فرياد بر بيداد
امروز، مورخه اول مهر ماه سال 2548 حقوق بشري ( 1388 خورشيدي ) ثمره دو سال و نيم تلاش خود را در راه ايران و ايراني گرفتيم. دو سال و نيم خون دل خورديم و بي خوابي كشيديم به اميد اين كه شايد انديشه و آرمان ما راهگشاي حل بسياري از مشكلات اين مملكت ويران باشد. اين گونه مي پنداشتيم كه آغازگر جنبشي هستيم كه روزي موج سركش و طغيان گرش ويران گر ساحل امن اهريمنان خواهد بود و هر قطره اش روياننده نهالي خواهد بود كه در سايه اش روزگاري خواهيم زيست.
در طول دو سال و نيم فعاليت هيچگاه هدفي سياسي به اهداف بنياد نيافزوديم، مبادا كه مرتجعين ديو سيرت همين چشمه كوچك را نيز بخشكانند. مبادا كه از آرمان اصلي مان كه همانا همزيستي مسالمت آميز و برابر ملت ايران با هر قوميت و مذهبي است دور شويم. همواره در تلاش بوديم تا در نبرد با عناصر جدايي خواه پيشگام باشيم و به ادعاي همين گروهك ها، مانعي باشيم سهمگين سد راه اهداف پليدشان.
اما آنچه كه امروز شاهد آن هستيم اين است كه در پيوندي تاريخي، كوتاه فكران مسند نشين دست در دست جدايي خواهان انيراني، ملي گرايان ايران زمين را با هر گرايش سياسي هدف قرار داده و با هر ابزاري و به هر طريقي راه را سوي ما مبارزين راه ايران – راه آزادي مسدود كرده اند. به راستي معني اين كار چيست ؟ مگر نه اين كه با سركوب ما ترازو را به سود تجزيه طلبان و گروهك هاي تروريستي سنگين تر كرده و هر روز بر قدرت اين قبيل جريانات مي افزاييد ؟
مگر ما چه مي خواهيم ؟ آيا اگر بر حقوق مسلم خود در درياي مازندران و خليج فارس تاكيد ورزيده ايم، آيا اگر از كم كاري سران نظام در تحقق آرمان هاي ناسيوناليستيمان دم زده ايم، آيا اگر تخريب آثار باستاني و محيط زيست ايران زمين را محكوم كرده ايم و آيا اگر منشور حقوق بشر را بر هر مكتوبي ارجعيت داديم سزاوار چنين برخورد ناجوان مردانه و ظالمانه اي هستيم.
مقصر نه شما ضحاكانيد و نه مارهاي انسان خوارتان. مقصر خود ماييم كه با برخورد محافظه كارانه و محتاطانه خود اجازه داديم شما مارهاي حقير، و تو ضحاك زمان تير خود را سوي ما نشانه رفته و ما را به مرگ انديشه تهديد كني. اما بدانيد اين نه تنها پايان كار نيست بلكه آغاز راهي است كه همواره از پاي نهادن در آن خود را بر حذر داشته ايم. امروز راهي را پيش پاي ما نهاديد كه جز رفتن آن راهي براي دوام و بقا نداريم و شرايط را به گونه اي رقم زده ايد كه يا بايد تا آخرين نفس پيش رفته و به آرمان هاي جديدمان دست يازييم و يا به دست جلاد هايتان اين راه پر فراز و نشيب را با جسم و جان ما، لاله گون كنيد.
بدانيد كه اقداماتي اين چنيني نه بر قدرت شما مي افزايد و نه اعتباري برايتان ايجاد مي كند، بلكه باعث شُديد تا نام بنياد " ايران ما " در كنار ساير احزاب و گروه هاي تاريخ ساز جاي گيرد و ناخواسته از ما بتي ساختيد كه شايد خود براي ايجاد آن نياز به سال ها زمان داشتيم.
زين رو، از شما كوته فكران و كژ انديش بخاطر اين همه مهر و محبت سپاس گزاريم و با سينه اي باز آماده شليك تير خلاصتان هستيم. باشد كه بدين طريق آيندگان به نيكي از ما ياد كنند؛ باشد كه روزي نوادگان ما به داشتن چنين نياكان نيك انديشي بر خويشتن ببالند و چه زيباست روزي كه شاهد چكيدن قطرات خون خود بر سراي ايران و در راه آزادي باشيم
امروز، مورخه اول مهر ماه سال 2548 حقوق بشري ( 1388 خورشيدي ) ثمره دو سال و نيم تلاش خود را در راه ايران و ايراني گرفتيم. دو سال و نيم خون دل خورديم و بي خوابي كشيديم به اميد اين كه شايد انديشه و آرمان ما راهگشاي حل بسياري از مشكلات اين مملكت ويران باشد. اين گونه مي پنداشتيم كه آغازگر جنبشي هستيم كه روزي موج سركش و طغيان گرش ويران گر ساحل امن اهريمنان خواهد بود و هر قطره اش روياننده نهالي خواهد بود كه در سايه اش روزگاري خواهيم زيست.
در طول دو سال و نيم فعاليت هيچگاه هدفي سياسي به اهداف بنياد نيافزوديم، مبادا كه مرتجعين ديو سيرت همين چشمه كوچك را نيز بخشكانند. مبادا كه از آرمان اصلي مان كه همانا همزيستي مسالمت آميز و برابر ملت ايران با هر قوميت و مذهبي است دور شويم. همواره در تلاش بوديم تا در نبرد با عناصر جدايي خواه پيشگام باشيم و به ادعاي همين گروهك ها، مانعي باشيم سهمگين سد راه اهداف پليدشان.
اما آنچه كه امروز شاهد آن هستيم اين است كه در پيوندي تاريخي، كوتاه فكران مسند نشين دست در دست جدايي خواهان انيراني، ملي گرايان ايران زمين را با هر گرايش سياسي هدف قرار داده و با هر ابزاري و به هر طريقي راه را سوي ما مبارزين راه ايران – راه آزادي مسدود كرده اند. به راستي معني اين كار چيست ؟ مگر نه اين كه با سركوب ما ترازو را به سود تجزيه طلبان و گروهك هاي تروريستي سنگين تر كرده و هر روز بر قدرت اين قبيل جريانات مي افزاييد ؟
مگر ما چه مي خواهيم ؟ آيا اگر بر حقوق مسلم خود در درياي مازندران و خليج فارس تاكيد ورزيده ايم، آيا اگر از كم كاري سران نظام در تحقق آرمان هاي ناسيوناليستيمان دم زده ايم، آيا اگر تخريب آثار باستاني و محيط زيست ايران زمين را محكوم كرده ايم و آيا اگر منشور حقوق بشر را بر هر مكتوبي ارجعيت داديم سزاوار چنين برخورد ناجوان مردانه و ظالمانه اي هستيم.
مقصر نه شما ضحاكانيد و نه مارهاي انسان خوارتان. مقصر خود ماييم كه با برخورد محافظه كارانه و محتاطانه خود اجازه داديم شما مارهاي حقير، و تو ضحاك زمان تير خود را سوي ما نشانه رفته و ما را به مرگ انديشه تهديد كني. اما بدانيد اين نه تنها پايان كار نيست بلكه آغاز راهي است كه همواره از پاي نهادن در آن خود را بر حذر داشته ايم. امروز راهي را پيش پاي ما نهاديد كه جز رفتن آن راهي براي دوام و بقا نداريم و شرايط را به گونه اي رقم زده ايد كه يا بايد تا آخرين نفس پيش رفته و به آرمان هاي جديدمان دست يازييم و يا به دست جلاد هايتان اين راه پر فراز و نشيب را با جسم و جان ما، لاله گون كنيد.
بدانيد كه اقداماتي اين چنيني نه بر قدرت شما مي افزايد و نه اعتباري برايتان ايجاد مي كند، بلكه باعث شُديد تا نام بنياد " ايران ما " در كنار ساير احزاب و گروه هاي تاريخ ساز جاي گيرد و ناخواسته از ما بتي ساختيد كه شايد خود براي ايجاد آن نياز به سال ها زمان داشتيم.
زين رو، از شما كوته فكران و كژ انديش بخاطر اين همه مهر و محبت سپاس گزاريم و با سينه اي باز آماده شليك تير خلاصتان هستيم. باشد كه بدين طريق آيندگان به نيكي از ما ياد كنند؛ باشد كه روزي نوادگان ما به داشتن چنين نياكان نيك انديشي بر خويشتن ببالند و چه زيباست روزي كه شاهد چكيدن قطرات خون خود بر سراي ايران و در راه آزادي باشيم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر