط بر ضخامت دیوارهای بیاعتمای می افزاید.
برهمین اساس ما دانشآموختگان علوم انسانی و اجتماعی ضمن اعلام حمایت و پشتیبانی از همکار و همکلاس خود، با تکیه بر دانش مشترکمان شهادت میدهیم که او همواره با اعتقادی عمیق نسبت به فرهنگ بومی و روش اصلاحی در عرصه سیاست گام برداشته و مانند همه ما و دیگر همنسلانش هیچ رویایی برای انقلاب مخملی را در سر نداشته است. امروز بازداشت مهدی شیرزاد و دانشجویانی نظیر علی رفاهی، محسن جعفری مقدم، فرید هاشمی و سارا اسمیزاده پیش از آنها بازداشت محمدرضا جلاییپور، و پس از او بازداشت علی پیرحسینلو، بازداشت افراد نیست، مقابله با دانشگاههای علوم انسانی است.
امید که با تدبیر در رفتار متولیان امور به زودی شاهد همکاری همه سطوح اجتماعی کشور در ساختن آیندهای بهتر برای ایران اسلامی باشیم.
به گرارش موج سبز آزادی، متن این نامه که در این وبلاگ منتشر شده به قرار زیر است:
نزدیک به ده روز است که دانشجو و همکلاسی سابق ما، مهدی شیرزاد، بازداشت شده و هنوز از اتهامات احتمالی او اطلاعی در دست نیست. یکی دیگر از دانشجویان سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، علی پیرحسینلو، دانشآموخته سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (دبیرستان علامه حلی تهران) و وبلاگنویس نیز بیش از دو هفته است با وضعیتی مشابه بازداشت شده است. بازداشت چنین افرادی بیش از هر چیز به شکافی دامن میزند که متاسفانه مدتی است میان نخبگان کشور و متولیان امور پدید آمده و تدوام آن میتواند عواقب بسیار تلخی برای کشور به دنبال داشته باشد.
برای اهالی علوم اجتماعی بازداشت امثال مهدی شیرزاد این پرسش را بر می انگیزد که چرا در میان متولیان ادره امور نظام کسانی هستند که به محققان، مدرسان و دانشجویان علوم اجتماعی و به دانش آنان به چشم خطری برای خود مینگرند؟ چرا کار به جایی رسیده که در متن کیفرخواستی که در دادگاه متهمان ناآرامیهای پس از انتخابات قرائت میشود، پای شماری از برجسته ترین متفکرین علوم اجتماعی جهان مانند ماکس وبر، یورگن هابرماس و جان کین به عنوان متهم به میان می آید، و از آنان طوری یاد می شود که گویی اینان ماموران سازمان های امنتیتی شرق و غرب بوده و هستند. آیا به راستی کار به جایی رسیده که کسانی در سطوح مختلف نظام باور دارند که در آکادمیهای علوم اجتماعی توطئهای هماهنگ علیه حکومت ایران در حال شکلگیری است؟ صراحتا باید گلایه کنیم که چنین نگاهی به معنای آن است که صدها عالم و دانشجوی علوم اجتماعی خود نمیفهمند در کلاسها و کتابهایشان چه میگذرد اما، فیالمثل، یک کارمند دادگستری استان تهران این موضوع را میفهمد.
لازم می بینیم در همین فرصت بکوشیم تا تصویر روشنی از خصلت های نسل نوین علوم انسانی در ایران ارائه دهیم تا شاید بهانه ای باشد برای آشنا کردن متولیان امور با چند و چون و ذغدغه های این نسل. از دهه هفتاد شمسی نسل نوینی پا به دانشگاههای کشور گذاشت. نسلی که مهدی شیرزاد بی تردید یکی از برجستهترینهای آنهاست. جامعهای که تا سالیان سال علوم انسانی در آن رشتهای بود که افراد از بد حادثه آن را انتخاب می کردند و در عرف جامعه مختص کسانی بود که توانایی علمی و درسی اندکی داشتند، به ناگاه با نسلی نو مواجه شد که با ذهنی پرسشگر و خلاق دست به انتخاب رشتههای علوم انسانی زدند. اینان نسلی بودند که پس از انقلاب متولد شده، کودکیشان را در جنگ سپری کرده و تجربه سالهای جوانیشان با حوادثی مانند دوم خرداد مصادف شده بود. خصلت این نسل تنها یک چیز بود: ذهنی سرشار از سوال و دغدغه برای حل مسایل اساسی اجتماع ایران.
امثال مهدی شیرزاد وارد علوم انسانی شدند نه برای این که توش و توان علمی اندکی داشتند، درست برعکس، آن ها با هوش و زکاوتی درخشان، ذهنی جستجوگر و دغدغه هایی برای ساختن سرزمینی آبادترعلوم انسانی را انتخاب کردند.
اما نکته قابل توجه و شاید راهگشا برای متولیان امور روشن کردن نوع نگاه این نسل به سیاست است. اگرجوانان سال های دهه پنجاه شمسی با وجود همه اختلافات و تضادهای فکری و عقیدتی ـ که پس از انقلاب به شکلی خشونت بار خود را نشان داد ـ در یک ویژگی مشترک بودند و همگی فکر می کردند پاسخی قطعی برای همه مسائل بشری در اختیار دارند، نگاه نسل نوین به سیاست دیگر هیچ شباهتی به خیالاندیشی های ایدئولوژیزده نسل قبل از خود ندارد. ما به خلاف نسل پیش از خود، دیگر تصور نمی کنیم که پاسخ قطعی و نهایی هر چیز را در اختیار داریم. شاید مهمترین ویژگی نسل جدید وجود نوعی نگاه انتقادی در رویکرد آنان به پدیده های سیاسی و دوریشان از هر گونه خود مطلق انگاری بوده است. از چنین چشماندازی است که برای این نسل "اصلاحات" نه نام یک جریان سیاسی خاص، بلکه روشیست عالمانه برای ساختن جهانی به مراتب انسانیتر. از همین روست که اطلاق عنوان "برانداز" به نسل جدید دانشجویان و مدرسان علوم اجتماعی نه تنها ناشی از ناآگاهی، بلکه عنوانی است نامتجانس و باید بگوییم تداوم نگاه امنیتی به ما و نسل مهدی شیرزاد فقط بر ضخامت دیوارهای بیاعتمای می افزاید.
برهمین اساس ما دانشآموختگان علوم انسانی و اجتماعی ضمن اعلام حمایت و پشتیبانی از همکار و همکلاس خود، با تکیه بر دانش مشترکمان شهادت میدهیم که او همواره با اعتقادی عمیق نسبت به فرهنگ بومی و روش اصلاحی در عرصه سیاست گام برداشته و مانند همه ما و دیگر همنسلانش هیچ رویایی برای انقلاب مخملی را در سر نداشته است. امروز بازداشت مهدی شیرزاد و دانشجویانی نظیر علی رفاهی، محسن جعفری مقدم، فرید هاشمی و سارا اسمیزاده پیش از آنها بازداشت محمدرضا جلاییپور، و پس از او بازداشت علی پیرحسینلو، بازداشت افراد نیست، مقابله با دانشگاههای علوم انسانی است.
امید که با تدبیر در رفتار متولیان امور به زودی شاهد همکاری همه سطوح اجتماعی کشور در ساختن آیندهای بهتر برای ایران اسلامی باشیم.
جمعی از اساتید، دانشآموختگان و دانشجویان علوم انسانی و اجتماعی
۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه
احضار گسترده دانشجویان شهید بهشتی به حراست دانشگاه
با گذشت ده روز از آغاز سال تحصیلی جدید، دانشگاه شهیدبهشتی تهران، همچنان شاهد احضار گستردهی دانشجویان این دانشگاه به حراست این دانشگاه است.
همزمان با افزایش موج احضارها در سایر دانشگاههای کشور، دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی نیز از این امر مستثنی نماندند و بهویژه دانشجویان ساکن خوابگاه به صورت گسترده به حراست این دانشگاه فراخوانده شده در ارتباط با تجمعات اعتراضی پس از انتخابات مورد بازخواست قرار گرفتهاند. حجم احضارها به حدی بوده است که در روزهای اول، دانشجویانی که از مقابل حراست عبور میکردند، شاهد صفی طولانی از دانشجویانی بودند که در مقابل درب آن، در انتظار ورود بودهاند.
تعدادی از دانشجویان احضارشده به بامدادخبر گفتهاند که بازجویی از آنها توسط شخصی به نام "برهانی"، صورت گرفته و سوالها بیشتر حول تجمعات 24 و 25 خردادماه در مقابل کوی دانشگاه شهیدبهشتی، تجمعات قبل از انتخابات و پس از مناظرهی کاندیداها، اللهاکبرهای شبانه و معرفی افرادی که در تجمعات نقش اصلی را داشتند، دور میزده است.
این درحالیاست که سوالهای پرسیده شده از دانشجویان دختر، گاه به حوزهی خصوصی آنها همچون نوع پوشش و آرایش هم کشیده شده است. تاکنون به غیر از یک مورد حکم یک ترم تعلیق برای یکی از دانشجویان مقطع دکترای این دانشگاه، سایر احضارها تنها به اخذ تعهد کتبی از دانشجویان منتهی شده است.
یک فعال دانشجویی در دانشگاه شهیدبهشتی، که نخواست نامش فاش شود، هدف از احضارهای صورت گرفته را ایجاد فضای رعب در میان دانشجویان در آغاز سال تحصیلی دانسته تا از ادامهی اعتراضات در این دانشگاه جلوگیری شود.
فریاد الله اکبر دانشجویان علم و صنعت، در اعتراض به احکام کمیته انضباطی
جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت روز شنبه در اعتراض به صدور احكام سنگين كميته انضباطي براي شش نفر از فعالين دانشگاه که منجر به اخراج سه تن از آنان شده است و همچنین احضار هفت دانشجوی ديگر، اقدام به سر دادن شعار "الله اکبر" و "یاحسین میرحسین" در سلف دانشگاه نموده و خواهان بازگشت این دانشجویان به دانشگاه شدند. گفتنی است دانشجویانی که این احکام غیرقانونی در مورد آن ها صادر شده است هم اکنون به دانشگاه و خوابگاه ممنوع الورود میباشند. در بیانیه این دانشجویان آمده است این اعتراض همه روزه و راس ساعت 12:30 در سلف دانشگاه ادامه خواهد یافت.
به گزارش موج سبز آزادی، متن بیانیه به این شرح است:
به نام اوو به ياد شهید كيانوش آسا
تابستان امسال دانشگاه علم وصنعت كه هنوز داغدار شهادت كيانوش آسا و ده ها هم وطن ديگرمان بود، بار ديگر از سوي اقتدار گرايان مورد هجوم قرار گرفت. احكام سنگين كميته انضباطي براي شش نفر از فعالين مستقل دانشگاه که منجر به محرومیت از تحصیل برای تعدادی از آنان می گردد، و همچنين احضار هفت نفر ديگر از دوستانمان به اين كميته بيش از پيش معناي " آزادي نزديك به مطلق" را برايمان روشن كرد.
ما جمعي از دانشجويان علم و صنعت ضمن اعلام حمايت از اين دوستان و پاسداشت خدماتي كه در حفظ استقلال و شأن دانشگاه انجام دادند، از عموم دانشجويان دعوت مي كنيم تا هر روز رأس ساعت 12:30 با سر دادن نداي "الله اكبر" علاوه بر اعلام حمايت از اين دوستان، تلاشي كنيم تا شايد اين بار مسئولين دانشگاه را از خواب و خيال پست و مقام به در آريم و به اربابانشان نيز يادآور شويم كه دانشگاه زنده است.
به گزارش موج سبز آزادی، متن بیانیه به این شرح است:
به نام اوو به ياد شهید كيانوش آسا
تابستان امسال دانشگاه علم وصنعت كه هنوز داغدار شهادت كيانوش آسا و ده ها هم وطن ديگرمان بود، بار ديگر از سوي اقتدار گرايان مورد هجوم قرار گرفت. احكام سنگين كميته انضباطي براي شش نفر از فعالين مستقل دانشگاه که منجر به محرومیت از تحصیل برای تعدادی از آنان می گردد، و همچنين احضار هفت نفر ديگر از دوستانمان به اين كميته بيش از پيش معناي " آزادي نزديك به مطلق" را برايمان روشن كرد.
ما جمعي از دانشجويان علم و صنعت ضمن اعلام حمايت از اين دوستان و پاسداشت خدماتي كه در حفظ استقلال و شأن دانشگاه انجام دادند، از عموم دانشجويان دعوت مي كنيم تا هر روز رأس ساعت 12:30 با سر دادن نداي "الله اكبر" علاوه بر اعلام حمايت از اين دوستان، تلاشي كنيم تا شايد اين بار مسئولين دانشگاه را از خواب و خيال پست و مقام به در آريم و به اربابانشان نيز يادآور شويم كه دانشگاه زنده است.
اعضای بازدداشت شده تحکیم آزاد شدند
اعضای شورای مرکزی و دفتر تهران تحکیم وحدت که صبح روز جمعه دهم مهرماه بازداشت شده بودند روز شنبه آزاد شدند. این افراد توسط ماموران وزارت اطلاعات در پارک جمشیدیه تهران دستگیر شده بودند.
۱۵ تن از اعضای دفتر تحکیم وحدت که قرار بود روز جمعه دهم مهرماه در پارک جمشیدیه تهران دور هم جمع شده و در مورد شروع سال تحصیلی و رویکرد جنبش دانشجویی به قضایای اخیر صحبت کنند، توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام "قصد برپایی تجمع غیرقانونی" دستگیر شدند.
مهدی عربشاهی، میلاد اسدی و فرید هاشمی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت جزو بازداشتشدگان بودند که به همراه سایر دوستان و همکارانشان صبح روز شنبه یازدهم مهرماه آزاد شدند. مرتضی سیمیاری دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت در گفت و گو با دویچهوله ضمن اعلام خبر آزادی این افراد میگوید این احضارها و بازداشتهای کوتاه مدت یا طولانی نشانهای از سردرگمی دولت کنونی در برخورد با اعتراضات مردمی است.
وی معتقد است این گونه برخوردها نمیتواند باعث ساکت شدن دانشگاه شود و برعکس معتقد است هرچه فشار بر دانشجویان بیشتر شود، اعتراضات رادیکالتر خواهد شد. سیمیاری همچنین در مورد اظهارات اخیر فرمانده سپاه که از بسیج دانشجویی خواسته در برخورد با دانشجویان ''خاطی‘‘ منتظر دستور مافوق نشوند و خود عمل کنند میگوید فرمانده سپاه دانشگاه را با پادگان اشتباه گرفته و تصور کرده همانگونه که در پادگان میتوان دست به برخوردهای تند و خشن زد در دانشگاه هم میتوان همان کار را کرد.
فرمان حمله دانشجویان بسیجی توسط فرمانده کل سپاه
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران به اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه ها گفته است که در مقابله با ناآرامی های احتمالی در دانشگاه ها واکنش نشان دهند و منتظر فرمان مافوق نباشند.
سرلشکر محمدعلی جعفری روز جمعه ۱۰ مهر ماه (۲ اکتبر) در گردهمایی مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه های ایران، با اشاره به تفاوت های موجود در فضای دانشگاه های مختلف گفت: "بسیج دانشجویی در میدان جنگ نرم، استقلال عمل دارد و فرماندهی این میدان مبارزه متمرکز نیست".او افزود: "فرماندهان جوان جبهه جنگ نرم باید به عرصه های سیاسی و فرهنگی این میدان آشنا شوند و در هر مکانی که هستند، عکس العمل های مناسب نشان داده و روشنگری کنند و منتظر دستور مسئولین بالادست نباشند".به گزارش بی بی سی، فرمانده سپاه به مسئولان بسیج دانشجویی هشدار داد که امسال نمی توانند تنها به برگزاری برنامه های معمول بسیج دانشجویی در سال های گذشته اکتفا کنند، "چون ممکن است نوع عملکرد بسیج دانشجویی در سال های گذشته برای مقابله با جریان کنونی جوابگو نباشد".'افسران جوان'نخستین بار آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در دیداری در اوایل شهریورماه لقب "افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم" را برای دانشجویان طرفدار خود به کار برد. کسی که در جایگاه خواص نتوانسته به خوبی تحلیل کند و در حوادث پس از انتخابات سکوت کرده بود، اکنون نیز باید سکوت کند و دم از وحدت نزندسرلشگر جعفری ظاهرا در اشاره به طرح اکبر هاشمی رفسنجانیآقای خامنه ای گفته بود: "این که چه کار باید بکنید، چه جور باید عمل کنید، چه جور باید تبیین کنید، اینها چیزهایی نیست که من فهرست کنم. اینها کارهایی است که خود شماها باید در مجامع اصلی تان، در اتاق های فکرتان بنشینید و راهکارها را پیدا کنید؛ اما هدف مشخص است، هدف دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله با یک حرکت همه جانبه متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته علمی رسانه ای. باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود".اکنون فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به این که آیت الله خامنه ای از سال ها پیش در مورد "تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی" هشدار داده بود، گفته است: "ایشان امروز هم بحث تهدید و جنگ نرم را مطرح می کنند، اما مشکل جنگ نرم این است به طور کامل حس نمی شود و در مورد آن غفلت می کنیم".سرلشکر جعفری ناآرامی های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران را "بزرگترین خطر برای محتوای نظام و انقلاب اسلامی" در ۳۰ سال گذشته و حتی خطرناک تر از جنگ ایران و عراق خواند و گفت: "در این فتنه تا مرز براندازی پیش رفتیم".او گفت: "در اتفاقات اخیر تمام نیروهای داخلی اصلاحات و حامیان خارجی آنها سرمایه گذاری و هزینه کرده بودند تا به پیروزی برسند، چون می دانستند در صورت بازگشت مجدد به قدرت، ماجرا با دفعه قبل (۲ خرداد ۱۳۷۶) تفاوت دارد؛ اما با هوشیاری مردم و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری این توطئه عظیم خنثی شد، هرچند آثار منفی آن همچنان باقی است".فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گفت که حوادث پس از انتخابات وحدت و انسجام داخلی را خدشه دار کرده و به "اعتبار نظام" ضربه ضد و افزود: "سال ها طول می کشد تا این آثار منفی جبران شود".انقلابی ماندن سخت تر از انقلاب کردن است و ممکن است در این فضا افرادی که انقلابی بودند و در کنار امام بوده اند دچار مشکل شوند و در غربال انقلاب تصفیه شوند.او به مسئولان بسیج دانشجویی گفت: "مهمترین وظیفه ما در مقطع کنونی، روشنگری بعد از این فتنه عمیق است، چون ضربه ای حیثیتی به نظام وارد شد".او در مورد طرح های وحدتی که گفته می شود توسط عده ای از سیاستمداران در ایران در حال تدوین است گفت: "هرگز نمی توان با فردی که به آرای مردم تمکین نمی کند و به خاطر اشتباهاتش حاضر به عذرخواهی نیست، به دنبال وحدت بود".اشاره آقای جعفری به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای معترض انتخابات است که می گویند در انتخابات تقلبی گسترده و "مهندسی آراء" صورت گرفته و دولت برآمده از این انتخابات مشروع نیست.از جمله طرح هایی که گفته می شود برای خروج از وضعیت فعلی سیاسی در ایران در دست تدوین است، طرحی است که زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران بررسی می شود.آقای جعفری ظاهرا در اشاره به این طرح گفته است: "کسی که در جایگاه خواص نتوانسته به خوبی تحلیل کند و در حوادث پس از انتخابات سکوت کرده بود، اکنون نیز باید سکوت کند و دم از وحدت نزند".او همچنین در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان حاضر در جلسه در مورد "ارتباطات محمد خاتمی با بنیاد سوروس" گفت: "این مورد نیز مانند بسیاری از تخلفات دیگری است که وی انجام داده است، گذشت زمان بسیار تعیین کننده خواهد بود و امیدواریم شرایطی برای اجرای حق و عدالت در کشور فراهم شود".اخیرا خبرگزاری رسمی دولت ایران ادعا کرده بود که جورج سوروس، بنیانگذار موسسه "جامعه آزاد" در آمریکا، در یک سخنرانی در روز ۱۱ سپتامبر امسال در نیویورک به دو دیدار خود با آقای خاتمی اشاره کرده است.دفتر آقای خاتمی و دفتر آقای سوروس چنین دیدارهایی را تکذیب می کنند. دفتر آقای سوروس می گوید اساسا چنین سخنرانی ای انجام نشده است.فرمانده سپاه پاسداران ایران گفته است: "انقلابی ماندن سخت تر از انقلاب کردن است و ممکن است در این فضا افرادی که انقلابی بودند و در کنار امام بوده اند دچار مشکل شوند و در غربال انقلاب تصفیه شوند".
خبرهایی از اوین- انتقال دو تن از دانشجویان بر قرنطینه بند7
مجید دری و ضیا نبوی، دانشجویان ستارهدار و اعضای شورای دفاع از حق تحصیل طی روزهای گذشته به قرنطینه بند 7 زندان اوین منتقل شدهاند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، وضعیت بهداشتی قرنطینه بند 7 به شدت نامناسب توصیف شده است. وجود حشرات ناقل بیماری همچون کک و شپش و بیماری پوستی گال از جمله مواردی است که شرایط را برای زندانیان حاضر در این قرنطینه دشوار نموده است. بیماری گال بعلت آلودگی انگلی با نوع مادهی حشرههای میکروسکوپی به نام مایت و دارای قابلیت سرایت به افراد دیگر و اپیدمی است.ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه بابلبسر مازنداران در تاریخ 25 خردادماه به همراه تعدادی از دوستان خود بازداشت و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد، وی در اولین ملاقات خود با خانواده در 17 شهریور 1388 درحالی در کابین تلفنی سالن ملاقات حاضر شد که موهای وی تراشیده شده بود و وضعیت جسمی مناسبی نداشت. گفته می شود بازجویی از این دانشجوی محروم از تحصیل کماکان ادامه داشته و بیشترین فشار و تمرکز بر روی "شورای دفاع از حق تحصیل " و اعضای آن است.مجید دری از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل است که در جریان وقایع پس از انتخابات در تاریخ اول تیرماه برای اولین بار بازداشت شد. وی پس از آزادی در تاریخ ۱۸ تیرماه برای دومین بار بازداشت شده و در کیفرخواست قرائت شده از سوی نماینده دادستانی در جریان دومین دادگاه موسوم به رسیدگی به متهمان اغتشاشات اخیر با اتهام نفاق مواجه شده است.
۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه
واکنش دفتر تحکیم وحدت به بازدداشت اعضای این تشکل
واکنش دفتر تحکیم وحدت، به بازداشت اعضای این تشکل:
این اقدامات، انداختن جرقه در انبار باروت است
درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیهای صادر کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:
صبح امروز جمعه دهم مهرماه 1388 درحالی که دانشگاههای سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستمکشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند میشود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کردهاند.
اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده که تاکنون محرز شده به این شرح است: مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).
دفتر تحکیم وحدت ابراز امیدواری میکند که چنین اقدام عجولانهای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد چرا که پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاههای امنیتی و انتظامی است.
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذیربط به شرایط ملتهب محیطهای دانشجویی تاکید میکند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیشبینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزدهای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاهها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقهای در انبارهای باروت خواهد بود.
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدتدهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
صبح امروز جمعه دهم مهرماه 1388 درحالی که دانشگاههای سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستمکشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند میشود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کردهاند.
اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده که تاکنون محرز شده به این شرح است: مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).
دفتر تحکیم وحدت ابراز امیدواری میکند که چنین اقدام عجولانهای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد چرا که پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاههای امنیتی و انتظامی است.
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذیربط به شرایط ملتهب محیطهای دانشجویی تاکید میکند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیشبینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزدهای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاهها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقهای در انبارهای باروت خواهد بود.
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدتدهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
شروعی دوباره
حضور دوستان و هواداران عرض ادب
از انجایی که برادران مسئول در جمهوری اسلامی همواره به طیف دانشجویی ارادت داشته و وب سایت های دانشجویان را یا هک و یا از گردونه اطلاع رسانی خارج می نمایند و ما دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز نیز از این قاعده مستثنی نبوده ایم و وب سایت دانشجویان هوادار در بلاگفا نیز از گردونه اطلاع رسان خارج گردید. و به همین جهت بر آن شدیم وب سایتی دیگر در بلاگ اسپات ایجاد نماییم تا بتوانیم با دوستان در سراسر کشور در ارتباط باشیم امید است که دانشجویان هوادار بتوانند کما کان ارتباط خود را با سایر تشکل های دانشجویی تداوم بخشیده و راه آگاهی و آزادی را همگام با دوستان ادامه دهند. شما می توانید اخبار و گزارشات خود را با ما در میان بگذارید. با ادرس:jmm1388@gmail.com
از انجایی که برادران مسئول در جمهوری اسلامی همواره به طیف دانشجویی ارادت داشته و وب سایت های دانشجویان را یا هک و یا از گردونه اطلاع رسانی خارج می نمایند و ما دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز نیز از این قاعده مستثنی نبوده ایم و وب سایت دانشجویان هوادار در بلاگفا نیز از گردونه اطلاع رسان خارج گردید. و به همین جهت بر آن شدیم وب سایتی دیگر در بلاگ اسپات ایجاد نماییم تا بتوانیم با دوستان در سراسر کشور در ارتباط باشیم امید است که دانشجویان هوادار بتوانند کما کان ارتباط خود را با سایر تشکل های دانشجویی تداوم بخشیده و راه آگاهی و آزادی را همگام با دوستان ادامه دهند. شما می توانید اخبار و گزارشات خود را با ما در میان بگذارید. با ادرس:jmm1388@gmail.com
اشتراک در:
پستها (Atom)
